اندر احوال رشته دانشگاهی
امر به معروف و نهی از منکر
صادق زیباکلام: شاید بخشی از اختراع رشتهها و واحدهای درسی برای اشتغالزایی است
آرمانملی- امید کاجیان: رشته دانشگاهی با عنوان «امر به معروف و نهی از منکر.» درست خواندید این عبارتی است که رئیس قرارگاه احیای بینش امر به معروف و نهی از منکر آن را مطرح کرده و گفته است: قرار است رشتهای در مقاطع ارشد و دکتری به عنوان رشته امر به معروف و نهی از منکر راهاندازی و محتوای درسی در این زمینه تولید شود. او اعلام داشته اعضای هیأت علمی متخصص و علاقهمند میتوانند در زمینه تولید محتوای کتابهای آموزشی این رشته با ستاد امر به معروف و نهی از منکر کشور همکاری کنند. اما مطرح شدن، آنهم به عنوان یک رشته و نه واحد درسی به نام امر به معروف و نهی از منکر، این سوال را ایجاد میکند که چه دروسی قرار است در آنجا ارائه شود و در نهایت، خواندن در این رشته چه عایدی برای فرد در آینده خواهد داشت؟ مگر نه اینکه دانشگاه باید مسیر آینده را پیشروی یک جوان قرار دهد. آیا قرار است هدف پرورش عدهای در این زمینه، تدریس دوباره این رشته برای نسلهای متوالی بعدی باشد و فقط همین؟ قطعا که رشته دانشگاهی باید با اهداف بلندمدت و به ضرورت نیاز کشور ارائه شود و البته که در این میان وجود رشتههایی که در کشورهای مختلف تعریف
شدهاند به تحصیل آن در ایران هم رسمیت میدهد. پرسش این است که مطالعه در رشته امر به معروف و نهی از منکر منطبق با کدامیک از رشتههای شناخته شده در دنیاست؟ و چه هدفی را دنبال میکند؟ اینکه آیا اساسا هر روش تبلیغی، تبلیغ است؟ پیش از این هم برخی از واحدهای درسی دانشگاهی بهویژه بعضی از آنهایی که بهعنوان واحد دروس عمومی ارائه میشوند از دیرباز محل بحث خیلی از دانشجویان بوده و این مسأله را مطرح میکردند که اساسا وقتی کسی در دنیا این واحدها را بهعنوان یک درس نمیشناسد(!) چرا باید خوانده شوند. در این میان، آنهایی که در رشته علوم انسانی مطالعه میکنند با چالشی دوچندان روبهرو بودند چراکه دیر زمانی است که موضوع تغییرات اساسی در علوم انسانی و آنچه که به نظر برخی اسلامی شدن علوم انسانی خوانده میشود، مطرح و البته بخش عمدهای از آن عملی شده است. از چند سال قبل مسأله غربی بودن بسیاری از علوم انسانی در دانشگاههای کشور باعث حذف بخشی از دروس و اضافه شدن بخش دیگری از دروس اسلامیزه شده بدان بوده است. اما آیا از این طریق، اهداف موردنظر تامین میشود؟
دانشجو را در نظر بگیرید
صادق زیباکلام استاد دانشگاه در اینباره به «آرمانملی» میگوید: «به هر حال ساختار ایدئولوژیک موجود اعتقاد به این دارد که یکسری مسائل درست و یکسری مسائل غلط است و طبیعتا میخواهد کاری کند که مردم ایران هم به همان باورهای آنها اعتقاد داشته باشند. برای همین راهکارهای متفاوتی در آموزش و تبلیغات عقاید را در نظر میگیرد. رادیووتلویزیون، نهادها و سخنرانیهای خاص و تریبونها و... بخشی از مجاریهای ترویج این موضوع است. در مدارس هم که تحت کنترل است، مسائلی مطرح و دانشآموزان با آن روبهرو شده و از آن تبعیت میکنند. مشکل اصلی آنها در دانشگاه است، چراکه هر چقدر مدارس تحت کنترل است و هر نکتهای که خواسته شود آموزش داده میشود، اما در دانشگاهها به دلیل وجود آرا و اندیشههای متفاوت دانشجویان این آموزش دشوار است، چراکه دانشجو آنچه که ساختار میخواهد بگوید درست و یا نادرست است را به چالش میکشد؛ با این حال در تمام این سالها عدهای تلاش میکردند در دانشگاه هم انحصار تبلیغ را به دست آورند و هر آنچه میگویند دانشجوها قبول کنند. اما این اتفاق نمیافتد چون در دانشگاه افراد سنشان بیشتر از بچه مدرسهایهاست، سوادشان هم
همینطور. در دانشگاه آرا و اندیشههای مختلفی شکل میگیرد و مطرح میشود و جوان دانشجو خود را دارای خرد و منطق مستقل میداند.» وی ادامه میدهد: «عدهای برای آنکه بخواهند این آرا و اندیشه را کنترل کنند، به تغییراتی در علوم انسانی در دانشگاهها پرداختند. اما ظرف چند دهه گذشته این موضوع خیلی نتوانسته موفق باشد، عدهای اما امید را از دست نداده و به آنچه که اسلامی کردن علوم انسانی مینامند ادامه میدهند.» زیباکلام با بیان اینکه نزدیک به 30 عنوان اسلامی و یا ایدئولوژیک مانند در علوم سیاسی اضافه شده، گفت: «طبیعتا اضافه کردن این واحدهای درسی باعث حذف واحدهای درسی دیگر شده است. 30 عنوان میتواند به معنای حدود 40 تا 50 واحد درسی باشد. مثلا بحثهایی به نام حکومت در نهجالبلاغه یا اندیشههای سیاسی شخصیتها یا ایدئولوژی جنگ و دفاع مقدس مطرح شده، به صورت کلی چندین عنوان ذیل اسم مسائل اسلامی و یا از این قبیل عناوین در دروس علوم سیاسی گنجانده شدهاند. این واحدها باید در همان چارچوب 135 تا 140 واحد درسی خوانده شوند. اما پرسش این است که آیا با این مسائل فرد میتواند به بلوغ سیاسی در این رشته برسد؟»وی ادامه میدهد: «همه
این دروس اغلب یک نام و عنوان هستند، ولی وقتی وارد محتوای دروس میشوید باید ببینید محتوا چقدر تخصصی است و یا چقدر میتواند در مسیر چشمانداز دانشجو از آن رشته گام بردارد؟ به نظر میآید برنامهای در این راستا وجود ندارد و هیچگاه این سنجش هم صورت نگرفته که از این نوع عملکرد چه اندازه عایدی نصیب خود آنها میشود و چه اندازه نصیب دانشجو. یک جوان هجده ساله وقتی وارد دانشگاه میشود چهار سال بعد 135 واحد، درس خوانده است، چقدر از دروسی که اصطلاحا آن را اسلامی میخوانند را در عرصه علوم انسانی استفاده کرده و از سویی دیگر خلق و خویش آنگونه که ساختار میخواسته تغییر یافته و به آنها نزدیک شده است. به نظر میآید که فعلا تنها میخواهند به ارائه یکسری دروس در این زمینه بپردازند، ضمن اینکه عدهای هم از این راه اشتغال هم ایجاد میکنند.» وی ادامه میدهد: «اما در مورد رشته امر به معروف و نهی از منکر باید توجه کنیم اینجا دیگر پای یک رشته درمیان است نه چند درس و واحد و این ما را با ابهامات بیشتری روبهرو میکند، اینکه در یک رشتهای که فعلا برای ما مبهم است چندین واحد درسی هم گنجانده شود.» زیباکلام گفت: «البته باید این نکته
را هم مورد توجه قرار دهیم که وقتی یک رشتهای مثلا با عنوان امر به معروف درست میشود به هرحال جمعی در این راه تلاش میکنند و زحمتی میکشند، چون برای آن رشته باید واحدها و درسهای مختلف تعریف شود و یک نهادی، کاری را انجام میدهد و به هر حال عدهای از بابت این اقدامات با تدریس دروس، شغلی برایشان ایجاد شود و از آن ارتزاق میکنند به هر روی این هم بخشی از ماجراست.»