در دولتهای قبلی بهواسطه ظرفیت جامعه بزرگ فرهنگیان دولتها در هر دستگاه و نهادی که کم میآوردند از مدیران پرتوان آموزش و پرورش استفاده میکردند و همچنین در ادوار مجلس حداقل ثلث نمایندگان مجلس شورای اسلامی ریشه و تبار معلمی دارند. حال معرفی جوانی بیتجربه، مدعی و خارج از آموزش و پرورش برای اداره جامعه میلیونی معلمان با مختصات یادشده بدوا بیتوجهی و توهین آشکار به شعور معلمان و نادیده گرفتن ظرفیتهای بالای آنان است. در این راستا جا دارد رئیسجمهور محترم بیواسطه مشاورانش جامعه فرهنگیان را مجددا مطالعه و اطلاعات خود را از این حوزه پرچالش بهروز نماید تا در انتخاب وزیر آموزش و پرورش آتی سوتی باغگلی تکرار نشود. در عرض چند روز وقوع برخی اتفاقات چون کاتالیزوری قوی باعث شد تا بهرغم میل و رغبت حاکمیت و تأکیدات مؤکد رئیسجمهور، وزیر پیشنهادی آموزش و پرورش از اوج تکبر و غرور به کف مجلس هبوط نماید. این در حالیست که در ایام تبلیغات انتخابات آقای رئیسی بر لزوم توجه خاص بر آموزش و پرورش و پرداختن بر عدالت آموزشی تأکید کرده بودند. ذیلا چند مورد از این اتفاقات سریع و تو در تو را باهم مرور میکنیم: خبر نسبت فامیلی باغگلی جوانِ، جامعه خاموش و خموده فرهنگیان را نسبت به موضوع چیستی و کیستی وزیر پیشنهادی حساس نمود. در ادامه انکار سادهلوحانه واقعیت باعث مضاعف شدن حساسیتها و تیز شدن شاخکهای جامعه فرهنگیان نسبت به موضوع شد. بحث دوم که عملا مسأله آموزش و پرورش را به مسأله روز کشور تبدیل نمود کلیپ مصاحبه باغگلی با صدا و سیمای مشهد بود که در آن وی بادی در غبغب انداخته و ضمن زیر سؤال بردن زحمات و خروجی کار معلمان مدعی واگذاری آموزش به مادران و پرداخت حق تحصیل به خانوادهها گردیده بود. همچنین بحث برگشت به سیستم مکتب خانههای قدیم و مسجد مدرسهها نیز از دلایل موضعگیری تند معلمها نسبت به وزیر پیشنهادی شد. در دیدار باغگلی با کمیسیون آموزش آش چنان شور شد که یکی از نمایندگان گفت: برادر برو انصراف بده تو این کاره نیستی، نه وقت خودتو تلف کن و نه وقت مجلس و... برآیند ارزیابی کمیسیون آموزش ، شعاری بودن برنامهها و خلط برنامهها با اهداف بالادستی سند تحول بود. مضاف بر این نباید از کنار لایوهای شتابزده و غیرکارشناسی باغگلی در اینستاگرام به سادگی عبور کرد، برنامههایی که در آن سوتی پشت سر سوتی موج میزد. طرح مسائلی از طرف باغگلی تحت عناوین مختلفی چون ضرورت پرداختن به آموزش زنانه در آموزش و پرورش، استفاده از مادران به جای معلم در دوره ابتدایی، اسنپ معلم و... در واقع ایدههای خامی بودند که یا قبلا در سیستم تعلیم و تربیت کشور تجربه شده بودند و یا سادهلوحانه و مضحک رخ مینمودند. سخنرانی وزیر در جلسه علنی مجلس بیش از پیش خالی بودن هر دو دست باغگلی را در اشل ملی عیان نمود. وجود سوتیها و گافهای متعدد نیز باعث لطیفهسازی تصاعدی شده و جایگاه وزیر پیشنهادی را به شدت تنزل داد. البته نباید از فعالیتهای هواداران سایر رقبای وزیر پیشنهادی به ویژه طرفداران حاجی بابایی در ناکامی باغگلی صرف نظر نمود. و اما تیر آخر به پیکر نیمه جان باغگلی را پرداخت ناقص و دیرهنگام حقوق مرداد ماه معلمان کلیک زد. عدم پرداخت به موقع حقوق و ندادن ۲۱ درصد افزایش فوق العاده ویژه معلمان (که در آخرین روزهای دولت روحانی تصویب شده بود) باعث کاهش شدید جایگاه ابراهیم رئیسی در بین معلمها شده و در نتیجه فشار جنبش مجازی معلمان به نمایندگان را مضاعف نمود. نمایندگان نیز که معمولا پا بر دوش معلمان راهی پارلمان شدهاند ناچارا بعضا با وجود میل باطنی خود تحت فشار و هژمونی جامعه فرهنگیان به وزیر پیشنهادی رئیسی یک نه معنادار دادند. سخن آخر: بهزعم راقم تغییر در ساختار و سیستم آموزشی ما گریز و گزیر ناپذیر بوده و اضلاع ناراضی از آموزش و پرورش فعلی هر کدام از منظر خود منتظر وقوع تغییرات مثبت به نفع خویش هستند. فرهنگیان برای احصای مطالبات منزلتی و معیشتی خود پیگیر اجرای بیتنازل نظام رتبهبندی هستند. همچنین دانشآموزان و خانوادهها به عنوان دو ضلع دیگر منتظر برقرای عدالت آموزشی، حذف مافیای کنکور و برچیده شدن مدارس طبقاتی و به روز رسانی آموزش مطابق نیازهای بازار کارند. آنچه مسلم است اینست که در انتخاب وزیر باید اسناد بالادستی و انتظارات معقول شرکای آموزش و پرورش در آیینه واقعیتهای جاری و البته مطابق با امکانات دولت مطمح نظر قرار گیرد.