صحبتهای معاون وزیرخارجه ایران در خصوص زمان بازگشت به مذاکرات احیای برجام، مسیر سیاسی جهت توافق با غرب را هموار می کند؟
ایران چندین بار و توسط چندین نفر از مقامات کشور اعلام کرده بود که به مذاکرات احیای برجام باز خواهد گشت. مشخص بود که مذاکره انجام میشود و معاون وزیرخارجه ایران نیز پس از سفر به بروکسل این مساله را قطعی بیان کرد. آنچه که سبب شده بود تا نگرانیهایی از سوی طرفهای دیگر مذاکره بهوجود آید در خصوص زمان آغاز مذاکرات بود زیرا نگران بودند که این روند طولانی شود و ایران وارد مسیری شود که غیرقابل بازگشت است. این امر سبب شده بود تا حتی روسیه نیز نسبت به اینکه ایران عنوان میکند بهزودی به مذاکرات باز خواهد گشت، موضع گیری کند. آنها نگران این بودند که ایران به سطحی از پیشرفت برسد که دیگر برجام کارآیی نداشته باشد. هنوز روز دقیق آغاز مذاکرات مشخص نشده است اما همین موضع گیری معاون وزیرخارجه ایران خیال طرفهای دیگر را راحت کرده است. به دنبال این موضع گیری شاهد هستیم که دولت بایدن نیز موضع گیریهای مثبتتری دارند. امروز گره شاید در این مورد باشد که تاکید دارند مذاکرات از همان نقطه پایان دور ششم مذاکرات آغاز شود و روسیه نیز عنوان کرده است که در آن زمان بن بستی وجود نداشته و ایران باید از همان مقطع مذاکرات را آغاز کند. یک
هیات اروپایی نیز بزودی به تهران میآید و به محض اینکه دعوتنامه به دستشان برسد به ایران خواهند آمد. مجموعا فضا آرام شده است و بهزودی شاهد آغاز مذاکرات در راستای احیای برجام خواهیم بود.
صحبتهایی از سوی غربیها انجام شده است که عنوان کردهاند، ایران باید در خصوص مسائل منطقهای، از یمن شروع کرده و حسن نیت خود را در آنجا نشان دهد، آیا درخواستی از ایران در مورد بحران یمن داشتهاند؟
باید توجه داشت که از زمان آغاز ریاست جمهوری جو بایدن، جنگ یمن به یک علت مهم برای اختلاف میان عربستان و آمریکا بدل شد. بایدن چند مرتبه به شدت عربستان را به علت آغاز جنگ یمن زیر سوال برد و آخرین باری نیز که در خصوص یمن صحبت کرد، بر این باور بود که هر چه سریعتر عربستان باید حملات خود را به یمن متوقف کند. بنابراین یکی از دستورالعملهای دولت بایدن، پایان دادن به جنگ یمن است. این به آن معنا نیست که یمن برای آنها مهم است بلکه آنها میخواهند بهواسطه پایان دادن به کشتار مردم یمن، از زیر فشار افکار عمومی نجات یابند. دموکراتها از بنسلمان دل خوشی ندارند و به همین علت بدشان نمیآید که به او نیز فشار وارد کنند. اینکــه مقـام آمریکایی میگوید ایـــران باید در حوزه یمــن از خود حسن نیت نشان دهد به این معناسـت که به این نتیجه رسیــدهاند که بــدون مشــارکت ایران، جنگ یمن تمام نمیشود و به این شکل گفتهانــد که این حسن نیت ایــران را جبـران میکنند. در این عرصه ایران باید با غربیها نیز گفت و گو داشته باشد و صرفا بر سر مساله یمن نباید با عربستان مذاکره کرد. یمن یک اهرم برای ایران است و باید از این امر علیه غربیها نیز
استفاده و از آنها در این حوزه استفاده کند. بدون اینکه جنگ یمن به اتمام برسد، عربستان وارد رابطه خوب با ایران نمیشود و امروز احیای روابط با عربستان در گرو پایان یافتن جنگ یمن است. ایران باید مذاکرات موازی خود در خصوص یمن را در عمان یا قطر آغاز کند تا امتیازهای بیشتری به دست آورد.
لغو کلیــه تحریـمها که خواسته ایران است، میتواند با توجه به اتفاقات جدید محقق شود؟
در ابتدا ایران باید مشخص کند که منظور از کلیه تحریمها، آن چیزی است که بهانه هستهای وضع شده یا کلیه تحریمهای وضع شده پس از انقلاب را مدنظر دارند. دولت سیزدهم بر این مورد زیاد نیز تاکید نکرده است و بیشتر ضمانت میخواهد تا هرچه از تحریمها لغو میشود، بار دیگر عله ایران وضع نشود و آمریکا از برجام خارج نشود. ایران از آمریکا تضمین میخواهد که در وهله نخست، همین دولت بایدن به تعهدات خود در قبال برجام پایبند باشد و در مرحله بعد، دولتهای بعدی که در آمریکا بر سر کار میآیند، از برجام خارج نشوند. این مساله از تمامی موارد برای ایران مهم تر است زیرا اگر رعایت نشود بــار دیگر مشکلات اقتصادی و تحریمی برای ایران بهوجود خواهد آمد. طبیعتــا دولت ایران نیز متوجه است که تیم بایدن کدام تحریمها را میتواند با تلاش بیشتر لغو کند و کدامیــک از تحریمها غیر قابــل لغو است. تحریمهای مربوط به کنــگــره مشخــص هستند و آمریکا باید در زمینه قانـع کردن کنگره نیز گام بردارد و اگر موفق نشد نیز میتوان به دنبال راههای دیگــری بــود تا ایران از زیر فشار تحــریم خارج شود. واقعیت این است که در ابتدا باید تضمین گرفت و سپس به دنبال
رفع تحریمهای خاص رفت. نباید دولتهای بعدی آمریکا این مسیر برایشان باز باشد که به راحتی از برجام خارج شوند.
با فرض اینکه برجام در سال 2022 احیا شود، با توجه برآوردها در خصوص آینده سیاسی جهان، چه میزان احتمال دارد که برجام در سال 2024 مجددا نقض شود؟
این امر کاملا متکی به تعاملات سیاسی ایران با جهان است. قسمتی از این تعاملات را ایران شکل میدهد و قسمتی دیگر را آمریکا شکل می دهد. اگر ایران روند برجام نخست را در پیش گیرد این احتمال به صورت جدی وجود دارد که در سال 2024 یک جمهوریخواه به قدرت برسد و برجام مجددا نقض شود. باید توجه داشت که احتمال پیروزی جو بایدن و یا خانم هریس نسبت به گزینه جمهوری خواهان در سال 2024 کمتر است مگر اینکه یک چهره جدید از سوی دموکراتها مطرح شود که توان مقابله با جمهوریخواهان را داشته باشد و بتواند فاتح انتخابات آمریکا در سال 2024 باشد. امروز احتمال پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات 2024 از 50 درصد فراتر رفته است و همین امر لازم میکند که ایران وارد گفتمانی پس از احیای برجام شود که طبق آن مشکلات احتمالی خود در آینده را حل کند. اگر مشکلات آمریکا نیز مورد توجه قرار گیرد و احیای برجام برای آمریکا منفعت داشته باشد، حتی اگر ترامپ در انتخابات به پیروزی برسد، برجام را نقض نخواهد کرد. باید پس از احیای برجام به سمتی حرکت کنیم که منافع اقتصادی هم برای ایران ایجاد شود و هم آمریکا منافع اقتصادی به دست آورد. این مسیر میتواند برجام را زنده نگه
دارد و منافع ایران را حتی در بلندمدت نیز تامین کند. مسیر دیگر این است که ایران از تمامی فرصتها استفاده کند. امروز اگر در یمن مشکلی وجود دارد ایران باید آن را با کشورهای غربی نیز مطرح کند و پایان درگیری حاصل شود. ایران باید از تمامی مسیرها استفاده کند. باید زمینههای مشترک همکاری توسعه یابد. امروز بهواسطه اتفاقاتی که در افغانستان رخ داده است، تحولات این کشور نیز میتواند زمینه تعامل ایران و اروپا باشد. امروز بهواسطه اینکه سیاستهای طالبان مشخص نیست، در جهان نگرانیهای امنیتی زیادی ایجاد شده است که ایران میتواند آن را مدیریت کند و در خصوص آن با کشورهای جهان همکاری کند. باید با همه در خصوص آینده افغانستان صحبت و همکاری کرد. همین رویه را در خصوص قفقاز نیز باید در پیش گرفت. باید برای حل چالشهای حوزه قفقاز با غربیها همکاری داشته باشیم. این بحرانها، اتفاقات کوچکی نیست و میتواند جهان را تحتالشعاع قرار دهد. سفری که اردوغان به باکو داشت و در ادامه مصاحبهای که در خصوص سفرش به باکو انجام داد، نگرانیها را برطرف نکرد بلکه نشان داد که همچنان تنش وجود دارد و ایران باید همچنان به صورت جدی در مرز آن منطقه حاضر
باشد. اینها فقط برخی از چالشهای پیرامونی ما هستند. برای برطرف کردن این چالشها ما نیاز داریم با تمام جهان رابطه داشته باشیم و تعامل کنیم و در روابط خارجی خود تعادل ایجاد کنیم. این تعامل و این تعادل میتواند از مسیر احیای برجام سریعتر رقم خورد. ایران اگر موضع خصمانه داشته باشد و روابط خارجی خود را تقویت نکند، ممکن است خیلی زدتر از سال 2024 برجام را از دست دهد چه برسد به دولتهای بعدی که شاید جمهوریخواه باشند. ایران هرچه بتواند گفت و گوهای بهتر و بیشتری داشته باشد، میتواند منافع بیشتری کسب کند و بسیاری از چالشهای پیش رو را برطرف کند.
در برههای از زمان که خیلی هم دور نیست، شاهد بودیم که ویتنام و آمریکا از جمله مهمترین دشمنان یکدیگر بودند و صدها هزار نفر از طرفین در این دشمنی جان خود را از دست دادند اما امروز یکی از بزرگ ترین شرکای تجاری ویتنام، آمریکاست و ویتنام سالانه بیش از 50 میلیارد دلار صادرات به این کشور دارد، در آینده این رویه ممکن است بین ایران و آمریکا نیز شکل گیرد؟
پس از احیای احتمالی برجام نباید به این شکل پیش رفت که اقتصاد و سیاست خیلی به همدیگر مربوط شوند و باید این دو حوزه را مجزا دانست. ایران پس از پیروزی انقلاب اسلامی به مدت دو دهه با آمریکا رابطه داشت و داد و ستدهایی صورت میگرفت. در دهه نخست پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران روزانه 500 هزار بشکه نفت در مقاطعی به آمریکا صادر میکرد، بنابراین پس از احیای برجام رابطه اقتصادی با آمریکا داشته باشیم. باید توجه داشت که جدی ترین مشکل ایران با آمریکا این بود که آنها در نزدیکی ایران رخنه کرده و در همسایگان ایران نیروهای نظامی و تجهیزات مستقر کردهاند. امروز شاهد هستیم که آمریکا از شرق ایران فاصله گرفت و از افغانستان خارج شد. آنها بهزودی از عراق نیز خارج میشوند. آمریکا سامانههای دفاعی خود را از عربستان و قطر خارج کرد. تمامی این اقدامات نشانههایی است که باید مدنظر قرار گیرد. امروز استراتژی آمریکا این است که حضور خود در خاورمیانه را کم کند و بیشتر میخواهد توان خود را صرف خاور دور کند. بنابراین بخشی از خواستههای ایران در منطقه برآورده شده است و باید به همان اندازه که خواستههای ایران برآورده شده باید در اقتصاد نیز
فعال شویم. قرار نیست ایران کار خاصی با آمریکا انجام دهد. صرفا همچون سایر کشورها فعالیت اقتصادی داشته باشیم. ایران نتواند مسیر ویتنام را طی کند اما میتواند دربهای خود را به روی اقتصاد و تجارت جهانی باز کند تا بهواسطه تعامل اقتصادی، تنشها را کنترل کرد. ویتنام با وجود اینکه یک کشور کمونیستی بود اما با طی کردن مسیر چین و بها دادن به بخش خصوصی توانست مسیر آنها را طی کند و موفق شود. امروز ایران میتواند هم در کوتاه مدت و هم در بلندمدت مشکلات خود را با تعامل با جهانیان حل کند.