رانندگی بعضیها خوب و بعضیها متوسط است. رانندگی بعضیها هم چندان خوب نیست. البته اشکالی ندارد و هر کس به فراخور توانایی میتواند پشت فرمان بنشیند و رانندگی کند. بقیه ماجرا به عهده او نیست. رانندههای دیگر هم هستند که در زمان رانندگی وضعیت راننده مقابل را در نظر دارند و خودشان را با او هماهنگ میکنند. پلیس هم هست که با توجه به قوانین راهنمایی و رانندگی کار خودش را میکند و به مجموعهی ماشینها نظم میدهد. بینظمی و بیتوجهی به قوانین هم البته جای خود دارد. در این بین رانندهای که نمیتواند به سرعت نسبت به اطرافش واکنش درست داشته باشد، کسی است که بیشتر در معرض خطر و از بین بردن انرژی و سرمایه است. اگر رانندهای بازخورد مناسبی از وضعیت نداشته باشد، زمانی متوجه مشکل میشود که یا به ماشین دیگر کوبیده یا پیادهای را زیر گرفته است. بازخورد در رانندگی به دانستن ابعاد ماشین و امکانات و قابلیتهای آن مربوط است. راننده حتما باید بداند اگر میخواهد مثلا از جمهوری به آزادی برود، کی باید فرمان را بچرخاند و از آن مهمتر اینکه دقیقا باید بداند که فرمان را چقدر بچرخاند. کمتر و بیشتر از حدی که لازم است، داستان پلیس و
قوانین را وسط میکشد. حالا که مجلس شورای اسلامی در حال رسیدگی به لیست پیشنهادی است، خوب است به این نکته توجه شود که هر کدام از وزرای پیشنهادی چقدر در بازخورد و دریافت درست واقعیتهای آشکار و پنهان اطراف تسلط دارند. اگر کسی که میخواهد بر وزارت آموزش و پرورش مدیریت عالی داشته باشد، اما به خوبی نمیتواند با بدنه وزارتخانه ارتباط برقرار کند، یعنی نمیتواند از بدنه وزارتخانه بازخورد موثری دریافت کند. به همین قیاس میتوان به وزیر پیشنهادی برای وزارت ارشاد نگاه کرد. کسی که در راس وزارت ارشاد قرار میگیرد، باید به این نکته توجه کافی داشته باشد که نمیتواند نسبت به گذشته فعالیتها و نتایج حاصل از فعالیت هنرمندان بیتوجه باشد. درست است که او هم مثل هر کسی میتواند نسبت به برخی آثار نگاه مثبت و نسبت به برخی دیگر نگاه منفی داشته باشد. این مساله در حوزه فردی قرار میگیرد و در این حیطه هر نگاهی متعلق به خود اوست و جای چون و چرا نیست. اما وقتی قرار است کلیت فعالیتهای هنرمندان در نظر گرفته شود، هیچ مدیری نمیتواند بر درصد بزرگی از این فعالیتها خط بطلان بکشد. دلیل هم خیلی روشن است. اثر هنری در ظرف زمان قرار
میگیرد و عیارش مشخص میشود. دیگر مدتهاست زمان آن گذشته که فکر کنیم هر اثری از این توانایی برخوردار است که خود را به مخاطب تحمیل کند. آن نگاهی که اثر هنری را دارای چنان قدرتی میداند، در واقع برای مخاطب هیچ جایگاهی در نظر نگرفته است. در حالی که مخاطب آثار هم در همین جامعه زندگی میکند و با نقاط قوت و ضعفی که در جامعه وجود دارد آشناست و خیلی سریع و بیهراس نسبت به آثار هنری واکنش مثبت یا منفی نشان میدهد. حالا که وزیر پیشنهادی در نشستی با برخی چهرههای فرهنگی تاکید کرده که آن مطالب منتشر شده به عنوان برنامه و مسیر راه وزارت ارشاد، توسط مشاوران تهیه شده و با نظر او کاملا منطبق نیست، جای خوشحالی است، اما خوب است این اتفاق به عنوان یکی از حوزههای خطرخیز در نظر بماند. خوب است این مهم به عنوان اولین تجربه مهم از مواجهه بیواسطه با هنرمندان در خاطر بماند. دانستن چنین نکاتی از آن رو بسیار مهم است که وزیر ارشاد بعد میتواند فرمان را درست، بههنگام و بهاندازه کافی بچرخاند.