آرمان ملی- امید کاجیان: حادثه تیراندازی در اهواز که منجربه جان باختن یک زن جوان 29 ساله شده است باردیگر برخی توجهات را به سمت میزان پاسخگویی برخی بخشها در کشور برده است. حوادثی که بعضا سهوی یا عمدی و برخلاف قانون و عرف صورت میگیرد و متاسفانه به اشکال مختلفی شاهد تکرار آن هستیم و پلیس یا برخی بخشهای دیگر نیز راهکار موفقی برای جلوگیری از اتفاقات مشابه را نتوانستند ارائه بدهند. قطعا که بیانیه دادن و اعلام اینکه مطلبی را بررسی میکنیم و یا به صورت مصداقی با فرد خاطی که جریان تخلفش رسانهای شده برخورد شود آنطور که باید ریشهای کاری از پیش نبرده است. در حادثه تیراندازی اخیر دو روایت مختلف بیان شده است. روایتی که میلاد همسر مرحومه جوان دارد و روایتی که پلیس در توضیحاتش داشته. میلاد درباره اینکه پلیس گفته است ماشین او با یک سارق مسلح اشتباه گرفته شده بیان میکند که کجای دنیا سارق مسلح با زن و بچه به سرقت مسلحانهمیرود، میلاد (همسر مرحومه) به تغییر مسیر از خانه پدرش به سمت خانه عمویش( بعنی پدر همسر ) با توجه به خواست همسر مرحومشمیگوید او در گفتوگو با ایلنا اضافه میکند: رفتم داخل بریدگی توقف کامل کردم
که باند آن طرف خیابان خلوت شود و حرکت کنم. در همین حین خودروی رو نیز پلیس از راه رسید. یک مأمور نیروی انتظامی از رو نیز پیاده شد و اسلحه کلاشینکف را از دست سربازش گرفت و بدون هیچ تذکری از فاصله 70 الی 80 سانتی متری به شیشه عقب خودرویمان شلیک کرد. با صدای گلوله از خودرو پیاده شدم. آریو برزن خودش را از وسط صندلیها در بغل مادرش رها کرد، همان زمان احساس کردم دنیا سرم خراب شده است. پلیس اما در جوابیه ای به مشایه بودن ماشین او با ماشین کسی که اقدام به سرقت مسلحانه داشته اشاره کرده و بیانمیکند ماموران پلیس برابر قانون به کارگیری سلاح، اقدام به شلیک تیر هوایی کرده اما راننده پژو پارس نه تنها توقف نکرده که اقدام به افزایش سرعت نمود. سرهنگ دالوند اضافه کرد: بعد از تقریبا یک کیلومتر و بر اثر تیراندازی ماموران پلیسی خودرو متوقف شد. سرهنگ دالوند گفت: در بررسی به عمل آمده مشخص شد خانمیروی صندلی عقب که همسر راننده بوده متاسفانه مورد اصابت گلوله قرار گرفته است که بلافاصله به بیمارستان اعزام شد که بعد از چند روز که در کما بوده، فوت کرد. آنچه در حادثه اخیر مشخص است اینکه پلیس یک خانواده را که یک فرزند 3 ساله هم
همراهشان بوده با سارقان مسلح اشتباه گرفته و اقدام به شلیک کردهاند. خانواده قربانی پیشتر گفته بود دراین مدت حتی از او دلجویی نشده و پلیس از بررسیمیگوید. اما نکته دراین است که این حادثه اولین اشتباه پلیسی که منجربه چنین اتفاقی شد نبوده است. نمونه هایی از این رخدادها را پیشتر نیز شاهد بودیم. نمونهاش قتل کودک ۵ ساله با تیراندازی پلیس در ایرانشهر. آن موقع هم گفته شد این اتفاق در جریان تعقیب یک دستگاه خودروی پژو پارس توسط مأموران نیروی انتظامیدر شهر ایرانشهر رخ داده است. یکی از تلخترین تصاویر ثبت شده از رویکرد و عملکرد پلیس در قبال جوانی مشهدی بود که تصاویرش پخش شد کسی که حالا با هر خطا و جرمیکه کرده دست بسته به میلهها و با شوکر برقی و گاز فلفل جلوی دیدگان ماموران به جان او افتادند و در زیر این شکنجهها جان داد.
اولین بار نیست
این اتفاقات در حالی است که بارها در شبکههای اجتماعی رفتارهای نامطلوبی از برخی از ماموران پلیس دیده ایم، رفتارهایی که تنها بخشی از آنها به صورت پنهانی در دوربینهای موبایل شهروندان به ثبت رسیده و این خود نشان میدهد که نمونههای عینی این تصاویر تاسف بار کم نیستند. کشیده شدن زنی روی زمین و یا انداختن آنها به نحوی تاسفبار در داخل ماشین پلیس، دعوای مامور و اسلحه کشیدن سرباز بر سر دعوا و بحث در موضوع سگ گردانی، پرت کردن دختری از باجه پست و.... را - جدای از اتهاماتی که این افراد داشتهاند- حتما دیدهایم، یا حتی صحنههای تصاویر خشونتآمیز که در ملأعام مجرمان را کتک میزنند و سوار بر ماشین و با بلندگو، بر سرشان میکوبند تا بگویند «غلط کردم» نیز مورد تایید افکار عمومی نمیتواند باشد. در هر صورت چه اشتباهات بعضا مرگبار برخی از افراد پلیس، چه رفتارهای نکوهش شده عدهای از آنان از جمله مباحثی بوده که بخش بسیاری از مردم ضمن احترام به نقش کلی پلیس درقامت تامین کننده امنیت مردم، اینگونه رفتارها را برنتابیده و نه تنها باعث امنیت نمیدانند بلکه خود مخل امنیت است، از اینروست که مطالبه بسیاری، اقدامی جدی برای دیده
نشدن اتفاقات مشابه در آینده است و قطعا که تمام نهادها و بخشها به دور از استثنا موظف به پاسخگویی و اقدامی قاطع در قبال آنچه با جان و امنیت مردم سروکار دارد باید باشند. حال فرد مورد نظر متهم باشد یا مجرم یا بیگناه. البته که متهم و حتی مجرم بودن افراد هم دلیلی به رفتارهای غیر قانونی و خارج از عرف و انسانی با آنها نیست. آن هم در حالی که تا هفتهها صداو سیما و رسانههای داخلی کشور در مورد مرگ جورج فلوید در آمریکا و نحوه برخورد پلیس با او سخنهای بسیاری به زبان راندند و مدتها علیه این رفتار در آمریکا گزارش و تحلیل رفتند. حوادثی که در این بخش رخمیدهد در حالی است که در قبال اتفاقاتی که بعضا در زندانها نیز برای مجرمان و زندانیها میافتد باید شفافسازی صورت بگیرد و مسئولان زندانها نیز میبایست در کمال صداقت در برابراین مسئله پاسخگو باشند. جان باختن هر مجرمیدر زندان که اخیرا نیز اتفاق افتاده بنا به هر دلیلی از درگیری خود زندانیها تا موضوع نحوه برخوردهای مسئولان زندان با آنها نکتهای است که مسئولیت را متوجه مسئولان میکند. البته فیلم هایی که چندی پیش بعد از حمله سایبری به دوربینهای زندان اوین منتشر
شد هم قابل تامل و رفع تمام و کمال چنین وضعی درزندانها به عنوان یک مطالبه مطرح است. به هر روی در طی سالهای گذشته شوربختانه مرگهای متفاوتی از زندانیان را بنا به هر دلیلی از خود کشی تا تخلفات ماموران و برخوردهای خشن با آنها شاهد بودیم و متاسفانه هنوز هم گاهی خبرهای مشابهیمیشنویم که دل را به درد میآورد. این نهادها که قطعا با هدف تامین امنیت کشور مشغول به فعالیت هستند باید در پاسخگویی به بعضی حوادث صریحتر و شجاعتر از هر سازمان دیگری بوده و در نقصانهایی که باعث تکرارو تکرار حواث تلخی که پای جان افراد در آن دخیل است بیش از پیش وارد شوند تا از این پس دیگر نه شاهد صحنه برخورد خارج از عرف و زشت مامور پلیس با متهمان یا مردم باشیم نه شاهد گلولههایی که به اشتباه شلیک میشوند و نه خبر فوت زندانی در زندان را بشنویم.