ادامه از صفحه اول / از طرف دیگر حساسیتهای انباشته شده درباره نوع پوشش خانمها به ماجرا ابعاد اجتماعی و سیاسی میدهد. بهتر آن بود که هنگام تصویب حجاب اجباری مطالعات گستردهای صورت میگرفت و حدس زده میشد که در آینده، موضوع حساس، پیچیده، عمیق و غیرقابل بازگشت میشود و لذا ثقل قانون را بر دعوت و توصیه و کار فرهنگی برای پذیرش حجاب از سوی خود خانمها قرار میدادند و یکی از اشتغالات پردامنه حکومت را کم میکردند. تصور کنیم که اگر در این مورد تدبیر ویژه و هوشمندانهای صورت میگرفت و مسأله از همان ابتدا از ماموریتهای نیروی انتظامی خارج میشد، چه میزان از اصطکاکها و اشتغالها و برخوردها حذف میشدند و توان و تمرکز نیروی انتظامی در دیگر زمینهها بهخصوص تامین امنیت و امداد به مردم تا چه حد بالا میرفت؟ آیا به یاد نمیآوریم که همین نیرو برای جمعآوری دستگاههای پخش ویدئو و بعدها دیشهای ماهوارهای تا چه حد درگیر شد و چه مشکلات و چه اصطکاکها که با مردم عادی پیدا نکرد؟ به هر حال اکنون که در این مورد قانون وجود دارد و پلیس موظف به اجرای آن است و فعلا ارادهای برای حل ریشهای این معضل وجود ندارد، مسلما باید نهایت تدبیر لحاظ شود و خصوصا ماموران از کوچکترین تخلفها و تندیها بهشدت پرهیز داده شوند تا حداقل در این زمینه مشکل حادی پیش نیاید. اکثریت رهگذران، مردم و بینندگان تصاویر برخوردهای خشن، مسائل را از هم تفکیک نمیکنند. به محض رویت این اصطکاکها این سوالها در ذهنشان تداعی میشود که آیا با انبوه غارتگران بیتالمال که مردم را به خاک سیاه نشاندهاند هم همینطور برخورد میشود؟ آیا اکنون در اوج تورم که بسیاری از زندگیها پاشیده شدهاند و میلیونها بیکار و فقیرخون گریه میکنند، مشکل جامعه حجاب خانمهاست؟ چرا یک خانم در مواجهه با ماموران باید آنقدر ترسیده باشد و مقاومت کند؟ این سوالها و انواع سوالهای دیگر در افکارعمومی نقش میبندد و جامعه پر از معضل ما را گاهی تا بیتابی سوق میدهد. در یک جامعه بالنده و مستحکم که ارزشهای انسانی در آن جاری و ساری باشد همه شهروندان مکرمند ولی خانمها از احترام مضاعفی برخوردارند و اگر خطایی مرتکب شوند بیش از آقایان باید مواظب حقوق اولیهشان بود. فرض کنیم خانمی پیدا شود و از چنین احترامی سوءاستفاده کند، بگریزد و موی خویش را پنهان نکند در عوض میلیونها خانم که یا مادرند یا مادر میشوند یا حس مادری دارند وقتی قدر ببینند و مورد التفات قرار گیرند و موقعیتشان درک شود، کل جامعه را به سمت خوبیها و ارزشها و هنجارها حرکت میدهند. بالاخره بانوان از روحیه بهشدت حساسی برخوردارند و اغلب یک برخورد خشن حتی تا سالها روح و روانشان را خراش میدهد. این خانم که امکان فرار نداشت، اگر ماموران مامور به حوصله بودند و دستور اکید به عدم اصطکاک داشتند و آموزش لازم را دیده بودند، او را متوقف و آرامش میکردند و به احتمال قوی تمکین میکرد و تاثر هیچ جمعی پدید نمیآمد و هیچ بیگانهای امکان کنایه زدن به اوضاع جامعه ما را پیدا نمیکرد. در شرایط سخت و خطیر کنونی حداکثر مدارا با مردم شرط عقل و تدبیر و اخلاق و دیانت است و از حقوق اساسی ملت به شمار میرود.