با برگزاری رزمایش مشترک بین سه قدرت ترکیه، جمهوری آذربایجان و پاکستان در دریای خزر تنش میان ایران و جمهوری آذربایجان بالا رفت. در تحلیل تنشهای اخیر جمهوری اسلامی ایران با جمهوری آذربایجان سه فاکتور قابل بررسی است. نخست رزمایش مشترک با دو کشور ترکیه و پاکستان در دریای خزر است که از نگاه ایران اولا با توجه به دریاچه بودن این دریا و تاکیدات مداوم بر غیر نظامی بودن آن، برگزاری رزمایش از سوی باکو اقدامی به دور از نزاکت و مناسبات همسایگی است. موضوع مهم دیگر حضور رژیم صهیونیستی در جمهوری آذربایجان در دو بعد اطلاعاتی و نظامی است. طبیعی است که با توجه به دشمنی ایدئولوژیک کشورمان با رژیم صهیونیستی و قصد و نیت این رژیم برای ایجاد خرابکاری و تنش زایی در منطقه، جمهوری اسلامی ایران مخالف این حضور باشد. در کنار این فاکتور مساله تغییرات ژئوپلیتیکی بعد از جنگ قرهباغ و کنترل این منطقه از سوی جمهوری آذربایجان هم موثر است. واقعیت امر این است که جمهوری اسلامی ایران در طی منازعه قرهباغ با تاکید بر مصوبات بینالمللی بر حق و حقوق جمهوری آذربایجان در بازپسگیری قرهباغ کوهستانی تاکید داشت و در این راستا تلاشهای دیپلماتیک موثری هم از سوی کشورمان با هماهنگی روسیه برای آتشبس و کاهش منازعه صورت گرفت. تحولات بعد از جنگ در این منطقه باعث تغییرات ژئوپلیتیکی شد. در واقع طبق یکی از مفاد قرارداد آتش بس، این اجازه به باکو داده شد که از طریق ارمنستان با نخجوان ارتباط داشته باشد. از سوی دیگر این نگرانی و دغدغه هم در میان دولتمردان کشورمان است که در صورت اعمال حاکمیت جمهوری آذربایجان بر کریدور زنگزور که با این کریدور باکو مستقیم به آنکارا وصل میشود و از این طریق زمینه ارتباط نزدیکتر با رژیم صهیونیستی و اتحادیه اروپا هم برای جمهوری آذربایجان فراهم میشود؛ به کل معادلات ژئوپلیتیکی منطقه سمت و سوی دیگری به خود گیرد. پرسش در اینجاست که باید برای عبور از این چالشها چه مکانیسم و رویکردی در پیش گرفت. در این خصوص باید چند موضوع مورد توجه قرار گیرد. نخست اینکه شاهراه ارتباطی ایران در جنوب کشور به خصوص بنادر چابهار، بندر عباس است. ارتباط با دریای آزاد و بازارهای جهانی از این محل است. از سوی دیگر همین کشورهای قفقاز که بهنوعی محصور در خشکی و از سویی دنبال تنوعسازی در تعاملات ارتباطیشان با دنیای آزاد هستند؛ نگاه ویژهای به بنادر جنوبی ایران دارند. برای همین باید ضمن پذیرش اهمیت ارتباطی با ارمنستان و از این طریق با اروپا، نباید از این واقعیت غافل شد که مزیت نسبی کشور در مرزهای جنوبی است. برای همین میتوان با تقویت تعاملات اقتصادی با هر دو کشور جمهوری آذربایجان و ارمنستان این کشورها را متوجه اهمیت ارتباطی خودمان بسازیم و اینکه تعامل با ایران چه بسا میتواند باعث آوردههای بیشتر اقتصادی و تجاری برای باکو در تجارت با حوزه جنوبی خلیج فارس که بازار بزرگی است، گردد. مساله گشایش در روابط با عربستان در یک چنین بستری بیشتر قابل معنا و مفهوم است که تعامل ارتباطی نزدیک میان تهران و ریاض این پیام را متوجه کشورهایی نظیر آذربایجان و حتی ترکیه میرساند که برای گسترش تجارت با حوزه عربی حاشیه خلیج فارس نیاز راهبردی به ایران دارند. دنیای امروز عرصه رقابتها و مزیتهای توأمان است و در این بازار هر کشوری که بتواند مزیتسازی بیشتر کند به همان نسبت در پیگیری اهداف و برنامههای اقتصادیاش موفقتر عمل خواهد کرد. برای همین باید ضمن تامین و حراست از منافع ملی کشور در مرزهای شمالی بایستی با مزیتسازی موقعیت ارتباطی کشور در بنادر جنوبی کشور، کشورهای قفقاز، آسیای مرکزی و ترکیه را به سمت تعامل نزدیک اقتصادی سوق دهیم و این اجازه را ندهیم که این کشورها احساس کنند که ایران با توجه به شرایط بینالمللی در محدودیت و انزوا به سر میبرند و برای همین قادر به راهبری استراتژی موردنظر خودشان هستند.