بسیاری بر این عقیدهاند که ایجاد تاخیر در مذاکرات آتی در راستای احیای برجام میتواند فرصت مناسب را از ایران گرفته و احیانا خسارتهایی را هم وارد سازد و باید در موعد مقرر به سمت مذاکره رفت و حتی پیشقدم شد؛ تحلیل شما از این مساله چگونه است؟
به تعویق افتادن تداوم مذاکرات امری طبیعی محسوب میشود چون به هر حال در داخل ایران دولت و به تبعه آن وزیر امور خارجه تغییر کرده و احتمال اینکه تیم مذاکره کننده نیز دستخوش تغییر و تحولات جدی شود وجود دارد. ضمن اینکه دولت فعلی نسبت به دولت پیشین سیاستهای نسبتا متفاوتی را در حوزه سیاست خارجی در دست پیگیری دارد. از این حیث میتوان گفت که دلیل به تعویق افتادن مذاکرات تاحدی مشخص است. اما اینکه ایران در آینده چگونه مذاکره خواهد کرد به نظر میرسد استراتژی مذاکراتی ایران در حال تغییر و تحول است. در گذشته اگر صرف مذاکره اهمیت بسیار زیادی داشت سیگنالهایی که دولت جدید ایران داده مبتنی بر این است که مذاکره صرفا در جایی برای ایران اهمیت دارد که بتواند به نتیجهای مشخص ختم شود. در عین حال به نظر میرسد سیاست دولت جدید مبتنی بر این باشد که همزمان اقدامات عملی خود را در حوزه توسعه فناوری هستهای هم پیش ببرد و آن اقدامات را صرفا به خاطر اینکه میخواهد مذاکرات به جریان بیفتد متوقف نکند. بنابر این میَتوان گفت اگرچه مذاکره انجام خواهد شد اما تا حد زیادی استراتژی و رویکرد ایران نسبت به گذشته متغیر خواهد بود.
با توجه به موضع مقامات کشورمان در خصوص مذاکرات؛ نوع نگرش اروپاییها و رویکرد آمریکاییها به احیای برجام چقدر میتوان امیدوار بود؟
مجموعه شرایط و تحولات این مساله را نشان میدهد که به هر حال تغییر و تحولات دولت در ایران، به تعویق افتادن مذاکره و همچنین سیاستی که دولت جدید در پیش خواهد گرفت به نوعی تقلا را در قدرتهای غربی دامن زده برای اینکه ایران مجددا به پای میز مذاکره برگردد. اگر رسانهها و تحلیلهای منتشر شده در غرب را نیز مورد مطالعه و بررسی قرار دهیم این نگرانی در تحلیلهای غربی هم وجود دارد که تاکید میکنند ممکن است مذاکرات برجام اولویت اصلی دولت جدید در ایران در سیاست خارجی نباشد و ایران سمت و سوهای دیگری را در سیاست خارجی خود دنبال کند. بنابر این با توجه به این رویکرد و سیگنالی که طرفهای غربی میدهند. اگر چه آنها نمیخواهند متهم شوند که میز مذاکره را ترک میکنند ولی در عین حال باید توجه داشته باشیم که ایران هم در توقف روند مذاکرات صحبت نکرده و همچنان اعلام کرده که به ادامه مذاکرات البته با شرایط جدیدی تمایل دارد. برخلاف اینکه برخی حس میکنند اظهارات مقامات اروپایی و آمریکایی هشدار یا تهدید است به نظر میرسد که آنها تا حد زیادی خودشان از اینکه ایران ممکن است رویه دیگری در مذاکرات آتی در پیش بگیرد، هراسناک شدهاند و به همین
دلیل تقلا میکنند که سریعتر روند مذاکرات شروع شود.
با توجه به اینکه سیاست خارجی دولت جدید بیشتر متمرکز بر روابط با همسایگان است و به نظر میرسد پرونده برجام نیز مثل دولت قبل مورد توجه دستگاه سیاست خارجی نخواهد بود آینده این توافق و احیای آن را چطور میبینید؟
ایران به هر حال یکی از طرفهای حاضر در این مذاکرات است و درگذشته به تمام تعهدات خود پایبند بوده تا زمانی که طرفهای دیگر این توافق را نقضکردند و بیتعهدی خود را نشان دادند. در حال حاضر هم ایران از سایر کشورها مشتاقتر است که مجددا همه به چارچوب توافق برجام بازگردند. این سرسختی طرفهای دیگر به ویژه طرف آمریکایی تا به امروز بوده که باعث شده عملا روند مذاکرات ناکام بماند. در نتیجه ایران بازیگری نیست که خواهان به نتیجه نرسیدن گفت وگوهای مرتبط با لغو تحریمها باشد بلکه این آمریکاییها هستند که باید رویه خود را تغییر دهند و مجددا به نص صریح برجام بازگردند. یعنی تحریمهایی که از زمان خروج آمریکا از برجام تا به امروز اعمال شدند قاعدتا باید لغو شوند. البته این چیزی است که آمریکاییها آن را دستکم در مذاکرات گذشته نپذیرفتند و تنها قائل به لغو بخشی از تحریمها بودند و بخشی دیگر را تاکید می کردند که خودمان میدانیم که در مورد آنها چه تصمیمی بگیریم. این حرف هم این معنا را داشت که شاید هیچگاه تحریمها لغو نشوند. بنابراین خواسته طرف ایرانی و پایبندی آن به تعهداتش مشخص است و این طرف مقابل است که باید تصمیم بگیرد آیا
واقعا تمایل دارد به توافق برجام بازگردد یا نه؟ در دولت پیشین اولویت اصلی مساله برجام بود ولی دولت جدید تاکید میکند که برجام صرفا یکی از موضوعات سیاست خارجی ما است و توسعه روابط با همسایگان و گسترش و تقویت نگاه به شرق دوپایه دیگر روابط خارجی را شکل میدهد. بنابراین نگاه جدید به همسایگان و حتی شرق میتواند توازنی در سیاست خارجی ایران به وجود بیاورد و کشورهای دیگر را نیز به این تفکر وادارد که اگر خواهان داشتن روابط مطلوب با ایران هستند نباید فرصتها و زمان را از دست بدهند.
با وجود تغییر در سیاست خارجی و تقویت توسعه روابط با همسایگان و نگاه به شرق این رویکرد میتواند در کلان مساله جایگزینی برای نگاه به غرب باشد؟
مساله را باید از دو زاویه نگاه کرد؛ نخست اینکه پروسه خروج آمریکا از برجام و تحریمهای فعلی که وضع شده موفقیت قابل توجهی داشته است یا نه؟ حال بنا به اذعان خود دولتمردان آمریکا فشارهای حداکثری علیه ایران شکست خورده و نتوانسته ایران را به سمت یک تسلیم کامل سوق دهد. در چنین شرایطی که عملا پروسه تشدید فشارها علیه ایران اعمال شده، تا حداکثرش رفته و پاسخی نداده عملا آمریکاییها این مساله را به خوبی میدانند که هم فشار جدیدتر و بیشتری ندارند که بخواهد به ایران وارد کنند و هم ایران اگر اقتصاد شکنندهای داشته به سقف آن رسیده و دیگر نمیتوان به ایران فشار وارد کرد. این مسالهای است که طرف ایرانی هم به آن واقف است. از طرفی وقتی صحبت از نگاه به شرق میشود به این معنا نیست که صرفا دو کشور روسیه و چین در ذهن متبادر شود که نگاه به شرق یعنی توسعه روابط با روسیه و چین. بلکه نگاه به شرق میتواند تفسیر موسعتری داشته باشد و آن اینکه تمام کشورهایی که سیاست خارجی مستقلانهای دارند میتوانند در حوزه نگاه به شرق تعریف شوند. حال این کشورها میتوانند در اروپا، آمریکا، آفریقا یا آسیا باشد. بنابراین اگر این تفسیر وسیع صورت گیرد
توسعه روابط با این دسته از کشورها میتواند برای سیاست خارجی ایران سودآور باشد. البته تقویت نگاه به شرق به این معنا نیست که غرب کلا به فراموشی سپرده شود بلکه به این معنا است که در سیاست خارجی ایران یک نوع توازن بهوجود بیاید. اگر ایران موفق شود که از طریق کشورهایی که سیاست خارجی مستقل دارند و حاضرند تحت تحریمها با ایران همکاری کنند روابط خارجی خود را گسترش دهد، قطعا میتواند یک موازنهسازی در رابطه با کشورهای اروپایی و حتی آمریکا ایجاد کند.