ادامه از صفحه اول/ این مخالفان اما نگاه یکپارچهای ندارند و بهطور کلی به سه طیف تقسیم میشوند. طیفی از آنان که ملایمترند نگاهی مشابه منتقدان برجام دارند. آنها هر چند که شدت نارضایتیشان بیش از منتقدان است اما در رویارویی با پیچیدگیهای جامعۀ ایران، هر اتفاقی را که منجر به کاهش یا مهار مشکلات انبوه کشور شود به سودِ منافع بلند مدت جامعه میدانند و از آن استقبال میکنند. طیف تندروتر مخالفان اما به شدت مخالف برجام و هرگونه بهبود در روابط بینالمللی است و با تمام قوای خود میکوشد تا هر اقدامی در این زمینه را خنثی کند. آنها مشکلات داخلی ایران را به مثابۀ میوۀ پخته و رسیدهای فرض میکنند که زمان چیدن آن به دست خودشان فرا رسیده است و از همین رو، با هر اقدامی که به بهبود وضع کمک کند به شدت دشمنی میورزند. از این رو، این دسته از مخالفان اگر کار عملی خاصی برای به شکست کشاندن مذاکرات از دستشان بر نیاید، به لحاظ تبلیغی بر دامنۀ فعالیت خود میافزایند و با نگارش نامههای سرگشاده به سران آمریکا و اروپا آنها را به عدم نرمش و سازش و توافق فرا میخوانند. این فراخوانها البته بیاثر خواهد بود چرا که قدرتهای غربی، بحرانهای داخلی ایران را مشابه میوۀ رسیده نمیدانند و اگر هم بدانند این دسته از مخالفان را صالح و قادر به چیدن چنین میوهای نمیدانند. طیف سوم مخالفان اما به نوعی سردرگم به نظر میرسند. آنها به لحاظ سیاسی در هیچ نقطۀ مشخصی ننشستهاند و فقط با همۀ کارهای جمهوری اسلامی در هر جهتی که باشد، مخالفت میکنند. به عبارت دیگر مخالفت آنها معطوف به هیچ برنامه و استراتژی مشخصی نیست. آنان تاکنون از تعلل ایران برای آغاز مذاکرات به شدت انتقاد میکردند و حال که تاریخی برای آن تعیین شده است، طبعاً باز هم انتقاد خواهند کرد. برخی از شبکههای فارسی زبان خارج از کشور ظاهراً در اختیار این طیف از مخالفاناند و بنابراین به اندازۀ خود بر افکار عمومی تأثیر میگذارند.