فلورا سام حدود ۲ ماه است که اجرا و به قول خودش گپوگفت با مهمانان برنامه «نفس» را برعهده دارد؛ برنامهای در شبکه نسیم که برای زنان است و سام در این گفتوگوها قرار است به بخشهای پرفرازونشیب زندگی این زنان و موفقیتها و توانمندیهایشان بپردازد. گفتوگوی «مهر» با فلورا سام را در ادامه میخوانید:
مخاطب شما را بیشتر با بازیگری و به شکل ویژهتری در سالهای اخیر با کارگردانی سریال میشناسند خود شما در زمینه اجرا تجربهای داشتهاید؟ آیا اجرای این برنامه ریسک نبود؟
جالب است که بدانید این اولین تجربه من در اجرا نبوده است و من زمانیکه محصل دوره دبیرستان بودم در شیراز مجری برنامه کودک بودم. بعداز آن هم در شبکه دو در سالهای ۶۸ به بعد تا سال ۷۲ چندین مرحله اجرای قصهگویی و مسابقه برای کودک داشتم و از این حیث این ماجرا برایم ریسک نبود.
پس چالشی هم با آن نداشتید؟
نه واقعا. چون کار اجرا انجام نمیدهم بلکه خودم هستم و با مهمان گفتوگو میکنم. اجرا تکنیک میخواهد و حتی برای حرکات دست و صورت تکنیک دارد که مجری باید همه اینها را بلد باشد. برخی مهمانان حتی وقتی به پشت صحنه میآیند استرس دارند و محمد پیوندی کارگردان برنامه به من این استرس آنها را خبر میدهد من هم میگویم چند دقیقه آنها را داخل صحنه بفرستند تا ابتدا گپی دوستانه بزنیم و استرسشان بریزد.
کارگردانبودن شما باعث میشود وسواسی در کار داشته باشید؟
کارگردانبودن نه ولی نویسنده بودنم چرا. اگر قرار بود حساسیتهای کارگردانی را اعمال کنم باید نسبت به موقعیت دوربین و مسائل فنی حساس میشدم ولی این ملاحظه را ندارم. اما نویسنده بودنم باعث شد درباره پلاتوها و گفتوگوها نکتهای داشته باشم و یا حتی تغییراتی بدهم که ریشه در نویسندگی دارد.
فکر میکنید برنامه ویژگیای داشت که بگویید جای آن در تلویزیون خالی بود؟
جای چنین برنامهای با محور زنان و مادران خیلی خالی بود، میتوان گفت چقدر خوب که چنین برنامهای ساخته شد و از طرفی هم گفت چقدر حیف که تاکنون چنین برنامهای تولید نشده بود. این را هم از زبان خود مدیران شنیدهام که این جزو اولین برنامههایی است که مختص مادران و زنان ساخته شده است. ممکن است برنامههایی مشابه هم باشد ولی در بیست و چند شبکه حتی اگر دو برنامه هم با این موضوعات باشد بازهم کم است. امیدوارم چنین برنامههایی این تلنگر را به برنامهساز بزند که بدانند باید برنامههای خوب برای معرفی زنانی که توانمندی دارند ساخته شود. ما در این برنامه با زنانی روبهرو بودیم که نقشهای مهمی در زندگی داشتند به مشکلاتی برخوردهاند و در برابر این مشکلات همه آنها ستون خانواده شدهاند. ما همیشه فکر میکنیم این زنان هستند که به همسرانشان تکیه میکنند درحالیکه این برنامه نشان میدهد که این زنان نه تنها ستون شدهاند بلکه هم زندگی خود و هم دیگران را سامان دادهاند. این پتانسیلی است که باید در تلویزیون به آن پرداخته شود چون زن ستون خانواده است، فرزند تربیت میکند و بعد همان کودک به اجتماع میرود و آینده اجتماع ما به زنان و
مادران وابسته است.
این مدل از برنامهها یعنی گفتوگو با مردم و قهرمانان مردمی معمولا با ماهعسل که درد این حوزه برند شده بود شبیهسازی میشود شما آن برنامه را دیده بودید؟ چه نظری داشتید؟
گاهــــی مــیدیدم. «ماهعسل» جزو اولیــــن برنامههای گفتوگومحوری بود که از قالب مصاحبه با هنرمندان بیرون آمد و مردم را وارد برنامهاش کرد و این خیلی برنامه را جذاب کرد. با این حال این مدلی است که در دنیا هم اتفاق میافتد. بهنظرم آن برنامه اولین بود و بهدنبالش برنامههای مختلفی با این فضا ساخته شد. مهمترین موضوعی که نفس به آن میپردازد و از دیگر برنامهها متمایزش میکند زنانی هستند که لزوما کارهای خارقالعاده انجام ندادهاند اما فرازونشیبهای زندگی را کنترل کرده بودند. ممکن است ما در جایی از اتفاقات تلخ پیش آمده برای مهمان هم ناراحت شویم اما پایان برنامه میفهمیم که او توانسته است زندگی خود را نجات دهد و این به ما حس خوب و امید میدهد که اگر توانسته است من هم میتوانم.
از نگاه کارگردانی و برنامهسازی چه ویژگیهایی در زنان وجود دارد که کمتر در برنامهها و سریالهای تلویزیونی تصویر شده است؟
تقریبا همه ویژگیهای خانمها بهجز پختوپز را نمایش ندادهایم. متاسفانه ما فقط پختوپز و چای ریختن را از زنان نمایش دادهایم و اتفاق مخربی که در برخی از سریالها هم افتاده این است که ما هرجا زن موفقی دیدهایم خانوادهاش متلاشی شده است.
مثل زنی که خواسته است مدیر باشد و در اجتماع فعالیت کند...
زنی که خواسته است مدیر باشد زندگیاش به طلاق منجر شده است و یا زنی که خواسته است اتفاقی را رقم بزند فرزندانش به راه خلاف رفتهاند و این بسیار مخرب است. من بیننده که ببینم فکر میکنم ای داد پس اگر بخواهم دست به کاری بزنم ممکن است خانوادهام به چنین روزی بیفتد. چرا ما برعکسش را نمیبینیم زنانی که موفق بودهاند فرزندانشان و اطرافیانشان موفق هستند. ما اینها را در ۶۰ قصه بیان کردهایم و اینها منحصربهفرد هم نبودهاند. شما اگر حتی به مادران خود نگاه کنید تمام این ویژگیها را در آنها میبیند. من خیلی وقتها به فیلمسازان و نویسندگانی که شخصیتپردازی زنان را کمی غیرمنصفانه مینویسند میگویم آیا شما خودتان دلتان میآید درباره مادرانتان این مدلی حرف بزنید؟ اشکال ندارد فیلم و سریال مردمحور باشد اما میشود شخصیت زنی که با نقش مکمل در سریال وجود دارد پردازش درستی داشته باشد.
چرا چنین زنانی در سریالها کمتر تصویر شدهاند؟
بهنظرم کسی اصلا به آن فکر نمیکند اینقدر که کلیشهها مردانه است. من خیلی ناراحت میشوم وقتی میبینم مادر یک خانواده هیچ خبری از اتفاقات ندارد ولی پدر همه چیز را میفهمد و کلید همه معماها در دست اوست. پدر خانواده محترم است اما بگذاریم مادر هم محترم بماند و از این فضای کلیشهای و «هیچ چیز ندان» بیرون بیاید. چون در واقعیت هم به همین شکل است و در نفس در ۶۰ قسمت دیدیم که چقدر زنان توانمند هستند.