باید از آن هموطنانی که علاقه زیادی دارند تا ایران را با سوئیس و انگلیس و آلمان و ژاپن مقایسه کنند، پرسید، شمایی که همیشه عاشق دگرگونیها در ساختارهای سیاسی هستید کدام از یک از این کشورها را سراغ دارید که این میزان از جنبش را تجربه کرده باشد؟ همیشه ایجاد انقلاب درونی و اصلاح رفتارهای خویش امری بسیار سخت و دشوار است چرا که اکثریت مردم هیچ ایرادی در نگرش خود نمی بینند و طبیعتا هیچ نیازی هم به اصلاح احساس نمیکنند. واقعیت این است که جامعه ما بیشتر از آن که به فکر اصلاح تدریجی مسائل باشد به فکر ایجاد تغییر در ساختارهای سیاسی است و این واقعیت ساده را که جامعهای که در آن رفتارها و نگرشها اصلاح نشوند، هیچ انقلابی پیام آور آزادی و قانون مندی نخواهد بود را مدام نادیده گرفته است. جامعه ما شبیه کلاس دانشگاهی است که دانشجویانش بهجای اصلاح رفتار و شیوه مطالعه خود، مدام با بهانه کردن تدریس ضعیف استاد به فکر عوض کردن اساتید هستند و در نهایت با تعویض اساتید هم موفق به پاس کردن واحدهای درسیشان نمیشوند. جامعه ما به دنبال ساده ترین راه برای رسیدن به رفاه و آزادی است و آن راه ساده را همیشه در ایجاد انقلاب در ساختارهای سیاسی جسته است. جامعه ما این واقعیت ساده را که برای رسیدن به موفقیت باید ابتدا نوع نگرش ملت تغییر کند را نادیده گرفته است. آیا بدون تغییر در نگرش و خود انتقادی تغییر ساختار سیاسی به اصلاح میانجامد. البته علت اصلی گرایش مردم به تغییر ساختارهای سیاسی ساده است چرا که ایجاد تغییر در نظام سیاسی راحت تر از تغییر در نوع نگرش خود به سیاست و فرهنگ و جامعه و.. است. (البته همیشه ایجاد انقلاب درونی و اصلاح رفتارهای خویش امری بسیار سخت و دشوار است چرا که اکثریت مردم هیچ ایرادی در نگرش خود نمیبینند و طبیعتا هیچ نیازی هم به اصلاح احساس نمیکنند) تاریخ نشان میدهد، جامعهای که «خود انتقادی» و اصلاحات در نگرش فردی و اجتماعی را پیشه کرده باشد، پس از چندین دهه مشاهده می کند که دچار انقلابی بزرگ شده است، بدون آنکه خیابانی را فتح کرده یا بانک و اتوبوسی را آتش زده باشد. ژاپن یا انگلیس در طول تاریخ خود کمترین کودتا یا انقلاب و جنبشهای اجتماعی بزرگ را رهبری کردهاند اما در عمل و به صورت تدریجی بزرگترین انقلابها (از قبیل انقلاب فکری، اقتصادی، سیاسی و صنعتی) را رقم زدهاند. در مقابل هندوراس و نیکاراگوئه و اوگاندا و پاکستان و چندین کشور دیگر بیشترین انقلاب و کودتا را داشتهاند اما در عمل هیچ تغییر مثبت و بنیادینی را چندانی نکردهاند.