دکتر محمد حسن طریقت منفرد چشم پزشک نام آشنای پایتخت بر اثر سانحه سقوط از ارتفاع و آسیب مغزی درگذشت. یادش گرامی باد و روحش شاد. در عمر کوتاه و تجربه زیسته هر یک از ما، انسانهای معدودی هستند که برای تعریف شخصیت آنان ممکن است احساس درماندگی کنیم و یا برای توصیف حال و احوالشان به زحمت بیفتیم و نیز بخاطر خاطرات شیرین و خوش مشربی و شوخ طبعی آنها تحمل فراق همیشگی آنها سخت و دشوار بنماید. دوست دیرین ما دکتر حسن طریقت در زمره چنین شخصیتهای ناب و کمیابی بود. در گذر به گذشتههای دور نقل میکرد که داستان زندگی او در همان چلوکبابی طریقت (پدر) و در بازار قدیم تهران رقم خورده است. همانجا که «پسر حاجی» صدایش میکردند و بسیار مورد توجه پدر و خانواده بوده حاضر بودهاند برای کار و کاسبیاش هر کاری بکنند ولی او تصمیم به خروج از کشور و ادامه تحصیل در آلمان میگیرد، پس باید خود را برای کار سخت و پیگیری امر پزشکی بهطور توأمان - فارغ از حمایت خانواده- آماده میکرده است. از علاقهاش به اهل بیت علیهمالسلام و فعالیتهای مذهبی اش در نوجوانی که میگفت انگار اشک در چشمانش حلقه میزد، شیفته هیئت فاطمیه تهران و هیئت های بازار قدیم و صدای مداحان پرآوازه آن روزگار بود و مرحوم پدرش مشوق او بوده است. پس در دهه اول محرم و سایر فرصت ها استفاده میکرده، به دستههای عزاداری میپیوسته، وسط دستهها روی چهارپایه میرفته و نوحه میخوانده است. دکتر از بازگوئی این خاطرات ناب که او را به اعتقادات اصیل و ریشه دارش پیوند میزد به وجد میآمد. بخاطر همین بود که در مراسم سوگواری رحلت حضرت فاطمه (س)که سالیان پیش و هرسال در منزل ما برگزار میشد پای ثابت این روضه خوانیهای سنتی بود و در این جلسات با اشتیاق فراوان شرکت میجست .آشنایی من با دکتر به سال ۶۲ و زمان مسئولیت وی در سازمان بهداری و بهداشت شرکت نفت دوره مهندس غرضی برمیگردد. او تازه از آلمان به وطن بازگشته بود و شیفته خدمت تحول بود و از سبک مدیریت بیمارستانی که در آلمان فرا گرفته برای ساماندهی امور و خدمت به مجروحان جنگ تحمیلی بهره میگرفت. آشنایی من با دکتر وقتی که با هم همسایه شدیم و با رفت و آمدهای خانوادگی در هم آمیخت بیشتر شد طبعا با شخصیت مهربان صمیمی و فروتنانه او بیشتر آشنا شدم و این رفاقت با همین عیار حدود ۴ دهه استمرار یافت. اگر چه مشرب سیاسی دکتر طریقت همیشه معطوف به جناح راست سنتی و از جمله طرفدار هیئت مؤتلفه اسلامی بود، لیکن تفاوت نگرشهای سیاسی ما هیچ گاه باعث از هم دور شدن نشد، بلکه مایه شوخی و متلکهای سیاسی در جلسات و دور همیهایمنظم ما بود، بدون آنکه او رو تُرش کند و یا ذرهای کدورت در روابط مان پیش بیاید. حتی زمانی که در اواخر دولت دوم احمدی نژاد - دولت دهم- به وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی رسید، مورد نکوهش دوستان سابقش در وزارت نفت قرار گرفت، ولی هیچگاه از جمع دوستان سابق خود دور نشد و پیوسته روابط صمیمیت ما ادامه داشت. در همان دوره بود که در ستاد وزارت بهداشت با بزرگان طب سنتی بیشتر آشنا شد و تحت تاثیر آن قرار گرفت و از آن به بعد در هر جلسهای از لزوم توجه دوباره به طب سنتی میگفت و اینکه نظام پزشکی حاکم ناکارآمد است و نیازمند تحول اساسی. دکتر طریقت در این اواخر درگیر پروژه احداث مرکزی برای احیای طب سنتی در شمال کشور شد و در پیگیریهای اجرائی مربوط به این پروژه دچار سانحه شد و نهایتا جان به جان آفرین تسلیم کرد و مرغ جانش از دشواریهای زیستن در عالم خاکی رهایی یافت.