بستن
کد خبر: ۱۰۲۳۷۸۹

مرزهاي شمالي همزمان با تحولات افغانستان قرمز شد

مرزهاي شمالي همزمان با تحولات افغانستان قرمز شد
آرمان ملی-علیرضا پورحسین: روابط خارجی ایران در سال‌های گذشته همواره با فراز و نشیب‌های فراوانی همراه بوده و این امر در خصوص همسایگان و کشورهای منطقه به مراتب روزهای سخت‌تری را پیش روی کشورمان قرار داد. اتفاقی که امروز علاوه بر مرزهای شرقی و غربی، مرزهای شمالی ایران را نیز تحت تاثیر قرار داده است. در این میان و در فاصله‌ای کوتاه ایران دو چالش در مرزهای شرقی و شمالی خود را پشت سر گذاشت. چالش‌هایی که کاملا متفاوت بودند اما بازیگران مشترکی داشتند. بازیگرانی که طرف اصلی مناقشه با ایران نبودند اما عملا وزن سنگینی از تحولات بر دوش آنها بود. مشخصا در این حوزه می‌توان دو کشور پاکستان و ترکیه را نام برد. ترکیه‌ای که امروز در هر کجای آسیا، اروپا و حتی آفریقا را مشاهده می‌کنیم، ردپایی از تحرکات دولت این کشور مشاهده می‌شود. ترکیه عملا علیه ایران موضع گیری نمی‌کرد اما با حمایت از جمهوری آذربایجان و نقشه کشی برای قفقاز جنوبی، قصد داشت تا در رقابت با ایران، دست برتر را پیدا کند. ترکیه‌ای که تحرکاتش در افغانستان نیز همچنان ادامه دارد. در این میان پاکستان با حضور در رزمایش نظامی در قفقاز جنوبی نیز سوالات زیادی ایجاد کرد. کشوری که به نظر می‌رسد هنوز هم به صورت جدی درگیر بحران در افغانستان است. در راستای بررسی این تحولات و اتفاقاتی که پیرامون ایران رخ می دهد، «آرمان ملی» گفت و گویی با محسن روحی صفت، رئیس پیشین ستاد افغانستان در وزارت امور خارجه داشته است که در ادامه می‌خوانید.
در روزهای اخیر شاهد هستیم که وضعیت میدانی در افغانستان دچار تغییر زیادی نشده و صرفا چند شهرستان به کنترل جبهه مقاومت ملی افغانستان درآمده یا طالبان در چند شهر پیش‌روی داشته و عموم سرزمین افغانستان تغییر زیادی را تجربه نمی‌کند، وضعیت افغانستان به همین شکل خواهد ماند؟
افغانستان در روزهای آینده وضعیتش تغییر نخواهد کرد. در آینده نزدیک و با توجه به تسلط طالبان بر غالب قسمت‌های افغانستان، این کشور ارتباط بین المللی زیادی نخواهد داشت و صرفا شاید با یک یا دو کشور در آسیا ارتباط داشته باشد. افغانستان در کوتاه مدت به صورت قومی و قبیله‌ای اداره خواهد شد و بعید به نظر می‌رسد که سازمان خاصی بر این کشور حاکم شود یا امور سامان گیرد. طالبان و کسانی که امروز بر افغانستان مسلط شده‌اند، توان مدیریت کشور را ندارند و عملا نمی‌توانند اقدامی در راستای پیشبرد افغانستان انجام دهند. آنها حتی در عرصه بین المللی نیز با ضعف مواجه هستند و بعید به نظر می‌رسد که راهکاری منطقه‌ای و یا جهانی برای برون رفت از وضعیت کنونی پیدا کنند زیرا عملا جهان آنها را به رسمیت نشناخته است. افغانستان وضعیت کنونی را تا چندین سال تجربه می‌کند و نمی‌توان انتظاری غیر از این داشت تا اینکه در اثر مرور زمان، تحولاتی از درون افغانستان آغاز شود. نمی‌توان متصور بود که با اقدامات خارجی، افغانستان دستاورد خاصی داشته باشد. افغانستان همواره یک کشور حائل بوده است. این حائل بودن در گذشته میان بریتانیا و روسیه تزاری بود و در ادامه نیز حائل با شوروی بود تا اینکه توسط شوروی به اشغال درآمد. از دیرباز به واسطه همین حائل بودن، افغانستان همواره به اشغال گروه‌ها و کشورهای مختلف در می‌آمد و رنگ آرامش را به خود نمی‌دید. شاید در آینده نزدیک جنگی جدی در این کشور رخ ندهد اما شاید در بلندمدت باز هم یک جنگ در افغانستان شکل گیرد. این وضعیت مشخصا برای مردم افغانستان راضی کننده نیست زیرا عملا زندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی آنها را تحت تاثیر قرار داده است. قسمتی از وضعیت امروز افغانستان به علت بی‌کفایتی سران آن بوده است. عملا در سال‌های اخیر هر کسی در افغانستان به قدرت رسیده است، به جای اصلاح امور، درگیر فساد شده و بر اختلافات داخلی این کشور دامن زده است. این رویه اشتباه در کشور افغانستان ریشه دوانده است و تبعات آن برای سالیان دراز، گریبان گیر کشور و مردم افغانستان خواهد بود و در کوتاه مدت نمی‌توان امید داشت که این کشور وضعیت بهتری را تجربه کند و این درگیری‌های کوچک نیز در نقاط مختلف افغانستان نیز احتمالا ادامه خواهد داشت.
آیا به واقع تحولات در مرزهای شرقی ایران در راستای این بود تا ایران از مساله قفقاز غافل شود؟
در سال‌های اخیر یکی از سناریوهایی که علیه ایران مدون شده، این است که ایران را مشغول یک قسمت دیگر کرده و به اهداف خود در مکانی دیگر دست پیدا کنند. این راهبرد وجود داشته که ایران را مشغول مناقشات مرزی کنند تا به مسائل بیرون از خود و مسائل منطقه‌ای نتواند ورود کند. مشخصا ایالات متحده نیز از ثبات در خاورمیانه سودی نمی‌برد و از ایجاد بی‌ثباتی می‌تواند منفعت‌هایی کسب کند. یکی از این منفعت‌ها این است که ایران، روسیه و چین را تحت فشار تنش‌های منطقه‌ای کند. مشخصا آمریکا دیگر به دنبال این نیست که روزانه میلیون‌ها دلار در افغانستان هزینه کند و سایر کشورها به واسطه این ایمن سازی افغانستان، سود ببرند. برخی کشورها ترجیح می‌دهند که دیگران را درگیر کنند تا خود به منافعشان برسند و این نقشه برای ایران نیز کشیده شده است.
با این وجود عدم ورود ایران به مناقشات افغانستان را اقدامی صحیح می‌دانید؟
اینکه ایران به صورت مستقیم وارد مناقشات افغانستان نشد، یک اقدام درست بود. باید توجه داشت که کشورهای دیگر صرفا می‌توانند تسهیلگر و کمک کننده باشند و این گونه نیست که بتوان در افغانستان اقدام خاصی انجام داد. مشخصا هیچ کشوری در افغانستان نمی‌تواند یک جنبشی ایجاد کرده و دستاوردهایی نیز داشته باشد. مردم خود افغانستان باید به دنبال تغییر وضعیت باشند و باید این اراده را در خود تقویت کنند و سپس به دنبال ابزار آن باشند. مهم ترین ابزار نیز در این راستا در ابتدا ایجاد وحدت میان خودشان است زیرا با اختلاف و از هم گسستگی عملا نمی‌توانند وضعیت کشور خود را بهبود بخشند. این اختلافات یک گرفتاری بزرگ است که سال‌هاست گریبان کشور افغانستان را گرفته است. تا به امروز اختلافات در جبهه مقابل طالبان به شدت بیشتر از اختلافاتی است که در طالبان وجود دارد و مشخصا به واسطه این امر هیچ کشور خارجی از چند دستگی یک گروه حمایت نمی‌کند و به مسائل افغانستان ورود نمی‌کند زیرا شکاف‌ها را عمیق‌تر می‌کند. در جبهه مخالف طالبان، از 10 سال پیش یک اختلاف جدی به‌وجود آمده است که در ابتدا باید خودشان به آن سامان دهند. همین اختلاف نیز عرصه را برای قدرت گیری دوباره طالبان ایجاد کرد. عدم دوستی و عدم وحدت میان گروه‌های مقابل طالبان، آن اتفاقی است که سبب شد تا در ظرف مدت کوتاهی، این کشور بار دیگر به اوج تنش برسد.
به قدرت رسیدن شبکه حقانی در قسمت‌های مهمی از حکومت طالبان منجر به بروز تنش‌های جدی در افغانستان یا علیه ایران می‌شود؟
در طالبان یک شکاف جدی و معنادار وجود دارد که مشخصا گریبان این گروه را خواهد گرفت. آثار این شکاف را نیز به‌زودی در طالبان مشاهده خواهیم کرد. مشهود نبودن این اختلافات در درون طالبان به این علت است که صرفا چند هفته از تشکیل حکومت آنها می‌گذرد اما در آینده مشخصا این اختلافات تبدیل به پاشنه آشیل طالبان می‌شود. شبکه حقانی نیز مشخصا نگاهی رادیکال دارد و اگر علیه هر کشوری مشخصا وارد تنش شوند، کار دشوارتر می‌شود. ایران نیز باید این عرصه را مدیریت کند و در مسیر بی تنش گام برداشت. شبکه حقانی نباید اینگونه تصور کند که اقداماتش بی‌جواب خواهد ماند و مشخصا علیه هر کشوری اقدام انجام دهند، با واکنش مواجه خواهند شد. مشخصا قدرت گیری شبکه حقانی در وهله اول گریبان گروه طالبان را می‌گیرد.
بازیگران خارجی تحولات افغانستان در روزهای اخیر، اقداماتی جدید انجام داده‌اند که یکی از آنها برگزاری مانور مشترک پاکستان با ترکیه و جمهوری آذربایجان بود. شرکت پاکستان در این مانور نظامی پیغام خاصی دارد؟
حضور پاکستان در رزمایش ترکیه و جمهوری آذربایجان ریشه‌های تاریخی دارد. ترکیه و جمهوری آذربایجان در قبال حمایت از موضوع کشمیر و قرار گرفتن در مقابل هندوستان، همیشه خواستار این بوده‌اند که پاکستان علیه ارمنستان موضع گیری کند و در بحران قره باغ، حق را به جمهوری آذربایجان بدهد. آنها موضوع قره باغ را در مقابل موضوع کشمیر قرار داده‌اند و به این شکل با پاکستان داد و ستد سیاسی دارند. این امر در گذشته نیز رخ داده است. در حدود دهه هفتاد میلادی ما شاهد بودیم که نیروهای افغانستانی حزب حکمتیار از طریق پاکستان عازم جمهوری آذربایجان شدند و در قره باغ علیه ارمنی‌ها می‌جنگیدند. این حمایت در آن سال‌ها نیز از جانب پاکستان وجود داشت. این گونه نبود که به یک باره پاکستان اقدام خاصی کرده باشد و وارد یک مانور نظامی شده باشد. پاکستان به واسطه همکاری که از گذشته داشته‌اند، با جمهوری آذربایجان و ترکیه مانور نظامی برگزار کرد. این گونه نبوده است که پاکستان با حضور در این مانور نظامی برای ایران پیغامی داشته باشد. موضوع همکاری این کشورها از دیرباز در خصوص قره باغ و کشمیر است.
با وجود این همکاری‌های نظامی، می‌توان متصور بود که ترکیه نیز طالبان را به رسمیت بشناسد؟
ترکیه در یک مسیر سخت قرار گرفته است که دوراهی‌های زیادی دارد. از یک طرف ترکیه رابطه نزدیکی با پاکستان دارد که حامی اصلی طالبان است. از سوی دیگر ترکیه حامی همیشگی ازبک‌ها بوده که آنها از مخالفین جدی طالبان هستند و طالبان در هفته‌های اخیر، آنها را در شمال افغانستان سرکوب کرده است. تعامل ترکیه با ازبک‌های افغانستان، راهبردی و مهم بوده است و در هفته‌های اخیر طالبان به این منافع ترکیه ضربه وارد کرده است. در واقع ترکیه در یک وضعیت باثبات برای تصمیم گیری نیست و امور بین المللی خود را به صورت روزمره پیش می‌برند تا مشاهده کنند در آینده در منطقه چه اتفاقاتی رخ می‌دهد. عملا ژنرال دوستم از هم پیمانان ترکیه بود و او مجبور شده است امروز افغانستان را ترک کند و سرزمین‌های شمالی نیز به تصرف طالبان درآمده است. مناطقی که هم پیمان ترکیه بودند.
آیا ایران و پاکستان فارغ از مسائل مطرح شده، اختلاف جدی و مهمی دارند که در پشت پرده به آن رسیدگی می‌شود؟
ایران و پاکستان هیچ گونه مشکلی ندارند. امروزه اختلاف مرزی نیز بین دو کشور وجود ندارد. این امر در خصوص افغانستان نیز صدق می‌کند. خود افغانستان و پاکستان، مشکلات اساسی با یکدیگر و به خصوص در مرزها دارند اما ایران و پاکستان خیر. در 43 سال گذشته روابط ایران و پاکستان روابط خوبی بوده است و اختلاف حاد سیاسی نیز بین دو کشور در این سال‌ها وجود نداشته است. کشورهای زیادی در این سال‌ها تلاش کرده‌اند که روابط ایران و پاکستان را مخدوش کنند اما به نتیجه نرسیده‌اند. در حلقه اول آمریکا، عربستان و امارات تلاش‌های زیادی کردند تا روابط ایران و پاکستان را تخریب کنند اما نتوانستند. در مرحله بعد هندوستان نیز از رابطه خوب ایران و پاکستان ناراضی بود و تلاش می‌کرد به نحوی جایگزین پاکستان در تعامل با ایران شود. مسئولان ایران و پاکستان توانسته‌اند این هجمه‌ها را کنترل کنند و این مدیریت خوب سبب شده تا ایران و پاکستان اختلافی نداشته باشند. در آینده نیز به نظر می‌رسد که ایران و پاکستان روابط خوبی داشته باشند. یکی از مهم ترین اتفاقاتی که در سال‌های اخیر رخ داد، ائتلاف سازی عربستان علیه ایران در منطقه بود که در یمن نیز ورود کردند و همین ائتلاف جنگی علیه مردم یمن به راه انداخت اما پاکستان به این ائتلاف گرایش پیدا نکرد و عضو آن نشد. پاکستان ملاحظه ایران را کرد و به علت اینکه مشاهده کرد که در مقابل منافع ایران قرار می‌گیرد، از این ائتلاف دوری کرد. از سوی دیگر پاکستان قصد داشت تا استقلال خود در عرصه بین المللی را نیز حفظ کند و مجبور به انجام اقداماتی نشود که عربستان آنها را طرح ریزی کرده است و به همین علت وارد جنگ یمن نیز نشد. این اقدام یمن هم مورد حمایت ایران قرار گرفت و آن چیزی بود که ایران دوست داشت تا پاکستان انجام دهد.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی