مذاکرات میان جبهه مقاومت پنجشیر و طالبان کنار رفته است و حالا با شروع جنگ، پیروزی احمد مسعود به سه مساله بستگی دارد، اول اینکه خود پنجشیر به حدی دارای سیستمهای دفاعی و تجهزاتی باشد که طالبان نتوانند آن را تسخیر کنند. در دوره اشغال شوروی نیز این منطقه چنین وضعیتی داشت و از سوی ارتش سرخ با آن عزمت تصرف نشد. پنجشیر یک منطقه مقاومت علیه اشغال شوروی بود و در دوره پنج ساله حکومت طالبان نیز پنجشیر مصون ماند. اگر چنین باشد پنجشیر به یک منطقه مجزا و خودمختار به عنوان دولت دوم تبدیل میشود اما مساله دوم که میتواند پنجشیر را تقویت کند حمایت بخش عمدهای از اقلیتها و رفتن آنها به این ولایت است. در دوره طالبان نیز مناطق دیگری با عنوان ائتلاف شمال با احمد مسعود اعلام همبستگی کردند، مثل اسماعیل خان در هرات و منطقه مزار شریف. اگر این حمایتها اعلام شوند و بخشهای دیگری نیز قیام کنند، محاصره پنجشیر در نتیجه این فشار کاهش پیدا میکند. همچنین حمایتهای بینالمللی میتواند صورت گیرد تا برخی از کشورها، که با طالبان کنار نمیآیند، حمایت سیاسی، لجستیک و نظامی از این مقاومت داشته باشند. در حال حاضر نیز احمد مسعود دارای حمایت نسبی بینالمللی است اما شاید حمایت لازم از پنجشیر به صورت اجماع جهانی رخ ندهد. اما اگر طالبان در عمل به ادامه سختگیریها بپردازد و به اسم دولت فراگیر صرفا خودشون در حکومت حضور داشته باشند و سایرین را به زور، ارعاب و تهدید تسلیم کنند، حمایت جهانی بیشتری به سمت پنجشیر روان خواهد شد و طالبان بازنده یک درگیری بلند مدت خواهد بود. گذشته طالبان این را نشان میدهد که آنها از نظر ایدئولوژیک با نرمهای حداقلی نظام و حقوق بینالملل در تضاد هستند و اصرار زیادی هم بر تغییر نکردن دارند. شاید برخی دولتها به صورت مقطعی و برای منافع خود ناچارا به سمت طالبان گرایش پیدا کنند و اما بعید است جامعه جهانی با این تفکرات طالبان کنار بیاید و با آنها روابط کاملا عادی دیپلماتیک، اقتصادی و بازرگانی برقرار کنند. نکته دیگر این است طالبان در عمل نشان داده است که قابل اعتماد نیست، شاخههایی در آن پیدا شده است که از یکدیگر جدا شدهاند و در میان آنها هرج و مرج برقرار است و با یکدیگر میجنگند و هر جریان نیز به یک دولت یا قدرت بینالمللی وابسته است و همین شرایط در یک نگاه بیستساله به گذشته نشان میدهد آنها یک دولت قابل اعتماد و مسئول نسبت به آنچه میگویند نیستند و تمام اینها عواملی است که سبب میشود آنها حمایتهای بینالمللی را به راحتی بدست نیاورند. از این روست که طالبان موانع بسیار سختی پیش رو دارد تا بتواند در افغانستان یک دولت فراگیر، باثبات و مورد حمایت اکثر مردم افغانستان و جامعه بینالملل برقرار کند. از سوی دیگر در نتیجه عدم حمایت، آنها برای اداره کشور و در نتیجه کمبود توان اقتصادی، درآمد و چرخش مالی، تجارت و مسکن مجبور هستند به مردم فشار بیشتری وارد کنند و در نهایت نارضایتی، شورش و درگیری بیشتر خواهد شد و آنها دوام بلند مدتی نخواهند داشت. در دوره پیشین طالبان نیز آنها تمام افغانستان را تحت سلطه نداشتند و جبهه مقابل آنها در شمال تقویت شد و در نهایت طالبان با حمله خارجیان ساقط شدند. در روند حال حاضر اگر این سه عامل همراه شوند دولت گذشته طالبان تکرار خواهد شد و جنگ داخلی بیپایانی صورت میگیرد و در عمل افغانستان به دو دولت و دو منطقه تقسیم خواهد شد.