بازیگر «ساختمان پزشکان» که پزشک و منتقد هم هست؛ گفت: خودم را بازیگر نمیدانم اما من و همنسلیهایم آموختیم که باید جامعالاطراف باشیم یعنی همهچیز را بدانیم بفهمیم و بخوانیم. امید روحانی اظهارکرد: چیزی که من دیده و شنیده و خواندهام این است که باید روی یک رشته خاص متمرکز باشی. اینکه من 3 جهان متفاوت را همزمان باهم به پیش بردم برایم سخت و شیرین گذشت، اما باعث شد که کمال هر 3 را تجربه نکنم. با اینکه پزشکی نمونه شدم و این نقطه اوج برای یک پزشک است اما بازهم چیزی که در ذهن من از کمال پزشکی بود چیزی فراتر بود. در زمینه نگارش نتوانستم به کمالی که مدنظرم بود برسم. در زمینه هنر و بازیگری هم خودم را بازیگر نمیدانم. بههرحال من و همنسلیهایم آموختیم که باید جامعالاطراف باشیم یعنی همهچیز را بدانیم بفهمیم و بخوانیم. فلسفه مدرن میگوید باید همهچیز را بدانی. او افزود: با اینکه به پیشبردن 2 دنیای متفاوت با یکدیگر بهصورت همزمان بسیار سخت است اما این کار دشوار را انجام دادم که هر دو را در کنار هم پیش ببرم. روحانی گفت: با حســن روحانی نسبتی ندارم، او اسم خانوادگی خود را را عوض کرد اجداد ما روحانیاند! وی با لحنی
طنزآلود درباره انتخاب مسیر زندگیاش بیان کرد: با توجه به اینکه من دایناسور دوره اول زمینشناسی هستم در دوران ما تصور از هنر با دوره کنونی متفاوت بود اینطور رشد میکردیم که هنر یک سرگرمی است که میتوان آن را در کنار کار دیگر در پیش گرفت. پدرم دکتر داروساز بود و مادرم مدیرمدرسه بود؛ بهخاطر همین فرهنگ در خانواده ما رخنه کرده بود. از بچگی کتاب میخواندم و از دوران کودکی مجله خریدن را یاد گرفتم. درسخوان بودم و بهخاطر همین به طبابت رفتم. خیلی بچه بودم که کتابهای بزرگ ادبی را میخواندم. برای اینکه میگفتند از هنر نمیتوان پول درآورد. برای درآمد به پزشکی رفتم و بعد برای علاقهام به سراغ هنر رفتم. این منتقد سینما که مهمان برنامه «شبنشینی» تلویزیون بود، درباره شیوه نقدسینمایی ادامه داد: وقتی نقد میکنیم باید مجموعهای از دانستهها و دانشها و حاصل یک زندگی فرهنگی پیشروی شما باشد و اثری را نقد کنید و نمیتوان با از خودبیخودی آثار را نقد کرد؛ البته برخی در نقد هم شیفته میشدند و از خود میگذشتند و عارف مسلک میشدند اما واقعیت این است که نقدنویسی ساحت اندیشه است و باید دانستههای خود را جلوی خودمان بگذاریم. او
درپاسخ به اینکه «گلمکانی» پیش از این درباره روحانی گفته بود «او آدم بهپیچانی است» بیان کرد: از میان 40 سال رفاقت با گلمکانی 15 سال با او کار کردهام و در این مدت سه بار او را پیچاندهام که فقط همین سه بار را یادش مانده است. گلمکانی 40 سال مهمترین کار ممکن را در فرهنگ این مملکت انجام داد و کل فرهنگ سینمایی این کشور مدیون او است. هرچیزی به من میگوید میگویم حق با توست.
دوری از فضای مجازی
این پــزشـــک بیهـــوشــی هنرمند درخصـــوص دوریاش از فضایمجــازی و تلفنهمراه اظهارکرد: چیزهایی از تلفنهمراه دیدهام کـه از آن خوشم نمیآید. در همه جای دنیـــا تلفنهمراه، همراه انسان است اما در ایران انسان همراهتلفن است. نمیخواهم اینطور باشم و وابسته تلفنهمراه باشم. ما بندی و زائده تلفنهمراه شدهایم. کشف کــردهام به محض اینکه چنین تکنـــولوژی وارد زندگی شود وابسته آن میشویم. نمیخواهم این اتفاق بیفتد. روحانی درباره گواهینامه نداشتنش هم افزود: از ابتدا رانندگی مساله و دغدغهام نبود و دوست نداشتم. اوایل بیشتر مسیرها را راه میرفتم و حالا دوســت نـــدارم درگیر تعمیرکردن و درگیریهای ماشین شوم و حوصلهاش را ندارم. ترجیح میدهم یا از خانه بیرون نروم و یا با آژانس بروم و زمانیکه صرف درگیریهای وسیله نقلیه میشود را صرف کتاب خواندن کنم. منتقد آثار هنری سینما گفت: رفتهرفته در جامعه امروز پزشکی اینطور پیش رفـــت که بر روی تکهای کوچک تمرکز کند و آن را به کمال برساند. زمانیکه طب عمومی میخواندم تنوع زیادی نداشت اما حالا تکنولوژی به کمک طب آمده و آن را جزئی کرده و باعث میشود بتوانید در یک رشته جزئی
به کمال برسید و بهتر خدمت کنید. طب بهتدریج به این مرحله رسیده و من هم هنوز میگویم کاش میتوانستم در آن زمان یک رشته تخصصیتر و جزئیتر را انتخاب کنم و در آن زمینه بهترین شوم. اگر خودم را معطوف یک رشته کرده بودم بهتر بود. روحانی درباره داریوش مهرجویی تصریح کرد: مهرجویی یکی از بهترین و کمال یافتهترین هنرمندان این مملکت است. جزو کسانی است که نتوانسته و نرسیده به اینکه کارهای بهتر و کاملتر بسازد. وی نظرش را درباره مسعود فراستی منتقد آثار سینمایی اینطور بیان کرد: مسعود یکی از معدود کسانی است که سعی میکند از جریان عادی نقد خارج شود. گاهی که لج نکند موفق است ولی وقتی لج کند از مسیرش خارج میشود.