معاهداتی که در چارچوب حقوق بین الملل وجود دارد، هیچگاه ضمانتهای اجرایی کاملا موثری ندارند و همیشه ریسک به هم خوردن یا نقض تعهدات طرفین وجود دارد. هر معاهدهای هر چقدر هم که مهم باشد؛ نه تنها برجام (که به صورت معاهده هم نیست) هر طرفی که هر زمانی اراده کند، میتواند از آن خارج شود. معاهدات و تعهدات باید به گونهای تنظیم شود که ضمانت اجرایی آن درونی باشد؛ یعنی وقتی که یک طرف نقض میکند و یا خارج میشود، متحمل ضرر و زیانی بشود که به این امر مانع خروج یا نقض معاهده و تعهدات میشود. ایالات متحده آمریکا که در برجام طرف مقابل ما است، هیچگاه ضرری از نقض برجام متحمل نمیشود. ضمانت اجرایی هم در برجام به آن صورت تعریف نشده است، حداکثر ضمانت اجرایی تعریف شده بردن دوباره پرونده هستهای ایران به شورای امنیت است و قطعنامه 2231 آن را تحت پوشش قرار دهد. الان هم هر چقدر با همدیگر بحث بکنند آن ضمانت اجرایی که فکر میکنند و یا ایران پیشنهاد میکند در برجام یا هر سند دیگر نمیتواند گنجانده شود، چون برابری حاکمیت که پایه روابط حقوق بینالملل است به صورتی است که دولتها هم عرض هستند و قدرت مافوق دولتها برای وادار کردن دولتها به اجرای تعهداتشان وجود ندارد. در چارچوب همین ظرفیت جامعه جهانی این ضمانت اجرایی باید تعریف بشود وگرنه به صورت حقوق داخلی بخواهند ببینند که همچنین ضمانت اجرایی هیچ وقت وجود نخواهد داشت. چاره کار این است که به نحوی متوازن متن را تدوین کنند که هر طرف که خواست خارج بشود یا نقض تعهدات بکند، متضرر بشود. جنس و ماهیت پرونده هستهای به نوعی نیست که آمریکا نقض هم بکند متضرر بشود، هر کاری بکنند ضمانت اجرایی کاملی برای آن تعریف نخواهد شد. برجام بالاتر از معاهدات تنظیم شده توسط سازمان ملل نیست، این معاهدات هم نقض میشود و این ضعف ساختاری جامعه بین الملل را نمیشود در قالب تنظیم یک سند رفع کرد. راهحل عمدتا این است که روابط بین کشورها به صورتی در بیایید که هر نقض تعهدی باعث وارد شدن ضرر به طرف نقض کننده، بشود. آمریکا با خروج خودش از برجام ما را دچار مشکل میکند ولی اگر ایران همین رفتار را انجام بدهد، ضرر خاصی به آمریکا وارد نمیشود. این مسأله نشان میدهد زمانی که کشورها از لحاظ سطح قدرت در جامعه جهانی متفاوت هستند؛ فرمول مشخصی وجود ندارد که برای هر نوع رفتاری ضمانت اجرایی تعریف کند، وقتی موازنه قدرت و یا برابری قدرت وجود ندارد مشکلاتی از این دست وجود خواهد داشت. ایران اصرار میکند به ضمانت اجرایی که خودش هم نمیداند این ضمانت اجرایی چیست. حتی اگر به کنگره آمریکا برده شود و در کنگره تصویب شود بازهم فردای روز تصویب با مصوبهای آمریکا را خارج کنند. این ضمانت اجرایی نمیتواند در حقیقت غیر واقعی و غیر عملیاتی باشد، باید ببینیم منفعت ایران در کجا قرار میگیرد و اصرار کردن به اینکه ضمانت اجرایی گنجانده شود، به ایران ضرر میزند. برای جلوگیری از ضرر و زیان میشود متن را کامل تر نوشت و یا متنی را که میخواهد تنظیم شود، دقت بیشتری کرد و یا کشورهای بیشتری را درگیر برجام کرد تا از این سند حمایت بکنند و در غیر این صورت با توجه به ان که ظرفیتی در حقوق بین الملل وجود ندارد که با استفاده از آن نگرانیها را برطرف کنید، راه حل دیگری وجود ندارد.