طبق یک پیمایش ملی، از هر 100 نفر، 10 نفر در ایران سواد رسانهای دارند و به هر محتوایی که در شبکههای اجتماعی منتشر میشود، بدون تحقیق و راستی آزمایی واکنش نشان نمیدهند. همچنین طبق یک تحقیق که نگارنده در اینستاگرام شخصی خود انجام داده، 90 درصد مردم در 15 ثانیه به انتشار ویدئو یا محتوا با لایک و کامنت واکنش نشان میدهند و در مدت 40 ثانیه آن را به اشتراک میگذارند، درحالی که پایه و اساس آن محتوای یک دقیقهای دروغ و بهدور از واقعیت است. از انتشار دروغ اینگونه اخبار در جامعه ایرانی کم نیست و اگر این محتواها که خوراک مناسبی برای فیک نیوزهای با دنبالکنندگان چند صدهزار نفری، با محتوای سیاسی و اجتماعی باشد، مخاطب بیشتری دارد. طی چند وقت گذشته ویدئویی در اینستاگرام دست بهدست میشود با این محتوا «آبرومون رفت!» و در آن یک فرد در نشست سیاسی، میکروفن را به جای هدفون روی سرش میگذارد! در عکس نوشته این ویدئو نوشته شده «نماینده ایران در مذاکرات هستهای در وین اتریش، استفاده از میکروفن به جای هدفون، چقدر داغونیم که اینها (مسئولان کشور ایران) میرفتن مذاکرات، آبرو و حیثتمون را بردن!» این ویدئو که بیش از یک میلیون بار
در یک صفحه اینستاگرامی دیده شد، بیش از دهها هزار کامنت داشت که مردم درباره آن مینوشتند، که «وقتی از پشت کوه آمدن»، «به اندازه سر سوزن آبرو داشتیم که آن هم رفت!»، «بهقول نقی معمولی شبیه کفتر کاکل بهسر شد و تا این مسئولان هستند، ما هیچی نمیشویم» و هزاران کامنت منفی دیگر! در شرایطی که کسی نفهمید اصلا آن مسئول کیست؟ اما در حقیقت آن ویدئو مرتبط با مجمع ملی جمهوری بلغارستان بود و نام آن فردی که 9 سال پیش! در این ویدئو دیده میشود پاول دمیرتف شوپوف» و عضو پارلمان بلغارستان است که در آن زمان این حرکت نمایشی او در رسانههای این کشور بازتاب فراوانی داشت و او دلیل این کار را واکنش به شخص صحبت کننده در مجمع ابراز کرده بود، اما موضوع نگران کننده، اشتراک گذاری این ویدئو در بیش از 7 هزار صفحه اینستاگرامی است که به مسئولان کشور ارتباط میدهند. از این نمونهها در کشور ما بسیار است و هر روز میتوان دهها مورد از آن را یافت و چندی پیش که خوزستان و هورالعظیم، با مشکل کم آبی روبهرو بود، عکسی از آب خوردن یک زن که در سال 89 گرفته شد، در بسیاری از شبکههای اجتماعی مردم و حتی رسانههای رسمی نیز بازتاب فراوانی داشت.
فاصله میان حقوق واقعی و اجتماعی
برای بررسی این موضوع و واکنشهای مردم، یک جامعه شناس به «آرمان ملی» میگوید: متاسفانه این موضوعات نشان دهنده این است که ما هنوز آگاهی لازم به لحاظ سیاسی و اجتماعی نداریم و آنقدر کاسه صبر مردم لبریز شده که بدون هیچگونه تعمق و تامل نسبت به آنچه که میبینند واکنش منفی نشان میدهند و در این راه فیک نیوزها، دست مردم را خوانده و با انتشار اخبار دروغ، بهترین و بیشترین بهره را میبرند.» ایرج حریرچی میافزاید: «اگر میخواهیم آنچه که در کشور ما به لحاظ اجتماعی و سیاسی در حال رخ دادن است را تشریح کنیم باید گفت، شهروندان، حقوقشان را نمیشناسند و از طریق فحاشی و واکنشهای منفی به هر موضوعی، میخواهند فریاد بزنند، درحالیکه آگاهی سیاسی و اجتماعی موضوع بسیار مهمی است. ما از ابعاد مختلف حقوقمان را بشناسیم و حق ما این نیست به فردی که هیچ ارتباطی به ایران ندارد و به دلیل اینکه میکروفن خود را اشتباه گذاشته، به تمسخر بگیریم و آن را به مسئولان کشورمان ارتباط دهیم. این موضوع به بازی گرفتن همه ابعاد زندگی است و میان نیازهای واقعی و حق مردم با موضوعات بیراهه، فاصله میاندازد. ما اگر حقوقمان را بشناسیم و در راستای آن در
شبکههای مجازی و زندگی واقعی قدم برداریم، آن زمان این حق به «مطالبه» تبدیل میشود. در حال حاضر مطالبات ما، همان محتوای پوچ و بیمعنی است که فیک نیوزها تولید میکنند و کار ما به تمسخر گرفتن آنهاست. اگر یک فرد به اشتباه سخنی میگوید یا فرق میکروفن و هدفون را نمیداند، آیا سطح مطالبهگری اجتماعی و سیاسی ما آنقدر پایین آمده که به آن واکنش نشان دهیم؟ متاسفانه مردمی که سواد رسانهای ندارند، حق و حقوق و مطالبهگری اجتماعی خود را نمیشناسند و آن موضوعاتی که سبب میشود آگاهیهای مردم بالاتر برود، با انتشار اینگونه مسائل نادیده گرفته میشود.
نقش فیک نیوزها در افزایش اعتماد عمومی
اما مردم چرا بدون هیچگونه تحقیق و تامل درباره موضوعاتی که در رسانههای مجازی و زرد مطرح میشود، فقط واکنش نشان میدهیم و به قول معروف سرکار میرویم! این موضوع را با حریرچی در میان گذاشتیم و او بار دیگر به نقش پررنگ فیک نیوزها در انتشار اخباری که در شرایط افزایش فاصله اعتماد عمومی میان دولت و ملت ایجاد شده، اشاره میکند و میافزاید: بیسوادی رسانهای در میان 80 درصد جمعیتی که هر روز در شبکههای اجتماعی پرسه میزنند، متاسفانه وجود دارد. اینگونه محتواهای دروغین جامعه را آلوده میکند و مردم غرق در آن میشوند، وقتی یک فرد در این فضای آلوده غرق میشود، این موضوع حتی بر زندگی شخصی او نیز تاثیر منفی خواهد گذاشت. سواد رسانهای تاکید دارد که هر خبر یا محتوایی را تشخص بدهیم و به آن واکنش سریع نشان ندهیم. اما مشکل اصلی و عمده ما، نداشتن سواد رسانهای است و اگر نتوانیم یک محتوا یا مطلبی درست را از غلط تشخیص دهیم، نشان از بیسوادی ما دارد و این موضوع خیلی خطرناک است. اعتماد اجتماعی هر روز در جامعه ما کمتر میشود و نوع ارتباطهایمان و اطلاعاترسانی به مردم، راه صحیح و درستی را در شبکههای اجتماعی ندارد. از دید من،
انسان سالم انسانی است که به لحاظ فرهنگی مسئول، به لحاظ سیاسی، آگاه و به لحاظ اجتماعی شاد باشد.
فحاشی در فضای ورزشی، تحقیر در فضای سیاسی
یکی از موضوعاتی که این روزها در فضای مجازی و کامنتهای مردم بیش از هر موضوع دیگری دیده میشود، فحاشی و به تمسخر گرفتن شخصی است که یک پست از او منتشر میشود. این پست اگر در فضای ورزشی و فوتبالی علیه تیم محبوب باشد، با فحاشی و کلمات رکیک مورد استقبال قرار میگیرد و اگر سیاسی یا اجتماعی باشد، مردم بیشتر به آن با دید تمسخر نگاه میکنند. برای پی بردن بهدلیل این موضوع نیز علی انتظاری، جامعه شناس به «آرمان ملی» میگوید: فضای مجازی چون در جامعه ما، حداکثر مردم به آن گرایش دارند، ممکن است خیلیها از این امر به انتشار اخبار دروغ و بدون پشتوانه برای جذب فالوور اقدام کنند. متاسفانه نبود سواد رسانهای پولهای هنگفتی را به جیب این افراد واریز میکند. مشکل اساسی ما در جامعه به دلیل توقعات و امکانات در فضای مجازی و امکانات حقیقی و هنجار در جامعه است که باعث شده بین این دو موضوع شکاف به وجود بیاید و مدیریت درستی برای پرکردن این شکاف وجود ندارد و همین امر مردم را به سمت این فحاشی و تمسخر پیش میبرد. او ادامه میدهد: متاسفانه تربیت در خانوادههای ما سنتی است و ما فرزندانمان را به صورت آبرومدارانه تربیت میکنیم، این تربیت
آبرو مدار با تربیت فضیلت محور کاملا متفاوت است. وقتی این افراد در فضای مجازی که به دلیل گمنامی و امکان مخفی ماندن هویت میتوانند با یک اکانت جعلی دست به هر کاری میزنند یا به مردم فحاشی میکنند، ضعفهای خود را نشان میدهد و چون آبروی شخص به خطر نمیافتد و فضیلت و وجدان شخص نیز مدنظر نیست، میتواند ساز و کار ناهنجاریها را افزایش دهد.