اکنون شرایط به نحوی است که به نظر میرسد هم ایران و هم طرف مقابل از آمادگی لازم برای آغاز مذاکرات برخوردار هستند؛ به ویژه آنکه طرف مقابل و به صورت خاص آمریکا شرایط خوبی در سطح منطقه و نظام بینالمللی ندارد. تحولات افغانستان و مسائل داخلی ایالات متحده آمریکا مشکلاتی را برای دولت بایدن ایجاد کرده است. از سوی دیگر شکاف میان واشنگتن با متحدان اروپاییاش بیش از پیش افزایش یافته و دیگر مانند قبل فرصتها برای همافزایی میان آنها مهیا نیست بنابراین آمریکاییها علاقهمند هستند تا این مسأله را که برای آنها به چالشی تبدیل شده است، حل و فصل کنند. این در حالی است که شرایط در ایران نیز تغییر کرده است. دولت جدیدی روی کار آمده که از اندیشه و نگاه جدیدی برخوردار است. دولت ایران درصدد است که فشار را از خود کاسته و آن را به طرف مقابل منتقل کند. ایران وضعیت بهتری در مذاکرات نسبت به آمریکا دارد، ایران در بزنگاه باید وارد مذاکرات شود. من فکر میکنم این مذاکرات به زودی آغاز و شاید در کوتاهمدت هم به نتیجه برسد اما بعید است که این آغاز مذاکرات طی یکی، دو هفته آینده شروع شود. حفظ برجام و نگه داشتن طرف مقابل در میز مذاکره نیازمند ظرافتی است که ایران باید آن را داشته باشد. ایران باید بازی دیپلماتیک خود را طراحی و اجرا کند و با ورود به مذاکرات اجازه ندهد که طرف مقابل قید برجام را به این بهانه که ایران از خط بازگشتپذیری عبور کرده است، بزند. بعید است که شکاف آمریکا با متحدان اروپاییاش و به صورت خاص فرانسه اثر منفی بر روند مذاکرات داشته باشد چراکه توان هستهای و میزان غنیسازی ایران از نقطه نظر اروپا به جایی رسیده است که ادامه آن به این شکل به زعم و ادعایشان صلاح نیست. این مسئله موجب شده آنها مصلحت ندانند همانند قبل سنگاندازی کنند تا مذاکرات متوقف شود. به همین خاطر، هم اروپا و هم آمریکا به صورت مشترک میخواهند مذاکرات زودتر آغاز و برجام هرچه سریعتر احیا شود. در شرایط کنونی این احتمال دارد که طرف مقابل به ویژه آمریکاییها مانند قبل دیگر بر الحاق مذاکرات منطقهای و موشکی بر توافق برجام اصرار نداشته باشند. قبلا آنها در تلاش بودند تا تکملهای به نام گفتوگو و مذاکرات منطقهای و موشکی هم در مذاکرات بگنجانند که این خواسته، از سوی طرف ایرانی برداشت خوبی نداشت و با قاطعیت رد شد. مهمترین نگرانی طرف مقابل به ویژه برای اروپاییها عدم ایفای نقش کامل نظارتی بر فعالیتهای هستهای ایران از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی است. اگر آژانس بینالمللی انرژی مانند قبل فعال، محتوای دوربینها چک، بازرسیها بیشتر و پروتکل الحاقی هم اجرا شود؛ خیال آنها هم راحت میشود. اگر موضوع برجام حل شود و طرفین برای احیای آن به توافق برسند، مسائل ایران و آژانس نیز قابل حل هستند. در واقع، توافق برای احیای برجام سایر مسائل را تحت الشعاع قرار میدهد و احتمالا مسائلی که آژانس مد نظر دارد، نادیده گرفته خواهد شد.