نگاه کلی به لیگبرتر این است که هنوز برای صحبت در مورد مدعیان قهرمانی کمی باید تأمل کنیم ولی تیمهایی که انتظار میرفت مدعی باشند کماکان توانستند خود را در کورس قهرمانی حفظ کنند. از ابتدا مشخص بود پرسپولیس، سپاهان، استقلال و گلگهر سیرجان شرایط بهتری از دیگر رقبا داشته باشند و اگرچه این تیمها هنوز شکل واقعی خود را پیدا نکردهاند ولی بهنظر میرسد مدعی اصلی قهرمانی یکی از این چهار تیم باشد و دیگر تیمها باید برای ایستادن در ردههای بعدی تلاش کنند مگر اینکه اتفاقی غیرمنتظره رخ دهد و تیمی بیش از اندازه بدرخشد یا اینکه یک یا دو تیم از این چهار تیم، نتوانند نمایش مورد انتظار را ارائه کنند. در مورد اخراج سه سرمربی از تیمهای لیگبرتری باید بگویم وقتی باشگاه به معنای حرفهای و استاندارد وجود ندارد، این دست مسائل باید رخ دهد. برکناری زودهنگام مربیان، از عوارض باشگاهداری غیرحرفهای است. در ابتدای فصل باشگاههایی که سرمربی ندارند از گزینههای مختلف برنامه میگیرند ولی مشخص نیست دقیقا چه برنامهای میگیرند. اگر منظور از برنامه، روند تمرینی تیم است که نقش مهمی در موفقیت تیم نمیتواند ایفا کند. ما باید از برنامه عبور کنیم و برای انتخاب سرمربی به فلسفه برسیم. باشگاه باید با بررسی سوابق کیفی و نتایج کارنامهای یک گزینه، نسبت به انتخاب سرمربی تیمش تصمیم بگیرد. ضمن اینکه باشگاه باید وضعیت بازیکنان خود را مورد بررسی قرار دهد و سطح انتظاراتش را بر همین اساس تعریف کند. بهعنوان مثال تیمی که اغلب بازیکنان آن دارای توانایی فیزیکی هستند، نمیتواند فوتبال مالکانه ارائه کند. مساله بعدی مشکلاتی است که در آغاز مسابقات است. ناهماهنگی و فقدان امکانات باعث میشود انرژی مربیان هدر رود و آنها نتوانند کاری که مد نظرشان است را ارائه کنند. ضمن اینکه یک تیم باید بتواند چندین هفته با یک مربی بازی کند تا او بتواند تفکرات تاکتیکی مدنظرش را به مرحله اجرا بگذارد. اگر شرایط فوتبالمان تغییر نکند و به سمت باشگاهداری حرفهای نرویم، فصل بعد شاید در پایان هفته چهارم 6 سرمربی عوض شده باشند. فوتبال ایران بهسمت نتیجهگرایی رفته و اصلا کیفیت فنی تعریف خاصی ندارد، و باید از دو منظر این موضوع را پیگیری کنیم. یک موضوع کسب نتیجه تحت هر شرایطی است. اینکه خروجی کار یک مربی فقط با نتیجه سنجیده میشود و به هر شکلی باید نتیجه بگیرد، به این شیوه دمدستی میگویند چون اگر مربی نتواند نتیجه بگیرد خیلی راحت کنار گذاشته میشود. مسیر قشنگتر این است که فوتبال را بهسمت جذابیت ببریم و بازی زیبا بخواهیم. چنین فوتبالی حتی اگر در آن ساختار دفاعی تیم بهگونهای اجرا شود که بیشتر چشم به ضدحملات داشته باشد، برای انتقال توپ و ایدههای صحیح میتوان برنامهریزی داشت و از لحاظ تاکتیکی شرایط مطلوبی را فراهم کرد، ولی اینکه بتوانید تیمی تاکتیکی داشته باشید، موضوعی کاملا زمانبر است و نمیتوان در چهار یا پنج هفته به آن رسید. نکته پایانی در مورد شرایط پرسپولیس است. در مجموع باید به این موضوع اشاره کنم که تا اینجای کار پرسپولیس نسبت به فصول گذشته شروع دلچسبی نداشته ولی مطمئن هستم این تیم شرایط بهتری پیدا میکند چون دارای ساختار و شاکله مناسبی است. در مورد استقلال هم باید بگویم این تیم شرایط خوبی دارد. نیاز به پیشرفت بیشتری بهخصوص در فاز انتقال توپ از دفاع به حمله و مدیریت بازی پس از رسیدن به برتری دارد. سپاهان تیم آمادهای است ولی باید بتواند ایرادهای خود را برطرف کند و از بازی احساسی پس از عقب افتادن گل پرهیز کند. گلگهر سیرجان هم تیم نسبتا خوبی است ولی شخصیت این تیم در حد قهرمانی تعریف نشده و نهایتا میتواند به سهمیه لیگقهرمانان آسیا برسد.