بچهدار شوید پول میدهیم، زمین میدهیم، سهام در بورس میدهیم و وعدههای دیگری که شاید سرنوشتی مانند آن «یک میلیون تومان» معروف در زمان رئیس جمهوری داشته باشد که از مردم میخواست از همین امروز به فکر خواهر و بردار برای فرزندانشان باشند! اما حقیقت با رویای مسئولان و راس آنها نمایندگان مجلس برای « قانون جمعیت و تعالی خانواده» تفاوت بسیاری دارد و واقعیتهای جامعه آن چیزی نیست که در بهارستان در مورد آن بحث میشود. اصل تولد یک نوزاد بر پایه ازدواج شرعی در کشور ما بنا شده، اما همین افرادی که امروز فریاد وامصیبتا سر میدهند که ایران تا 30 سال آینده سالمند میشود، آیا میدانند که بنیاد خانواده تا چه اندازه سست شده که پدیده طلاقهای عاطفی و نابودی زندگیهای مشترک، به کمتر از یکسال رسیده است؟ آیا سری به مددسراها و گرمخانهها زدهاند تا ببینند چند درصد از کارتنخوابهای شهر نه اعتیاد دارند و نه از قشر فقیر جامعه پا به این دنیا گذاشتهاند، بلکه آدمهای آبرودار و صاحب شغلی بودهاند که تمام آنچه که سالها برای آن زحمت کشیدهاند و آجر روی آجر در کنار همسری که گمان میکردند شریک زندگیشان است، گذاشتهاند یکشبه با پرداخت مهریههای میلیاردی از دست دادهاند و حالا سرپناه این شبهای سردشان گرمخانهها و دعای روی لبشان آرزوی «مرگ» است! آیا مسئولان کشور سری به مددکاریها و مشاورههای خانواده زدهاند که طلاقهای عاطفی تا چه اندازه باعث شده که زندگیها برای کودکان بیگناه که روزی قرار بود ثمره عشق باشند، سیاه شود؟ آیا صفحه حوادث روزنامهها را میخوانند تا بدانند چند نفر در روز به دلیل قتل همسر یا روابطه با دیگران، مرتکب جرم و جنایت میشوند؟ برای اثبات این صحبتها نیازی به آمار و ارقام نیست، فقط کافی است که یک جستوجوی ساده در گوگل انجام دهید و آن زمان بیشتر به ابعاد فاجعهای پی خواهید برد که دوای درد این جامعه نه زمین است، نه پول چند میلیون تومانی و نه سهام عدالت. آن زمان به شکل جدیتری در طرح جوانی جمعیت تجدید نظر خواهید کرد. متاسفانه سالهاست که تغییر نوع زندگیها، (با توجه به موارد مذکور) به سمت تجرد قطعی پیش میرود. آقای نماینده! خانوم وکیل مدافع حقوق زنان و حضار محترم که این سطور را میخوانید برای آموزش زندگی مشترک و زندگی مشترک با دو باور و عقیده متفاوت، از دوران کودکی چه آموزشهایی دادهاید که حالا سند 2030 را منع و آموزش همسرداری و آموزش روابط عاطفی با جنس مخالف را «تابو» میدانید؟. مگر غیر از این بوده که حقوق مردان در سایه ترویج نگاه فمینیستی مدافعان حقوق زنان و کودکان و نادیده گرفتن جنس ضعیف در راهروهای دادگاهها نادیده گرفته شده و روزانه صدها نفر از مردان به زندانی میروند که از محیط خانهشان آرامتر است! «آری» این بخشی از واقعیتهای جامعه است که کرونا بیش از همه زمانها، معایب را به ما نشان داد که حتی قادر به گفتوگو با یکدیگر نیستیم، بلکه بیشتر به دنبال سهمخواهی از یک زندگی مشتری میرویم. در چنین شرایطی آن پسر و دختری که میخواهد تشکیل زندگی مشترک دهد، با کدام جرات به یک فرد اعتماد کند که یا پس از چند سال به زندان نرود یا سر از گرمخانه در نیاورد؟ آیندهای که در پس شرایط فعلی پیش روی نسل جوان ایران است، نیازمند حمایتها و اصلاح قوانین است و گرنه وعده پول و زمین و سهام در بورس، همان وعده سرخرمن است.