ادامه از صفحه اول/ از تأثیرات گشایش روابط دیپلماتیک این کشور با رژیم صهیونیستی، افزایش فشار افکار عمومی جهان اسلام و از بین رفتن اعتبار این کشور و منزوی شدن آن در بین کشورهای اسلامی است؛ مسألهای که قطعا برای مقامات امارات مطلوبیت ندارد و میکوشند با گسترش روابط با کشورهای قدرتمند جهان اسلام همچون ایران و ترکیه، خود را از این دام برهانند و همچنان جایگاه خود را در بین کشورهای اسلامی حفظ کنند. در واقع، امارات متحده عربی در چند سال اخیر کوشیده است تصویری از یک کشور عملگرا و منفعت محور از خود به نمایش بگذارد و خود را به عنوان بازیگری مطرح کند که با همه طرفها در منطقه در ارتباط بوده و در جستوجوی منافع و توسعه تجارت و امنیت، روابط خارجیاش را در طیف وسیعی تعریف کرده که از محور مقاومت تا تلآویو در آن می گنجند. در این راستا این کشور بعد از توافقات سیاسی و اقتصادی اخیری که با مقامات رژیم صهیونیستی داشته، تلاش میکند با نزدیک شدن به ایران و سوریه به عنوان کشورهای خط اول جبهه مقاومت و بهرهبرداری رسانهای از آن، بازی دو سر بردی را برای خود طراحی کند و خود را از زیر بار فشار افکار عمومی جهان اسلام خارج نماید.
وعده سرمایهگذاری 10 میلیاردی امارات به ترکیهای که امروز در بحران اقتصادی و مشکل کاهش بیسابقه ارزش پول ملی غوطه ور است نیز دقیقا با هدف گرفتن امتیازاتی متقابل از اردوغان، جلب حمایت این کشور و البته کاهش نفوذ اخوان المسلمین در ترکیه انجام میشود. بدین ترتیب باید گفت رویکرد امارات در عرصه سیاست خارجی به مصداق واقعی نظرات واقع گرایانه تبدیل شده که بر مبنای آنها دوست و دشمن دائمی برای کشورها وجود ندارد و تنها منافع ملی است که باید چراغ راهنمای مقامات تصمیم گیرنده در یک کشور باشد. هر چند این رویکرد ممکن است منافع امارات را تأمین کند و موقعیت منطقهای این کشور را بهبود ببخشد، اما مقامات جمهوری اسلامی نیز در هماهنگی با سایر کشورهای منطقه بهویژه اعضای محور مقاومت، باید نشان دهند که ضمن استقبال از توسعه روابط منطقهای، به اهداف پشت پرده این چراغ سبزها واقفند و بدون گرفتن امتیازات متقابل، حاضر نیستند امارات و سایر کشورهای عربی را به مقاصدشان نزدیک کنند.