سردرگمی در برابر مساله افغانستان طبیعی است اما با وجود سردرگمی باید تصمیمات عاقلانهای گرفت. افغانستان همه را مبهوت کرد و در یک شرایط کاملا ناشناخته و جدید قرار داد. حتی کشورهای بزرگ دنیا و قدرتهای اروپایی و آمریکایی درحال حاضر موضع دقیقی نسبت به تحولات افغانستان ندارند. البته چین و پاکستان که خود پشت سر این تحولات بودهاند، موضع مثبتی نسبت به دولت جدید افغانستان دارند و هند بنابر دلایل دیگر، به طور مشخص موضع منفی دارد. اما ایران در وضعیت دشواری قرار دارد، چراکه تمایلی ندارد درگیر مسائل داخلی افغانستان شود و واقف است که هزینههای این کار بسیار زیاد است و از سوی دیگر دارای منافع تجاری بزرگ در افغانستان است. در سالهای گذشته با وجود روابط متوسط دولت افغانستان با ایران، مبادلات تجاری ایران با این کشور جریان داشت و هنوز نیز تعداد زیادی از تجار افغانی و ایرانی با یکدیگر مبادله دارند، ایران به دنبال حفظ این مبادلات و مصون داشتن آنها از آسیب است. در جریان درگیریهای داخلی افغانستان، رفتار دولت طالبان چندان قابل پیشبینی نیست و مقاومت شکل گرفته در پنجشیر نیز از جهاتی امیدوار کننده است تا شاید بتواند دولت طالبان را در موضعی متفاوت قرار دهد اما هنوز نمیتوان روی این مقاومت و مدت پایداری آن حساب باز کرد. به نظر میرسد اگر مبارزان پنجشیری بتوانند وضعیت را در حالتی بهتر به نفع خود قرار دهند و نشان دهند مقاومت آنها در برابر طالبان قادر است مدتی دوام آورد، باعث تغییر محاسبات و معادلات شوند. اما در شرایط فعلی طبیعی است که بیشتر دولتهای جهان نمیتوانند روی میزان تاثیرگذاری مقاومت پنجشیر حساب کنند. تحول مهم دیگری که در افغانستان باید دنبال کرد آن چیزی است که در خیابانهای کابل، هرات و دیگر شهرها در جریان است و مقاومتی است که مردم در مقابل رفتار متعصبانه و زیادهخواهانه طالبان نشان میدهند، این اقدامات بسیار موثر خواهند بود. حالا باور بر این است که اکثر قریب به اتفاق کشورهای جهان در حالت انتظار قرار گرفتهاند تا ببینند رفتار طالبان با مردم و نخبگان سیاسی داخل کشور چگونه خواهد بود و همچنین میزان مقاومت در مقابل رفتار طالبان تا چه حد از پشتوانه مردمی برخوردار خواهد شد. ایران نگاهی عملگرایانه و واقعبینانه به موضوع دارد و دو مساله در میان است، نخست آنکه درگیر شدن ایران در میان جناحهای افغانی قطعا به نفع خود آنها هم نیست و ایران را در معرکهای گیر میاندازد که شاید بسیار بیشتر از منافع، ضرر برای ما حاصل شود و نکته دیگر منافع گسترده تجاری و اقتصادی است که مردم ایران با مردم افغانستان دارند و باید در این خصوص بسیار با احتیاط برخورد شود و در نتیجه این امور دست ما را باز نمیگذارند که بتوانیم هر نوع رفتاری داشته باشیم. نکته مهمی که نباید فراموش کرد اینکه دولت ایران به عنوان یک دولت حاکم موظف به نوعی موضعگیری است اما جناحهای سیاسی، روشنفکران، محافل فرهنگی و محافل مردمی ملزم به رعایت احتیاطهای دولت نیستند. برای مثال برخی از احزاب سیاسی بیانیههای محکمی در تقبیح طالبان و رفتار آنها با مردم داشتهاند و این به هیچ وجه مشکلی ایجاد نمیکند. دولت باید نقش خود را بر مبنای مسئولیتی که دارد، ایفا کند اما احزاب و محافل فرهنگی، محافل ادبی و شخصیتها ملزم به تبعیت محض از موضع دولت نیستند و میتوانند صراحتا رفتار طالبان با مردم افغانستان را محکوم کنند. در این میان برخی بسیار عجولانه چنین اظهار نظر میکنند که باید به سمت طالبان رفت و این حکومت را تقویت کرد. با فرض اینکه دولت طالبان، دولتی کاملا مستقر و قدرتمند باشد، حتی اگر قرار باشد چنین کنیم، میتوان این اقدام را با آهستگی و درایت بیشتر انجام داد، هیچ دلیلی برای تعجیل در این مسیر وجود ندارد. برخی نیز از روی دلسوزیها و نگرانیهایی که برای مردم افغانستان دارند، ممکن است تمایل داشته باشند ایران با این مسائل درگیر شود اما این نیز به هیچ وجه به صلاح نیست. هنوز ما میزان قدرت طالبان در جامعه افغانستان را نمیدانیم، میزان قدرت طرف مقابل را نمیدانیم و اینها اموری هستند که ممکن است مدتی ایران را در حالت صبر و انتظار نگه دارند.