نحوه سقوط کابل و اتفاقاتی که رخ داد چون فرار محمد اشرف غنی احمدزی، تشکیل شورای هماهنگی میان کرزی، عبدا... عبدا... و گلبدین حکمتیار، وارد شدن علی احمد جلالی به ارگ و اینکه روسیه و چین اعلام کردند سفارتخانههای آنها به کارشان ادامه میدهند و تلویحا کار طالبان را تایید کردند و دیگر موارد، موجب شفافتر شدن شرایط شده است. میتوان حدس زد آنچه در افغانستان رخ داد، پروژهای بوده که قدرتهای منطقهای و بینالمللی از آن اطلاع داشتند. تحولات افغانستان ظاهرا پروژهای است که تاکنون بخشی از آن اجرائی شده و براساس آنچه از فحوای کلام برخی مقامهای طالبان یا دیگر کشورها میشنویم، قرار است در ادامه، دولت موقتی به ریاست احمد علی جلالی شکل بگیرد. دولت جلالی قاعدتا عمری ۶ ماهه و حداکثر یک ساله خواهد داشت و باید زمینه برگزاری انتخابات و انتقال قدرت را فراهم کند اما تا آن زمان، طالبان قدرت برتر را دارد و به عبارتی، آنها تقریبا تمامی فرایندها را مدیریت میکنند. بدیهی است طالبان که به این شکل قدرت را از اشرف غنی در اختیار گرفته، آن را از طریق مذاکره یا انتخابات واگذار نکند. به عبارت دیگر، این احتمال وجود دارد که حکومت بعدی افغانستان، امارت اسلامی باشد و دیگران در ذیل آن قرار گیرند و طالبان بخواهد اقتدارگرایانه حکومت کند. روند انتقال قدرت در افغانستان گام به گام با چالشهایی روبهرو میشود، این چالشها مربوط به شکل، ساختار و محتوای حکومت بعدی افغانستان است یعنی چه حکومتی با چه شکلی، ساختاری و محتوایی پایهگذاری شود. این سه چالش میتواند منجر به گسست و واگرایی میان نیروهای سیاسی شود و دیگر نیروها را به سمت مسلح شدن علیه طالبان وادار سازد. البته این سناریو مربوط به زمانی است که طالبان نیروی غالب باشد اما اگر این اتفاق رخ دهد، پایان آن شروع مجدد جنگ داخلی و وقوع درگیری میان نیروهای مختلف سیاسی است. اگر قدرت در افغانستان به سمت دموکراسی نسبی، مشارکت همه جریانها در قدرت و پذیرش حقوق همه جریان و اقلیتها باشد، میتواند نقطه آغاز خوبی برای تحولات بعدی افغانستان باشد اما اگر منجر به حذف جریانها و یکهتازی طالبان باشد، ما با آغاز مجدد جنگ داخلی در افغانستان روبهرو خواهیم شد. احتمال شکلگیری هستههای مقاومت برابر طالبان وجود دارد.، حتی تا امروز اسرار آنچه در یک ماه گذشته اتفاق افتاده، برملا نشده ولی نشانههایی از هماهنگی بین طالبان، قدرتهای منطقهای و برخی از نیروهای متنفذ دولتی وجود دارد. بر این اساس، ظاهرا از ابتدا قرار نبوده مقاومت موثری برابر طالبان شکل بگیرد و پیشروی سریع طالبان هم به دلیل همین عدم مقاومت موثر بوده است. دولت افغانستان و رهبران سابق جهادی آنقدر غرق در مالاندوزی و فساد بودند که فراموش کرده بودند تهدیدهای بالقوهای در اطرافشان وجود دارد و مردم نیز آنقدر از آنها بیزار و رویگردان شده بودند که تمایلی برای همکاری و همراهی با آنها نداشتند. شکلگیری هستههای مقاومت در کوتاهمدت وجود ندارد، مردم از حکومت پیشین افغانستان دل خوشی ندارند بنابراین به رهبران سابق هم نگاه مثبتی نداشتند. حتی بعضی از مردم افغانستان از اینکه شیرازه زمامداری آنها فروپاشیده، خوشحالند. با این حال، نوع رفتار طالبان در آینده ممکن است مردم افغانستان را به جایی برساند که بین بد و بدتر یکی را انتخاب کنند یعنی طالبان را بدتر تلقی کنند. در این صورت ممکن است که هستههای مقاومت مردمی شکل بگیرد. در واقع، شکلگیری یا عدم شکلگیری هستههای مقاومت به الگوی رفتاری طالبان بستگی دارد. احمد مسعود در ولایت پنجشیر با احتیاط حرکت میکند و عمل خواهد کرد. احتمالا او هم خود را با شرایط جدید وفق داده و کجدار و مریز رفتار خواهد کرد. جامعه بینالمللی اکنون در حالت انتظار قرار دارد تا ببیند تحولات افغانستان به چه مسیری میرود. کسی تاکنون عجلهای برای شناسایی طالبان از خود نشان نداده است زیرا نه حجم گسترده مبادلات تجاری دارند و نه افغانستان در موقعیت ژئواستراتژیک ویژهای قرار دارد. جامعه جهانی سیاست صبر و انتظار را در قبال افغانستان در پیش گرفته است، ممکن است برخی از کشورها به صورت دوفاکتو (موقت) با حکومت کنونی افغانستان کار کنند تا وجه غالب رفتاری طالبان نمایان شود. به عبارت دیگر، الگوی رفتاری طالبان موجب اتخاذ سیاست رسمی بینالمللی درباره آنها میشود. طالبان در دهه ۹۰ میلادی با دو چالش عمده روبهرو بود؛ یکی عدم مشروعیت بینالمللی و دیگری، عدم مقبولیت داخلی. همین دو مساله هم زمینه فروپاشی آنها را فراهم کرد. به همین دلیل، آنها امیدوارند هم در داخل و هم در خارج از سوی جامعه جهانی مورد پذیرش قرار بگیرند. اگر طالبان در داخل فشارها نسبت به مردم را بیشتر کرده، همانند گروههای تروریستی فعالیت کنند و جلوی فعالیت گروههای تروریستی را در داخل نگیرد، ممکن است با مقاومت مردمی و در نتیجه جنگ داخلی روبهرو شود که این مساله، کار طالبان را برای حکومتداری سخت میکند. پیششرط ایران، روسیه و چین برای طالبان آن است که مانع از فعالیت گروههای معارض و تروریستی شود و جلوی کارشان را بگیرد. این جزو شروط اصلی آنها است. البته طالبان نسبت به آنها ملاحظاتی دارد چون قبلا با آنها همکاری کرده است، بنابراین ممکن است نسبت به فعالیت برخی از آنها چشمپوشی کرده اما در ظاهر، مخالفتهایی را هم کرده و اقدامات نمایشی هم انجام دهد.