ادامه از صفحه اول| با توجه به واقعیتها و واقعبینی در روابط بینالملل انتظاراتش را تعریف و براساس آن حرکت کند. درحقیقت با اینکه چشمانداز خیلی روشنی درباره پرونده هستهای در حال حاضر وجود ندارد، اما احتمالا تیم آقای رئیسی برنامهریزی دارند تا بعد از استقرار و چیدمان کابینه، حرکتها از طریق شورای عالی امنیت ملی به نتیجه برسد. لذا نمیتوانیم بهطور قطع بگوییم که چشمانداز تاریک است و به بنبست رسیدیم. احتمالا گزینههای دیگری هم به آزمون گذاشته خواهد شد، قبل از اینکه به طرف تشدید شرایط تحریمی علیه ایران پیش رویم. از طرفی طالبان همیشه یک عامل بیثباتی در منطقه بوده و باز هم خواهد بود. نه شرایط بینالمللی نسبت به جایگاه طالبان تغییر کرده و نه طالبان در رویکردهای خود تغییر عمدهای داده. بنابراین تاکتیکی ممکن است حرفهای متفاوتی بزند ولی نهایتا پدیده طالبان را یک عامل مثبت برای منطقه تعریف نمیکنم و ایران هم باید خیلی با احتیاط با این پدیده برخورد کند و پیش از اینکه سیاست و برنامههایش را در تائید یا همراهی با طالبانها تعریف کند، بیشتر متوجه تحولات درون مردم افغانستان باشد و عمدتا روی مردم سرمایهگذاری کند.
طالبان یا دوام زیادی نمیآورد و یا اگر هم بخواهد، دوام بیاورد، بیشتر نقش تخریبی در منطقه خواهد داشت تا نقش سازنده. در هر دو صورت ایران باید بااحتیاط عمل کند و سیاستهای خود را روی عکسالعملهای مردم متمرکز کند. درحقیقت به نظر میرسد آمریکا غافلگیرنشده و با یک برنامه و سیاست درازمدت و استراتژی رها کردن طالبان به این صورت پیش رفته است. آمریکا سالهاست یا حداقل در این چند سال اخیر که دائما چین را تهدید اول برای امنیت ملی خود اعلام میکند و در اجلاس ناتو هم به همین صورت اعضا، چین را تهدید اول امنیت خود تعریف میکنند. تحت این شرایط طالبان به نوعی هم مرز با چین است بهعلاوه اینکه برای خود ایدئولوژی دارد که در منطقه طرفدارانی مثل الغورها و مسلمانان چین دارد و بیش از اینکه هدف آمریکا تهدید کردن ایران بهواسطه طالبان باشد، به نظر میرسد که میخواهد به نوعی برای چین درگیری و دغدغه فکری ایجاد کند. از طرفی طالبان برای فدراسیون روسیه نیز با توجه به چچن و زمینههای جنبشهای اسلامی در تاجیکستان و کشورهای دیگر که وجود دارد یک دغدغه محسوب میشود. به همین دلیل طالبان یک عنصر و عامل بیثباتی در منطقه است تا عامل ثبات.
ایران هم قطعا دیر یا زود درگیر خواهد شد برای اینکه طالبان هم به لحاظ ایدئولوژی و هم به لحاظ رویکردها و گرایشات قومگرایی خود، مخالف زبان فارسی است و به نوعی با تاجیکها مشکل دارد. به لحاظ نگاه و رویکرد، تفسیر و برداشتی که از دین اسلام دارد با ایران زاویه و مخالفت دارد و در آینده برای ما هم مشکل ایجاد خواهد کرد. بنابراین تا پایههای قدرتشان در افغانستان خیلی مستحکم نشده، ایران باید با جامعه جهانی مخصوصا مردم افغانستان بیشتر همراه باشد و نگذارند این عنصر بیثباتی منطقه قدرت بگیرد که بعدا مقابله با آن هزینههای بالایی داشته باشد.