در جریان اصولـگرایی مرید پـــروری و طرفدار پروری به اصطلاح این ژن موروثی است و نمیتوانند حامی پروری را نداشـــته باشند. مشکلشان این است که یک دورهای دولت در دست کسان دیگری بود و اینها بیشتر در نهادهایی بودند که شاید دیده نمیشدند و این مسأله حالا بیشتر جلوهگر شده است. به هر حال خودم در اوایل کار دولت این هشدار را چندین بار مطرح کرده بودم که رمز مـوفقیت و عدم موفقیت دولت در این است که بتواند انتصابهای خوبی داشته باشد و از سفارشات بتواند جان سالمی به در ببرد. آقای رئیسی فرد بسیار نرم و آرامی هستند و نمیتوانند نه بگویند. نه گفتن به برخی از صاحبان جاه، مقام و قدرت مهم است. از این حیث در بین روسای جمهور آقای احمدینژاد از همه قاطعتر و جدیتر بود، یعنی در مقابل سفارشها و فشارهایی که برای انتصابها انجام میشد خیلی قاطعتر از دیگران میایستاد اما خیلی انتخابهای درست و خوبی نداشـت و دولتش بسته عمل میکرد. ولی بقیه روسای جمهور کم و زیاد این مشکل را داشتند، مسأله اصلاحطلبان متفاوت است اما آنها هم تحت این فشارها بودند و حتی آقای خاتمی یک جاهایی یک نرمخوییهایی از خودش نشان بدهد. آنها در یک موقعیتی بودند که خیلی از ایشان تقاضا نمیشد. آقای رئیسی اگر یک امام جمعه محترمی یک تقاضایی از ایشان داشته باشد، بعید میدانم نه بگویند یا یک مقام عالی رتبه امنیتی چیزی از ایشان بخواهد بعید میدانم ایشان بتوانند بگویند نه! یعنی به وجنات ایشان چنین چیزی نمیخورد و همین مسأله در دولت تسری پیدا کرده است. فرض کنید در برخی از امور اجرایی افرادی باشند که قدرت اجرایی از خودشان نشان بدهند و یا کسانی باشند که بر اساس معیار تصمیم بگیرند و بر اساس قانون و ضابطه نیروها را به کار گیرند طبیعتا اینها در وجناتشان دیده نمیشود. طبیعی است که دیر یا زود این مسأله به تریبونها و مجلس و رسانهها کشیده میشود و همه میبینند که حرف و عمل آقایان یکی نبوده است. یعنی زمانی که بیرون قدرت اجرایی بودند، حرفهایی میزدند که حالا دیگر آن حرفها را نمیزنند.