طالبان متوجه واکنشها هم از سوی جامعه افغانستان و هم قدرت های بین المللی بوده است و برای همین رهبرانش با استراتژیهای مختلف دنبال خرید زمان برای تحکیم پایه های قدرتشان هستند. هم اکنون اعلام کردهاند که کابینه موقت است و برخی از پستهای کلیدی را هم همچنان خالی گذاشتهاند. همه این تلاشها صرفا با هدف مدیریت انتظارات و کنترل شرایط برای استقرار کامل دولت مورد نظرشان صورت می گیرد. به هر روی بخشی از جامعه سیاسی و قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای انتظار تشکیل دولتی فراگیر با حضور همه جریانهای سیاسی افغانستان را داشتند. برای همین طبیعی است که تشکیل دولت از سوی تنها یک گروه سیاسی نمی تواند باعث رضایتمندی و ثبات ساختاری در افغانستان باشد. موضوع مهم دیگر مساله شناسایی بین المللی است که طبق قواعد حقوق بین الملل شرط تشکیل یک دولت است. با توجه به چینش و معرفی اعضای کابینه به نظر میرسد که سازمان ملل از شناسایی این گروه به عنوان نماینده قانونی مردم افغانستان حداقل در کوتاه مدت اجتناب بورزد. با این حساب کشورهایی که خودشان را همراه با سازوکار سازمان ملل می دانند به تاسی از اقدام و رویکرد سازمان ملل، شناسایی طالبان را به تاخیر خواهند انداخت. البته این موضوع برای کشوری نظیر چین ممکن است به طریقی دیگر اتفاق بیفتد. برای چین مهم نوع نظام سیاسی نیست و احتمال دارد این کشور در جهت پیشبرد اهداف سیاسی و استراتژیکش در منطقه، طالبان را زودتر از سایر کشورها به رسمیت شناسد. قابل تردید نیست که انتظار گروهها و افکار عمومی مردم افغانستان معرفی کابینهای انحصاری از سوی طالبان نبود. برای همین این سناریو محتمل است که جامعه مدنی در افغانستان معترض این شرایط باشند و دست به اعتراض و تظاهرات مسالمت آمیز بزنند. از سوی دیگر با توجه به ترکیب قومیتها در افغانستان احتمال اینکه برخی از این گروههای قومی به سمت اقدامات مسلحانه علیه طالبان روی بیاورند، دور از انتظار نیست. حداقل تجربه سیاسی در افغانستان نشان داده که هر جریان قدرتی که به خواسته همه گروهها و جریانات سیاسی افغانستان توجه نکند، ماندگاری و حضورش در قدرت با چالش مواجه خواهد بود.