در اولویت قرار دادن تقویت روابط با همسایگان به خودی خود موضوع مثبتی است اما این موضوع نیازمند یک برنامه عملیاتی منسجم و قابل اجراست زیرا دولتهای گذشته هم این موضوع را دنبال کردند اما در همه حوزهها موفق نبودند. علاوه بر برنامه، تقویت روابط با همسایگان به اراده سیاسی دو طرف و تلاش برای فهم دغدغههای طرف مقابل و فراهم کردن زمینههای اعتمادساز همکاریهای مشترک نیازمند است. در دورههای گذشته همیشه این موضوع با چالشهایی مواجه بود و در مواردی، اراده سیاسی در ما شکل نگرفت و در موارد دیگر هم طرفهای مقابل اراده سیاسی برای بهبود روابط را نداشتند. دشمنان جمهوری اسلامی برای ایجاد ایرانهراسی، تلاش میکنند. برای بهبود روابط با همسایگان، لازم است سیاستهای ایران به درستی برای مردم و دولتهای منطقه ترجمه و تبیین شود تا به این درک برسند که در پی همزیستی مسالمت آمیز هستیم و برای رسیدن به این هدف با استفاده از دیپلماسی عمومی تلاش و اعتمادسازی کنیم. برخی کشورهای همسایه ایران بهویژه کشورهای حاشیه جنوبی خلیجفارس دچار ایرانهراسی هستند و بهبود روابط جمهوری اسلامی با جهان را به ضرر خود میدانند و رویکرد سلبی نسبت به بهبود روابط دارند. برای کاهش ایرانهراسی و اعتمادسازی در این کشورها نیازمند ایجاد بسترهای اجتماعی، سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و تمدنی هستیم تا بتوانیم با مردم و دولت این کشورها پیوند ایجاد کنیم. کشورهای منطقه مسافران یک کشتی هستند، نیازمند راهحلهای همهطرفپسند برای حل اختلافات و بهبود روابط هستیم به شکلی که منافع همه کشورهای منطقه در آن لحاظ شده باشد و بتواند یک بازی برد -برد را برای همه رقم بزند. ۱۵ همسایه برای کشور مزیت است و هر کدام از همسایههای ما دارای مزیتهای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی متفاوتی هستند و میتوانیم در همکاری با آنها از این مزیتها بهرهمند شویم. سیستم متمرکز اداری و بخشینگری مانع تقویت روابط جمهوری اسلامی با دیگر کشورها به ویژه استانهای مرزی با همسایگان است. اقتصاد کشورهای همسایه میتواند مکمل اقتصاد ایران باشد و دو طرف میتوانند از ظرفیتهای همدیگر بهره ببرند اما در عین حال نباید امیدوار بود که همسایگان بتوانند همه مشکلات ما را حل کنند زیرا آنها هم با محدودیتها و اقتضائات خود مواجه هستند. ایجاد زمینههای گسترش همکاریهای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با همسایگان ضروریترین اقدام در این مسیر است. اگر ما یک سیاست خارجی تاثیرگذار با تنظیمات و تعاملات خارجی مناسب نداشته باشیم، حتی از ظرفیت همسایگان هم به خوبی نمیتوانیم استفاده کنیم. بنابراین مجموعه این مسائل است که میتواند اقتصاد ما را به جلو ببرد. در عین حال نباید از ظرفیتهای دیگری که در جهان وجود دارد هم غافل شویم و فقط روی ظرفیتهای همسایگان تمرکز و به توازن منطقه ای بسنده کنیم. به دلیل عمق تاریخی که داریم میتوانیم ادعا کنیم که با همه همسایگان اشتراکات فرهنگی- اجتماعی و ظرفیتهای مختلفی برای همکاری داریم. مهم این است که اراده جدی برای استفاده از این ظرفیتها در دستگاههای مختلف تصمیم گیر شکل بگیرد. در گذشته، به اشتراکات فرهنگی، اجتماعی و تاریخی ملتهای منطقه کمتر توجه میشد و از این موضوعات غافل بودیم، اما واقعیت این است که همگنی نسبی حوزههای تمدنی و فرهنگی و همچنین مخاطرات مشترکی چون تروریسم، مشکلات زیست محیطی و فقر، بستر خوبی برای همکاریهای بخشهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی کشورهای منطقه هستند. تک محصولی بودن و وابستگی اقتصاد کشور به فروش نفت مانع بزرگ در راه استفاده از ظرفیت کشورهای همسایه است و ما مجبور به تعامل با جهان برای فروش نفت هستیم. بنابراین در شرایط فعلی، کار با همسایگان به تنهایی کفایت نمیکند گرچه میتواند آلام و مشکلات و چالشهای ما را تخفیف دهد اما نمیتواند رفع کند. در کنار کار با همسایگان، باید مشکلات بین المللی را حل کنیم، زیرا استفاده از کانالهای مالی مستقیم با همسایگان نمیتواند به تنهایی و به طور کامل نیازهای ارزی ما را برطرف کند. تامین حداکثری منافع کشور در گرو برقراری ثبات و امنیت در منطقه و کار با همه کشورهاست. در این راستا قطبی نکردن منطقه ضروری است. اما در عین حال، تقویت صادرات غیرنفتی به کشورهای همسایه و پرهیز از خام فروشی و استفاده از ظرفیت معادن، فرآوردههای نفتی، گردشگری و کشاورزی میتواند وابستگی اقتصادی ما را کاهش دهد و استقلال سیاسی کشور را بهتر تضمین کند. نباید هیچ فرصتی را برای نزدیک شدن کشورها به یکدیگر از دست بدهیم. در آن صورت شرایط را برای مداخله قدرتهای خارج از منطقه آماده میکنیم. مهمترین اصل در این زمینه باید این باشد که مشکلات منطقه با دوراندیشی و جامع نگری و همکاری مشترک حل شود. تداوم وضع موجود در منطقه به خروج بیشتر سرمایهها و تبدیل آن به تسلیحات و در نتیجه افزایش فقر عمومی مردم منطقه منجر خواهد شد که این خود در کنار کمیاب شدن تدریجی منابع، زندگی سختی را برای همه رقم خواهد زد و بعید است بتوان شاهد رشد و توسعه منطقه در دهههای بعدی باشیم و این موضوع فقط ناامنی و بی ثباتی منطقهای را دامن خواهد زد.