بحران ایجاد شده میان ایران و آذربایجان مسالهای است که این روزها بسیار مورد توجه و تاکید قرار گرفته و همه در مورد آن اظهار نظر میکنند. واقعیت امر بر آن است که مساله جمهوری آذربایجان باید از گذشته به نحوی مورد بررسی قرار میگرفت که امروز آذربایجان اینگونه برای ایران اظهارات خارج از عرف و شرایط منطقهای نداشته باشد. ایران همواره به جمهوری آذربایجان به عنوان کشور دوست و همسایهای که ارتباطات سازندهای با آن داشته نگاه کرده و هیچگاه نگاهی فراتر از یک همسایه شمال غربی به این کشور نداشته است. اما در مقابل آذربایجان تحت تحریک برخی کشورها امروز در مقابل ایران ایستاده و به برخی اظهارات نسنجیده میپردازد. همین مساله نیز باعث شده تا نوع نگاه ایران نسبت به بحث آذربایجان تغییر کند و از دریچه دیگری به موضوع جمهوری آذربایجان نگریسته شود. البته به نظر میرسد که نگاه در مناسبات خارجی همانند نگاهش در مناسبات داخلی است. هرکس انتقاد و مخالفتی داشته باشد خیلی انتقاداتش وارد نیست. لذا این نگاه در عرصه سیاست خارجی نیز عینا وجود دارد. اگر ما با آذربایجان مشکلی پیدا کنیم و اختلافی بین ایران و آذربایجان، ترکیه و سایر کشورها پیدا شود حق با ایران است. یعنی دقیقا همان نگاه در داخل در سیاست خارجی نیز وجود دارد. لذا تشخیص میدهند در برخی اوقات حتی در سیاست خارجی نیز با قوه قهریه به کشورهای مدنظر پیام خود را بدهد. البته ذات اختلافات ایران با آذربایجان و ترکیه مسائلی است که باید از طریق دیپلماسی حل و فصل شود. همانطوری که جمهوری آذربایجان به خود اجازه میدهد که دارای منافع ملی باشد و در راستای همین منافع ملی حرکت کند. این حق برای جمهوری اسلامی ایران نیز محفوظ است و ایران بر اساس منافع ملی خود پیش میرود. بنابراین راه دفاع از منافع ملی استفاده از دیپلماسی و دستگاه سیاست خارجی است و راه دیگری جز این نیست.