چرا در کانادا وقتی مسئولان تصمیم به کشتن کایوتها میگیرند آب از آب تکان نمیخورد. شاید ما هم پذیرفتیم که شهروند کانادایی خونش از شهروند ایرانی غلیظتر است. یک: وقتی هواپیمای اوکراینی توسط موشک خودی سقوط کرد شمار زیادی از هموطنان عزیز ما از جمله یکی از دانشجویان عزیز من قربانی شدند. موج همدردی در جهان شکل گرفت؛ عکس پروفایل بسیاری از ایرانیان در فضای مجازی تغییر کرد. بدون هیچ شکی این یک فاجعه بزرگ بود؛ بهخصوص آنکه بسیاری از آنها از افراد شایسته و تحصیلکرده هموطن ما ساکن کانادا بودند. دو: در ماههای اخیر حملات کایوتها به کسانی که در پارک استنلی ونکوور کانادا قدم میزنند بیشتر شده است. کایوتها چند نفر را گاز گرفته یا دنبال کرده اند. متخصصان حیات وحش و زیستشناسها، غذا دهی توسط انسان را عامل تغییر رفتار این حیوان تشخیص دادند. مسئولان با مشورت متخصصان دستور کشتن ۳۵ کایوتی را صادر دادند که تغییر رفتار آنها برای شهروندان خطرناک تشخیص داده شده است. کایوت یکی از نزدیکترین حیوانات به سگ و شغال است. سه: در تاریخ ۶ اردیهشت ۱۴۰۰ یک جوان موسیقیدان ساکن شاهین شهر قربانی حمله سگهای ولگرد شد. این حادثه یک استثناء نبود. ایران پر شده از سگهای ولگردی که به مدد دوستان سگ دوست غذا رسان (حامیان)، هر روز زیادتر و زیادتر میشوند. قربانی این سگهای ولگرد عمدتا حاشیه نشین ها، کودکان بی پناه، طبیعت گردان، دوچرخه سواران و مردم عادی هستند که به سختی قادر به دفاع در مقابل حملات گله ای سگها میباشند. حملات سگها در ایران به حدی زیاد شده است که بسیاری از مردم حتی امکان رفتن به کوه و طبیعت را بهخصوص در ساعات خلوت ندارند. آمار بالای گاز گرفتگی سگ ها، چهل پنجاه نفر کشته و میلیونها نفری که حداقل یکبار تجربه تلخ دنبال کردن سگ را تجربه کرده اند گوشه ای از گرفتاریهای افزایش سگهای بی صاحب است. چند روز پیش با دوستی صحبت میکردم؛ میگفت هر موقع برای دیدار پدر و مادر به شمال میرود، در جاده چالوس اغلب در صورت توقف مورد حمله یا مزاحمت سگ قرار میگیرد. البته عدهای خوشحالند چون پر شدن سگ در همه جا را موفقیتی بزرگ علیه حکومتی میدانند که سگ را نجس میداند. 4- افزایش سگها در مناطق طبیعی و زیستگاه سایر جانوران، بخصوص مناطق حفاظت شده باعث کشتار وسیع تولههای سایر پستانداران و شمار زیادی از دیگر جانوران شده است. آنها میتوانند با تغییر در جمعیت علف خواران باعث تغییر در پوشش گیاهی و ایجاد آتش سوزی نیز بشوند. نتیجهگیری: این کشور سرزمین حل نشدن مسائل است. کرونا آخرین مورد از سریال ناتوانی مسئولان در حل مشکلات است. در غیاب دانشمندان تصمیمات در این کشور را معمولا یا سیاستمداران یا گروههای فشار میگیرند. هم جامعه و هم دستگاههای دولتی ما نسبت به کشته و زخمیشدن هموطنان در اثر حمله سگها حساسیتی ندارند ولی اگر خطایی توسط پیمانکاران شهرداریها در رابطه با جمع آوری سگها رخ دهد، خیل زیاد حامیان سگ شلوغ کاری میکنند و در فضای مجازی و تهیه انواع کلیپها سعی در بیرحم نشان دادن جامعه ایران دارند. آنها حتی کشته و زخمیشدن افراد توسط سگ را امری عادی جلوه میدهند و معتقدند که حق کسانی است که وارد محیط زندگی سگها شدهاند. بخشی از این جماعت خشونتطلب به حدی بیشرماند که اگر کسی مطلبی نوشت و اظهار نظری کرد، مادر، همسر و دختر او را به تجاوز تهدید میکنند اما به این سوال پاسخ نمیدهند که چرا در کانادا وقتی مسئولان تصمیم به کشتن کایوتها میگیرند آب از آب تکان نمیخورد. شاید ما هم پذیرفتیم که شهروند کانادایی خونش از شهروند ایرانی غلیظتر است و ایران تنها کشوری در جهان است که با داشتن قوی ترین شبکه حامیان سگ و گربه در جهان به حدی از شعور و شناخت رسیده که حاضر است جان همنوع خودش را با جان سگ و گربه عوض کند. به عنوان یک محیط زیستی میتوانم انگشت به دهان بگیرم چرا این جمعیت منسجم سگ و گربه دوست در مقابل سایر مشکلات محیط زیستی از کشتار سایر گونههای حیات وحش، ریختن زباله، آتش سوزی و صدها درد و بلای دیگر حساسیتی ندارند. متاسفانه این استانداردهای دو گانه را دولتیان نیز اعمال میکنند. آنها به جای برخورد با باندهای سازمان یافته غذا رسانی که گویا درآمدهای سرشاری هم دارند با کسانی برخورد میکند که سگهایشان تحت کنترل است و کمتر خطری برای امنیت، بهداشت و محیط زیست دارند. کاش با به رسمیت شناختن نگهداری سگ در خانه (به شرط ثبت، داشتن فضای مناسب، بیمه و پرداخت عوارض) با کسانی برخورد میشد که با ازیاد دو گونه مهاجم آسیب جدی به تنوع زیستی، امنیت و بهداشت عمومی وارد میکنند