بستن
کد خبر: ۱۰۲۷۲۵۰

امکان تحقق عدالت؟

امکان تحقق عدالت؟
کوروش الماسی محقق و پژوهشگر
معمولا افراد، گروها و ملت‌ها برای تحقق انواع نیازها، تمایلات، آرزوها، خواسته‌ها و... اهدافی را انتخاب می‌کنند. یکی از عوامل اساسی در تحقق اهداف، داشتن یا حصول شناخت و آگاهی در مورد محیطی عینی که قرار است اهداف گوناگون در آن محقق شوذ، می‌باشد. به عبارتی، اگر افراد، گروه‌ها و ملت‌ها از محیط عینی یا مسیری که قرار است فرایند تحقق اهداف از آن گذر کند، آگاهی و دانش کافی و واقع بینانه داشته باشند، احتمال تحقق اهداف بسیار بیشتر خواهد شد، چراکه داشتن آگاهی و شناخت در مورد محیط و مسیر حرکت به سوی تحقق اهداف، می‌تواند راهکارها، طرح‌ها و راهبردهای کاربردی و کم هزینه‌ای را برای تحقق اهداف مدنظر در اختیار افراد، گروه‌ها و ملت‌ها قرار دهد. به بیان دیگر، امری طبیعی است که اگر افراد، گروه‌ها و ملت‌ها متوجه شوند که مسیری که برای تحقق یک هدف خاص طی می‌کنند، خطا و بی‌حاصل است، تلاش خواهند کرد از طریق تدابیر، راهکارها، طرح‌ها و راهبردهای متفاوت مسیر جدیدی را برای تحقق هدف خود اتخاذ کنند. اینکه اگر افراد، گروها و ملت‌ها در مورد آینده یا فرایندهایی که آینده را می‌سازند، آگاهی و دانش لازم داشته باشند، آنگاه می‌توانند اهداف، تصمیم‌ها، برنامه‌ها و راهکارهای مناسب را برای کنترل و هدایت آینده تدبیر و اتخاذ کنند. در این راستا نکاتی کلی و کاربردی پیرامون امکان تحقق عدالت اجتماعی ارائه می‌شود. پر بیراه نیست اگر عدالت خواهی را یکی از بنیادی‌ترین خواسته‌های انسان‌ها در همه جوامع تلقی کنیم. عدالت؟ به بیانی کلی و کاربردی، عدالت معطوف به رعایت حقوق(حق) یک دیگر در روابط اجتماعی می‌باشد. به عبارتی، عدالت یک پدیده مدنی با ریشه‌های روانشناختی است، بدین معنی که بر اساسی درک، تشخیص و تحلیل شرایط زیست(اجتماعی) می‌پذیریم که باید به شکلی نظام مند و قابل پیش بینی با دیگر اعضای جامعه رفتار و برخورد کنیم، چراکه در زیست طبیعی مبحث عدالت غیرکاربردی و بی‌معناست. به عنوان مثال، هنگامی که شاهد دریده شدن بدن یک آهو توسط یک شیر یا ببر هستیم، نمی‌گویم شیر یا ببر عدالت را رعایت نکردند یا رفتاری ناعادلانه در قبال آهو داشته‌اند، بنابراین عدالت یک پدیده اجتماعی مبتنی بر یک نظام حقوقی است. یا به عبارتی کاربردی‌تر، عدالت برآیند «نظم حقوقی برآمده از خرد و اراده جمعی(ملی)» است. اینکه پدیده عدالت یا عدالت خواهی در جوامع قبل از عصر روشنگری یا وجود نداشته یا بسیار محدود بوده است. از اینرو، عدالت برآیند مستقیم حاکمیت قانون و نه حاکمیت برخی اراده‌های فردی یا اقلیتی می‌باشد. اینکه حاکمیت قانون در جهان معاصر بدین معنی است که نظام حقوقی یک جامعه انعکاس و تبلور خرد و اراده جمعی است و نه اراده و اهداف یک جناح اقلیت. بنابراین، تحقق عدالت در جوامعه‌ای که نظم حقوقی انعکاس اراده و اهداف یک گروه اقلیت باشد، قابل درک نیست. از اینرو، تحقق عدالت منهای استقرار نظم حقوقی مبتنی و برآمده از خرد و اراده جمعی، رویای اذهان افسرده، فاقد صداقت، ضد ملی و رومانتیک می‌باشد. به گواه شواهد تاریخی و تجربی دو روش قهرآمیز و قانون محور برای احقاق حق در جوامع گوناگون مرسوم بوده و است. به‌طور کلی تا قبل از تولد خرد جمعی در عصر روشنگری، به دلیل حکمرانی اراده‌ها و منویات برخی اقلیت‌ها و افراد، رایج و مرسوم‌ترین روش «تحقق عدالت» قهرآمیز بوده است، اما بعد از عصر روشنگری به ویژه بخاطر تولد خرد جمعی که محصول توسعه علوم گوناگون به ویژه علوم اجتماعی و علوم انسانی بود، کاربردی، کم هزینه و رایج‌ترین روش احقاق حقوق «تحقق عدالت» فردی، گروهی و اجتماعی، توسل به قوانین(قانون اساسی) شد، بنابراین به گواه شواهد تجربی و تاریخی در جهان خرد بنیاد معاصر،«تحقق عدالت» فردی و اجتماعی در جوامعی که اراده و منویات برخی اقلیت‌ها و افراد مبنا یا بستر قوانین اجتماعی است، اگر نگویم غیرممکن، اما بسیار دشوار و زمانبر خواهد بود. شاید مهمترین راهکار مدنی به منظور تحقق عدالت، تلاش برای جایگزینی خرد و اراده جمعی به‌جای اراده و اهداف گروهی باشد.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی