همه ما به یاد میآوریم که اوایل کار دولت دوم آقای روحانی داماد ایشان توسط یکی از وزرا به سمت یکی از معاونتهای وزارتخانه منصوب شده بود (داماد رئیس جمهور به عنوان معاون وزیر صمت و رئیس سازمان زمین شناسی منصوب شده بود) این انتصاب مورد انتقاد و حمله اصولگرایان و غیراصولگرایان قرار گرفت و بعد هم فراموش نکردهایم که چقدر اصولگرایان، صدا و سیما و تریبونهای نماز جمعه انتقاد کردند که باید شایستهسالاری باشد، اینگونه رفتارها دیگر عمرش به سر آمده و... اما اگر کسی حوصله بکند و آمار بگیرد که در دولت سیزدهم چه تعدادی پستها و سمتها در بین «خودیها» تقسیم شده است؛ اعم از آنان که نسبت فامیلی، سببی و نسبی داشتهاند یا خودیهای که در صف ایدئولوژیک هستند، این آمار باور نکردنی خواهد بود. متاسفانه تنها چیزی که در بین اصولگرایان و غیر اصولگرایان ملاک نبوده است، شایسته سالاری است. با این تفاوت که اگر شایسته سالاری غیرخودیها باشند ما آن را «هو» میکنیم همانطور که در داستان انتصاب داماد آقای روحانی اتفاق افتاد ولی اگر شایسته سالاریها را اصولگرایان زیر پا بگذارند و پستها و سمتهای مدیریتی کشور را مثل نقل و نبات بین بستگان و دوستان هم فکرشان تقسیم کنند، بی سر و صدا برگزار میشود و مانعی ندارد. نمونه بارز این مساله را میتوان در انتصاب داماد آقای زاکانی به عنوان مشاور شهردار دید. در حقیقت اگر یک بررسی انجام شود و آماری تهیه شود خواهید دید که چه میزان از اینگونه انتصابها بین بستگان در این جریان اتفاق افتاده که از نظر آنها مانعی نداشته است. ای کاش یک یا دو مورد اینگونه بود اما موارد بسیاری اینگونه بودهاند. به کجا میتوان شکایت برد که انتصابات باید بر روی توانمندیها، تجربیات و تحصیلات باشد نه اینکه چون داماد فلانی، خواهر زاده فلانی، برادر فلانی و پسر فلانی است ملاک قرار بگیرد. اما متاسفانه چهل و سه سال است که برای برخی انتصابها تنها ملاکی که وجود نداشته شایستهسالاری بوده است. خواهیم دید که خیلی از انتصابها جای سوال به وجود میآورد که دلیل این انتصاب چه بوده است؟ این خانم یا آقایی که ، استاندار، فرماندار، مدیرکل و... شدهاند از کدامین شایستگی، کدامین تحصیلات مرتبط و از کدامین تجربیات مرتبط برخوردار بودهاند. پرسش بعدی این است که این افراد چه اندازه و میزان در اجرای مسئولیت خودشان موفق بودهاند؟ اغلب از اصولگرایان و غیر اصولگرایان میشنویم که این آقا یا خانم که این سمت را گرفتهاند. چندین سال معاون وزیر بودهاند، رئیس، معاون و یا مدیرکل سازمان و یا نهادی بودهاند. این چند سالی که مسئولیت داشتهاند از نظر مدیریتی کارنامه ایشان چگونه بوده است؟ چقدر موفق بودهاند و اگر موفق نبودهاند چرا بایستی مجددا ایشان به یک سمت مدیریتی منصوب شوند؟