سام قریبیان بازیگر تلویزیون گفت: همه ما پس از سالها هنوز بسیاری از سریالهای تلویزیون مثل «هزاردستان» را ماندگار میدانیم چون بهصورت منظم پخش میشد. بازیگر سریال «کلبهایدرمه» که مهمان جدیدترین برنامه «سریالیست» با اجرای پدرام کریمی بود، با انتقاد از بینظمی در پخش این مجموعه تلویزیونی افزود: در هر کار تلویزیونی، تداوم و نظم در پخش اهمیت دارد. همه ما پس از سالها هنوز بسیاری از سریالهای تلویزیون مثل «هزاردستان» را ماندگار میدانیم چون بهصورت منظم پخش میشد و شما میدانستید که در یک روز خاص هفته و در ساعتی معین باید منتظر پخش سریال باشید. متاسفانه این اتفاق برای سریال «کلبهای در مه» نیفتاد و همین موضوع بر آمار مخاطبان آن تاثیر منفی داشت. وی گفت: در نسخه اولیه فیلمنامه، مختصاتی را که برای برزو نوشته بودند زیاد دوست نداشتم؛ وقتی با نوسندگان صحبت کردم گفتم که کلیشههای شخصیتی چیز بدی نیست، اما به شرطی که در جای خودش استفاده شود. اولا که این داستان در سال 1357 میگذرد و درآن زمان خان و خانبازی که در گذشته در ایران بود، کمرنگ شده بود؛ ارتباط ارباب و رعیتی به شکلی که در این فیلمنامه طراحی شده بود در آن
سالها نبود. بازیگر نقش «برزوخان» در سریال «کلبهای درمه» تاکید کرد: از طرف دیگر، برزو شخصیتی است که دوست دارد همسرش برای او فرزند پسر بیاورد، اما در فیلمنامه مدام زنش را کتک میزد که این منطقی نیست. یعنی یکی از معضلات من در درک ایــــن شخصیت، همسرآزاری او در فیلمنامه بود. چون بالاخره شاید فرزندی که در راه داشت پسر بود و باید حواسش به این موضوع میبود. این بازیگر سینما و تلویزیون عنوان کرد: در سالهای دهه شصت، بازیگرانی مثل زندهیاد ولی شیراندامی یا آقای عنایتبخشی نقش اینگونه خانها را خیلی خوب بازی کرده بودند اما آن شکل از بازی و شخصیتها که تعریف شده بود فضای خاص خودش را داشت. در دنیای سریالسازی امروز شخصیتهای خاکستری داریم؛ یعنی یک فرد میتواند قاچاقچی و خلافکار باشد، اما در عین حال پدر خوبی هم باشد یا اینکه میتواند پدر و همسر بدی باشد اما پلیس خوبی باشد.
«لفافیان» پیشنهاد ما را پذیرفت
قریبیان تصریح کرد: حرف من این بود که این کاراکتر میتواند ابعاد مختلفی داشته باشد؛ هم من و هم حمید ابراهیمی درباره شخصیت برزو و استوار سیروس پیشنهاداتی دادیم که خداراشکر آقای لفافیان با دید بازی که داشت پذیرفت و به نوعی فیلمنامه این کار دوباره بازنویسی شد. وی ادامه داد: در فیلمنامه اولیه برزو فرار میکند و بعد به جریان انقلاب میخوریم؛ داستان سریال تا سال 64 ادامه پیدا میکرد و بعد شیرین (سودابه بیضایی) برزو را در آلمان پیدا میکرد و... مثلا در صحنه قتل نادر قرار بود «برزو» پس از ورود به صحنه دیالوگ بگوید و شلوغ کند که من گفتم یک قتل رخ داده و برادرزن برزو کشته شده؛ باید پلیس به صحنه جرم بیاید. در نتیجه من دوخط دیالوگ داشتم اما این دیالوگها حذف شد. وی افزود: جا دارد از سعهصدر آقای لفافیان تشکر کنم. چون اگر ما بهعنوان بازیگر پیشنهادی میدادیم در جهت پیشرفت کار بود و نه در جهت پررنگشدن نقش خودمان. من این تجربه را داشتهام که کارگردان در مواجهه با این پیشنهادات گارد میگیرد و میگوید همین است که هست! اما در «کلبهای در مه» یک گروه همدل به همدیگر کمک میکردند. در ادامه پدرام کریمی از صحنهآرایی و طراحی
دکور و لباس بهعنوان یکی از نقاط قوت این سریال یاد کرد و در همین راستا سام قریبیان نیز عنوان کرد: ما کلا دو هفته در شمال تصویربرداری داشتیم. تمام لوکیشنها اعم از معدن، خانه خان و سایر اماکن در تهران طراحی شده بود و ما پنجماهونیم در تهران و در یک منطقه تصویربرداری داشتیم که واقعا جای تقدیر دارد.