منطق و عقل حکم می کنــد فعلاً با مماشـــات سیاسی و سکوت دیپلماتیک تحولات افغانستان را رصد کنیم تا در آینده بتوانیم منطبق با اقتضائات سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک، روابط خود را با افغانستان و حاکمیت طالبان به طور مشخص، روشن و شفاف پی بگیریم. ایران اکنون با بسیاری از کشورها مانند کشورهای حاشیه خلیج فارس رابطه دیپلماتیک دارد که در آنها اساسا چیزی به نام انتخابات و صندوق رای وجود نداشته و ندارد. یعنی ساختار سیاسی و حاکمیتی در این کشورها بر مبنای یک سیستم غیردموکراتیک و حتی ضد دموکراتیک بنا نهاده شده است. بنابراین ما نمی توانیم بنا به نوع و مدل سیستم سیاسی کشورها که یک امر حاکمیتی و درون ساختاری آن کشور است روابط خود را با آنها تنظیم کنیم. چنان که هیچ کشوری این کار را نمیکند. اینجا منافع ملی است که حکم می کند تهران چه رابطهای را با چه کشوری، در چه سطحی، با چه شدتی، در چه مقیاسی و در چه ابعادی پی بگیرد. لذا روابط سیاست خارجی و دیپلماتیک ایران با همسایگان بر مبنای مسائل داخلی آن کشورها نیست، بلکه منافع ملی تعیین کننده است که تبلور آن را در سخنان درست و منطقی شنبه هفته جاری رهبری پیرامون تحولات افغانستان مشاهده کردیم. این موضع گیری هوشمندانه به معنای تایید حکومت طالبان نیست، بلکه یک پیام برای حکومت افغانستان است. هنوز نوع سیستم و حکومت در افغانستان مشخص نیست. طالبان در حال رایزنی سیاسی با دیگر گروهها و جریانها در این کشور است. لذا احتمال دارد دولتی ائتلافی شکل گیرد که در آن حتی از شخصیتها و وزرای دولت اشرفغنی، نیروهای جهادی و شیعیان استفاده شود. چون طالبان بارها عنوان داشته است که به دنبال یک دولت فراگیر ملی است با حضور همه اقوام و بازیگران داخلی افغانستان است. این مسئله مربوط به حاکمیت در افغانستان است و هیچ کشوری حق دخالت در امور آن را ندارد. به هر حال مردم، احزاب و جریانهای افغانی باید در خصوص نوع حاکمیت و ساختار سیاسی این کشور تصمیمگیری کنند. پیشتر هم اشاره کردم نوع حکومتها دموکراتیک یا غیردموکراتیک مبنای روابط دیپلماتیک ایران را تعیین میکند. چه بسا کشورهایی با ساختار غیردموکراتیک در حاشیه خلیج فارس هستند که در آن صندوق رای معنا ندارد و همه چیز بر مبنای حکومتی اشرافی، خاندانی و سلطنتی چیده شده است، ولی ایران با آنها ارتباط دارد و چه بسا کشورهایی مانند آمریکا هم وجود دارد که از دموکراسی و انتخاباتی پویا برخوردارند، اما تهران در تقابل تمام عیار با آن قرار دارد. لذا باید صبر کرد و دید که حکومت جدید طالبانی در افغانستان بر مبنای قانون اساسی جدید این کشور عمل میکند و یا به دنبال تغییر راهبردها و گفتمان سیاسی و دیپلماتیک افغانستان است. همه اینها در هاله ای از ابهام قرار دارد. از طرف دیگر به هر حال با بازگشت طالبان به قدرت امنیت نسبی در کل افغانستان برقرار شده است، دیگر خبری از درگیریهای گسترده ارتش و دولت با طالبان نیست. این مسئله سبب خواهد شد که رابطه طالبان و گروههای سیاسی افغانی برای تشکیل حکومت فراگیر بهتر شود چون اختلافات آنها کمتر می شود. ولی نکته مهمتر به ظهور بازیگری خطرناک تر در افغانستان باز می گردد. چون پس از انفجار های فرودگاه کابل، طالبان و دیگر گروه های و جریان های افغانی و به خصوص ملت افغانستان با تهدید مشترکی به نام داعش مواجهند. ضمن اینکه با انفجار فرودگاه کابل و حضور داعش در افغانستان امنیت کشورهای پیرامون افغانستان از هند گرفته تا پاکستان، ایران و دیگر کشورها تحت الشعاع قرار می دهد. لذا همین مسئله سبب می شود که اگر کشورهای همسایه افغانستان ملاحظاتی در به رسمیت شناختن طالبان داشته باشند بهخاطر امنیت و منافع ملی خود هم که شده فعلاً به طور موقت آن را کنار بگذارند و در یک همکاری امنیتی و نظامی با حکومت طالبان به فکر نابودی داعش در افغانستان باشند تا هم امنیت افغانستان و هم به دنبالش امنیت همسایگان تامین شود. پس میبینید که چه ملاحظاتی سبب میشود ما در این شرایط فعلا بنایی برای اهمیت دادن به نوع حکومت طالبان در افغانستان نداشته نباشیم.