بستن
کد خبر: ۱۰۲۳۵۵۹

بايد در ديپلماسی همسايگان شرقی و شمالی موازنه ايجاد كرد

بايد در ديپلماسی همسايگان شرقی و شمالی موازنه 
ايجاد كرد
آرمان ملی- مهدی فقیه: سیاست خارجی در بستر تحولات بین‌الملل و منطقه‌ای معنا پیدا می کند. محیط سیاست خارجی ایران بحرانی است، این در حالی است که دولت سیزدهم به تازگی مستقر شده و همین امر باعث شده تا فضای سیاست خارجی ایران مبهم و ناروشن باشد. دولت آقای رئیسی در صحنه سیاست خارجی با مسائل مهمی از جمله مساله برجام روبه‌رو است و امروز همه طرف‌‌های این توافق درصددند تا آغاز مذاکرات را هرچه زودتر کلید بزنند. این درحالی است که ایران هنوز عجله‌ای برای آغاز مذاکرات ندارد و گفته به‌زودی به مذاکرات برجام پیوند خواهد خورد. البته برخی نیز مطرح می‌کنند که با عضویت ایران در شانگهای حضور یا عدم حضور در برجام دیگر چندان برای ایران اهمیت ندارد. با این حال باید دید سیاست دولت در 4 سال آینده در این حوزه چگونه پیش خواهد رفت. برای ارزیابی تحولات این روزهای سیاست خارجی، برجام و مسائل منطقه «آرمان ملی» با علی‌اصغر زرگر استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل بین الملل به گفت و گو پرداخته است که می‌خوانید.
ارزیابی شما از محیط فعلی سیاست خارجی ایران چگونه است؟
سیاست خارجی معمولا در حوزه مسئولیت وزارت خارجه و دیپلماسی صرف قرار دارد که از طریق نمایندگان در کشورهای دیگر این کار را انجام می‌دهد. سیاست خارجی معمولا اهداف خاصی را توسط سفرا و کسانی که سیاست خارجی را طرح ریزی می‌کنند، دنبال می‌شود.(تامین امنیت و منافع ملی و به لحاظ اقتصادی بازاریابی و فراهم کردن تسهیل مراودات تجاری). اما وضعیت سیاست خارجی فعلی ما در بیست سال گذشته معمولا در دو جهت حرکت کرده؛ یکی سیاست خارجی میدانی و دیگری توسط وزارت امور خارجه پیگیری شده است. در ارتباط با مسأله میدانی ما معمولا در ارتباط با امنیت ملی و حفظ آرامش کشورمان سعی کردیم فعالیت میدانی را ارجحیت بدهیم و اولویت با دیپلماسی میدانی بوده. (فعالیت در سوریه و لبنان) اهداف خودمان را در میدان به اجرا بگذاریم و یک عمق استراتژیک برای خودمان تعریف کرده‌ایم و این عمق استراتژیک را در خارج از مرزهای خودمان به اجرا گذاشتیم. از این جهت به این فعالیت میدانی ما انتقاد وارد شده و در واقع ما دیپلماسی رسمی را مقداری از آن غافل شدیم. اگر یک موازنه‌ای برقرار می‌شد بین دیپلماسی میدانی و سیاست خارجی دیپلماتیک‌ شاید برای ما کم هزینه‌تر و کاربرد آن بیشتر بود. به نظر می‌آید با توجه به تحولات منطقه (نزدیکی کشورهای منطقه با اسرائیل، روی کار آمدن طالبان و...) زمان آن فرارسیده که به دپلماسی فعال بپردازیم و مقداری هزینه‌های خودمان را از دیپلماسی میدانی کم بکنیم. این رویکرد به دیپلماسی هم کم‌خرج‌تر است و هم می‌تواند با توجه به تحولات منطقه با آن برخورد دیپلماتیک بکند، یارگیری کند و بعدش هم کسانی که مخالف سیاست‌های میدانی هستند اجازه تحرک ندهد و علیه ایران اقدامی انجام دهند. ملاحظه می‌کنیم که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با توجه به فعالیت‌های میدانی ایران، همسویی با آمریکا و اسرائیل دارند در صورتی که اگر ما یک مقدار به دیپلماسی رسمی و دیپلماسی عمومی خودمان ارجحیت می‌دادیم هم هزینه کمتری پرداخت می‌کردیم و هم از حرکت این کشورها به سوی دشمنان ایران جلوگیری می‌شد. از این نظر است که معتقد هستم که زمان آن فرا رسیده است (همان‌طور که مسئولان جمهوری اسلامی هم اعلام کرده‌اند که دست دوستی به سوی کشورهای منطقه دراز می‌کنند) که اولویت را به دیپلماسی از مراجع رسمی داد و از دیپلماسی میدانی که ایجاد خشونت و حساسیت می‌کند، پرهیز کرد. اگر بین این دو حیطه دیپلماسی برقرار کنیم هم می‌توانیم تحولات منطقه‌ای (اتحادها و ضد اتحادها) را رصد کنیم و زود تر بتوانیم در صورت لزوم مقابله کنیم تا از این منظر امنیت ملی ما درخطر قرار نگیرد.
زمان اندکی از روی کار آمدن دولت سیزدهم می‌گذرد، ارزیابی شما از عملکرد دولت در حوزه سیاست خارجی در این مدت زمان کوتاه چیست؟
به نظر نمی‌توان ارزیابی خاصی در این مدت کوتاه انجام داد، چون نمودهای خارجی این سیاست هنوز قابل ارزیابی نیست. به طور مثال در مورد برجام، غربی‌ها و آمریکایی‌ها عجله دارند برای جلوگیری از بروز تنش بیشتر ایران را به پای میز مذاکره بکشانند و در واقع برجام را به نوعی زنده نگه دارند. ایران به دلایل خودش مانند مدیریت کرونا در داخل، ارزیابی تحولات داخلی و خارجی هنوز به یک نتیجه قطعی نرسیده که با چه اهدافی به پای میز مذاکره برود. بنابراین هنوز نمی‌توان ارزیابی خاصی داشت. در حالی که می‌توانستند در این مدت در روابط با غرب و شرق در راستای رسیدن به یک توازن به یک جمع بندی برسند. در رابطه با شرق(روسیه و چین) به نظر می‌آید که همان روش قبلی ادامه پیدا می‌کند و تغییر عمده حاصل نشده است ولی نگاه به شرق یک مقدار تقویت شده است و این نگاه به شرق با عضویت دائمی ایران در سازمان همکاری‌های پیمان شانگهای نمود پیدا کرد که باعث تقویت مواضع ایران در مذاکرات با غربی‌هاست. تعلل بیش از حد بازگشت به برجام جایز نیست و یک دیپلماسی خاصی را جهت رسیدن به یک توافق در پیش گیرد. این توافق اگر مرحله‌ای هم باشد می‌تواند منجر به آزادسازی پول‌های بلوکه شده ایران، گشایش در تبادلات پولی و بانکی، تسهیل فروش نفت و انتقال ارز به داخل شود. در مجموع نظر من این است که اهداف ملی و کلی سیاست خارجی ایران در برقراری تعادل و موازنه بین روابط با شرق و غرب است که می‌تواند یک آرامشی را برای ایران ایجاد کند تا طرح های توسعه‌ای خودش را پیش ببرد و به اقتصاد خود سامان بدهد.
با سفر وزیر امورخارجه اسرائیل به بحرین شاهد حضور پررنگ اسرائیل در خلیج فارس هستیم، پیامدهای این سفر چیست؟
اسرائیلی‌ها کار خودشان را می‌کنند و ایران هم دست بسته نیست و در کنار مرزهای اسرائیل قرار دارد (حضور در سوریه و لبنان) همانطور که ایران در کنار مرزهای اسرائیل حضور دارد و از گروه‌های فلسطینی حمایت می‌کند، اسرائیلی‌ها هم با توجه به دیپلماسی فعال خودشان و انفعال جهان عرب توانستند به عادی سازی روابط با کشورهای عربی اقدام کنند. اسرائیلی‌ها با توجه به سیاست نیل تا فرات از نظر دیپلماسی پیشرفت می‌کنند، اسرائیلی‌ها با حضور در کنار مرزهای کشورمان سعی می‌کنند ایران را دور بزنند و تحت فشار قرار بدهند این سیاست کلی اسرائیل است. ایران به جای اینکه کشورهای عربی را به دامن اسرائیل بفرستد، سعی کند روابط حسنه با کشورهای عربی ایجاد کند. هر چه روابط با ایران نزدیک باشد، نفوذ اسرائیلی‌ها به عقب رانده می شود.
با توجه به روی کار آمدن طالبان و حمــایت پاکستان از آنها، آیا ایران و پاکستان در مسیر تقابل هستند؟
پاکستان عمق استراتژیک ندارد و روابط پر تنشی با هند دارد و نظرش این است که در افغانستان حکومتی سرکار باشد که تحت سیطره آنها باشد. بنابراین پاکستان عمق استراتژیک خودش را با تسلط بر افغانستان بیشتر می‌کند. ایران و پاکستان درست است که مقداری واگرایی داریم اما زمینه‌ای همگرایی هم وجود دارد مانند مسایل امنیت مرزها، همکاری‌های اقتصادی و... لذا نمی توان با قاطعیت از تقابل صحبت کرد. وظیفه دستگاه دیپلماسی است که مانع از تقابل جدی شود. با توجه به روابط و پیوندهای عربستان و پاکستان، بهبود روابط ایران و عربستان می‌تواند در جلوگیری از تقابل با پاکستان جلوگیری کند.
ارزیابی شما در مورد تنش‌های اخیــر ایران و جمهوری آذربایجان چیست؟
به نظر می‌آید در جریان جنگ آذربایجان و ارمنستان ایران به لحاظ دیپلماسی خوب عمل نکرد. ایران یک مقدار به لحاظ استراتژیک غافل ماند و سیاست طرفداری از آذربایجان را در پیش گرفت و این اشتباه بود و باید ایران سیاست میانه‌ای را در پیش می‌گرفت تا شاهد وضعیت فعلی نباشیم. لذا امر بر جمهوری آذربایجان مشتبه شده که می‌تواند به پیشروی خودش ادامه بدهد و بنابراین مرز مشترک ایران با ارمنستان را قطع کند تا راه ارتباطی با ترکیه از طریق جمهوری نخجوان ایجاد کند، اینجا است که جمهوری اسلامی تازه از خواب بیدار شده اگر این کار انجام شود دیگر مرز مشترکی با ارمنستان ندارد، بنابراین به لحاظ ارتباط با اروپا از طریق ارمنستان می‌توانند به ما فشار وارد کنند. عملکرد فعلی دیپلماسی ایران در این مقطع و برگزاری رزمایش اقدامات هوشمندانه‌ای بود. مرز مشترک با ارمنستان باید محفوظ بماند و تغییر مرزها پذیرفته شده نیست. ایران از قابلیت لازم برای مهار همسایگانی که یاغی گری می‌کنند، برخوردار است.
حضور ایران در سازمان همکاری شانگهای و فرصت‌های پیش روی آن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
عضویت ایران در سازمان شانگهای به عنوان یک نهاد قدرتمند منطقه‌ای که در تقابل با نفوذ و یک جانبه‌گرایی آمریکا و ناتو و تضعیف هژمونی آنها در جهان است، می‌تواند موضع ایران را در خاورمیانه تقویت کند و حتی در مذاکرات برجامی که روسیه و چین دو عضو دائمی شورای امنیت سازمان ‌ملل شرکت دارند، امتیازات بیشتری برای لغو تحریم‌ها از آمریکا اخذ کند. از اهمیت تشکیل این سازمان و اهداف همه جانبه آن همین بس که مساحت کل سرزمین‌های تحت حاکمیت کشورهای عضو و ناظرین بیش از ۳۵ میلیون کیلومتر مربع و با جمعیتی بیش از سه میلیارد یا حدودا بیش از ۴۰ درصد جمعیت دنیا را در بر می‌گیرد. از این رو باید گفت که این سازمان ظرفیت بسیار فراوانی در شکل‌گیری ساختارهای امنیتی حوزه پیرامونی خودش خواهد داشت و برگزاری نشست در روزهای ۱۶ و ۱۷ سپتامبر خود گویای تلاش اعضای این سازمان برای ایفای نقشی فعالانه‌تر در بحران‌های منطقه به خصوص افغانستان است. خروج نیروهای آمریکا و ناتو از افغانستان و تسلط گروه طالبان بر این کشور از تحولات مهمی است که شایسته توجه سازمان خواهد بود. اگرچه این سازمان به‌صورت آشکار به دنبال تقابل با منافع هیچ کشوری نبوده و رسما هدف همکاری‌های چندجانبه برای حفظ امنیت را پیگیری کرده است ولی واقعیت این است که محور روسیه و چین به انضمام ایران به نوعی در حال حرکت به سمت تقابل با نفوذ آمریکا در منطقه هستند. بنابراین سازمان شانگهای یک نهاد منطقه‌ای برای همکاری‌های چند جانبه در حوزه‌های سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی و با تاکید بر حفظ و ثبات مرزها و حاکمیت ملی کشورها است که ایران باید از آن به بهترین شکل استفاده کند.
انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی