آرمان ملی: چهارماه از انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای 1400 گذشته اما هنوز اصلاحطلبان آنطور که باید و شاید خود را بازنیافتهاند. پیش از این در سالهای گذشته برخی منتقدان و فعالان سیاسی اصلاحطلب نسبت به بازیابی اعتماد عمومی و سرمایه اجتماعی اصلاحطلبان تاکید کرده بودند و حتی انتخابات مجلس یازدهم در اسفندماه 98 نیز نشان داد که مردم به واسطه برخی عملکردها و رویکردها از اصلاحطلبان رویگردان شدهاند. اما در حدفاصل دو انتخابات مجلس و ریاست جمهوری اصلاحطلبان بازهم نتوانستند به بازیابی اعتماد عمومی و سرمايه اجتماعی خود همت گمارند. همین امر نیز بود که نظریه پرداز سرشناس اصلاحطلبی چون محمدرضا تاجیک در همان دوران بیان کرد که اصلاحطلبان به یک دوره استراحت و تعطیلات نیاز دارند تا در آینده با رویکردها و وعدههای جدید به صحنه سیاست ایران بازگردند. آنچه مسلم است گفتمان امروز اصلاحطلبان گرچه سالهای بسیار موفق بوده و انتخابات مختلفی را هم برای آنها در آورده است. اما نیازها و خواستههای امروز مردم با گفتمان و راهبردهای اصلاحطلبان سازگار نیست. به عبارت دیگر امروز اصلاح طلبان از دو جهت نمیتوانند کنش فعال و مورد
استقبالی در جامعه داشته باشند. نخست اینکه دولت مورد حمایت آنها به قدری عملکرد انتقادآمیز به ویژه در حوزه اقتصادی داشته است که جامعه نگاه مثبتی به دولت و جریان حامی ندارد که تاثیر این نگاه را در انتخابات 98 و 1400مشاهده کردیم. لذا به نظر میرسد جامعه به احزاب و جریانهای سیاسی چه اصلاحطلب و چه اصولگرا چندان وقعی نمینهند و صرفا در پی عملگرایی در راستای حل مشکلات خویش است. از طرف دیگر اصلاحطلبان بعد از چند سال هنوز به نوعی آسیب شناسی و نقد درون جریانی دست نزدهاند و به صورت روزمره روزگار میگذرانند. هنوز معلوم نیست کارکرد جبهه اصلاحطلبان که فعالیت آن چند ماه دیگر نیز تمدیده شده است به کجا خواهد کشید و اساسا این مجموعه انتخاباتی قرار است نوعی نهاد اجماع ساز در جهت حل و فصل مشکلات درون جریانی و تعیین راهبردهای جدید برای اصلاحطلبان باشد یا اینکه مثل سابق صرفا در مقاطع انتخاباتی تشکیل شده و کارکرد انتخاباتی خواهد داشت.
مردم سالاری از جنس فصلی و انتخاباتی
یک فعال سیاسی اصلاحطلب درباره اینکه مطرح میشود جریان اصلاحات برای اینکه یک پوستاندازی و تغییر رفتاری داشته باشد باید تحت عنوان یک حزب فراگیر به فعالیت بپردازد، گفت: به باور من به دلیل فراوانی اسمی احزاب و انجمنهای سیاسی در ایران که شامل هر دو جناح سیاسی کشور است، عملاً نوع مردم سالاری ما بیشتر از جنس فصلی و انتخاباتی است هیچ کدام از این دو جریان سیاسی کشور برخوردار از یک یا دو سامانه سیاسی مستحکم و تمامشمول نیستند که بتوانند نمایندگی بخش قابل توجهی از سلایق سیاسی مردم ایران را عهدهدار شوند. حسن رسولی با بیان اینکه گفته میشود حدود ۲۵۰ حزب، انجمن و نهاد سیاسی از کمیسیون ماده ۱۰ قانون احزاب طی سالهای اخیر مجوز فعالیت دریافت کردهاند، افزود: حسب قانون احزاب این گروههای سیاسی مجاز شناخته شدهاند که در عرصه قدرت مداخله کنند، ایفای نقش در مناسبات ملت و دولت داشته باشند و به نمایندگی از پایگاه رأی خود در سیاستهای راهبردی کشور اثر بگذارند. اما به دلایل مختلف که به اعتقاد من یکی از آن دلایل فراوانی اسمی احزاب و کاستیهای عمیق واقعی کارآمدی آنان است، تاثیر آنچنانی به صفت حزب بودن در فضای سیاسی ایران
ندارند که البته میتوان عوامل دیگری را هم در بخشهای فرهنگی و حقوقی اضافه کرد. وی ادامه داد: به شخصه همواره اعتقاد داشته و دارم که زمانی دموکراسی در ایران به بلوغ خواهد رسید که فرآیند تبدیل دموکراسی انتخاباتی به دموکراسی حزبی آن هم به صورت طبیعی و موفقیت آمیز طراحی و به مرحله اجرا دربیاید تا آن زمان استفاده از مراجعی مانند جبهه اصلاحات ایران در شرایط فعلی، شورای سیاست گذاری اصلاحطلبان و نامهای از این قبیل در سالهای پیشین برای اصلاحطلبان و جبهههایی مثل جبهه پیروان خط امام و رهبری و سایر مراجعی که در جریان اصولگرا ایفای نقش کردند برای کاهش واگرایی بین احزاب همسو و کمک به تقویت، انسجام و همگرایی ضرورت اجتنابناپذیری است اما این شیوه، شیوه گذرا، موقت و اجتنابناپذیر است و معتقدم به مصلحت کشور و همچنین نیروهای سیاسی خواهد بود که در پنجمین دهه از عمر جمهوری اسلامی ایران هر دو جناح آغازگر این مسیر باشند.
ناکارآمدی احزاب
این فعال سیاسی اصلاحطلب با اشاره به اینکه ما شاهد نوسانات قابل توجهی در ضریب مشارکت هستیم، بیان کرد: صرف نظر از عوامل اقتصادی و معیشتی به نظر من یکی از دلایلی که میتواند موجب کاهش مشارکت مردم باشد، ناکارآمدی ایفای نقش بینابینی ۲ الی ۳ حزب قوی بین حاکمیت و مردم است در صورتی که اگر کشور دارای ۲ حزب اصولگرا و اصلاحطلب باشد، به طور طبیعی در یک رقابت سالم و معطوف به منافع ملی هرکدام از این ۲ حزب که امروز در قامت جبهه با هم رقابت میکنند، در مقاطع مختلف میتوانند اکثریت آرا را کسب کنند و نهادهای انتخاباتی را در اختیار بگیرند که همین موجب میشود تلاشهای بسیاری را برای باقی ماندن در جایگاه داشته باشند و بر دامنه اثربخشی و فعالیت خودشان بیافزایند که این مهم هم ممکن نیست اِلا با گستردهتر کردن نفوذ اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و جغرافیایی احزاب. عضو جبهه اصلاحات ایران در این خصوص که اصلاحطلبان باید چه باب گفتمانی را با حاکمیت و یا شورای نگهبان باز کنند، اذعان کرد: به نظر من هر جریان سیاسی در مواجهه با هیأت حاکمه به طور قطع میتواند نقش تعیینکنندهای را ایفا کند؛ شرط اول برخوردار بودن از دکترین و نظریه سیاسی
مقبول، مجابکننده و منطبق بر اوضاع و احوال ایران به ویژه مصائب و گرفتاریهای مردم است و در ادامه برنامه عملیاتی برای تحقق اهداف است. شرط یا مولفه دوم برخوردار بودن از سازوکار خوشهای، منطقهای و تشکیلاتی تا پایینترین ردههای تقسیمات کشور است و اگر این دو شرط تحقق پیدا کند، حاکمیت برای قدرت سیاسی حساب ویژهای باز میکند. وی تصریح کرد: شاهد مثالی که میگویم آقای مهندس بهزاد نبوی هستند؛ آقای بهزاد نبوی در گذشته در زمانی جریان خط امام و یا اصلاحات امروز از موقعیت ممتاز سیاسی برخوردار بود مانند مجلس ششم صلاحیت ایشان توسط همین شورای نگهبان تائید شد. در سالی که تائید صلاحیت شد و یا در دورهای که رد صلاحیت شد از لحاظ مواضع و رفتار