ادامه از صفحه اول| بهنظر میرسد که ایران دومین کشوری است که آینده آن در وضعیت افغانستان طالبانزده، خاکستری است. طالبان با ضدیتی که از نظر مذهبی با ایران دارد، نمیتواند همراه و همسو با ایران باشد؛ در داخل افغانستان هم به همین شکل است. در حال حاضر افغانستان در اختیار قوم پشتون است و حکومتی که تشکیل شود، به هر حال حکومت پشتونهاست. سابقه تاریخی تضاد بین پشتونها، هزارهها، تاجیکها و ازبکها بر کسی پوشیده نیست. این تضاد در نهایت از افغانستان به مرزهای بیرونی هم سرایت خواهد کرد. عربستان بهعنوان پشتوانه اصلی اما بیسروصدای وضع افغانستان، مترصد فرصت مناسبی است که در این منطقه بهدست آورده است. قطر با درایت و تیزهوشی توانسته دوحه را به مرکز مذاکرات طالبانی تبدیل کند و سهمخواهی آینده او روشن است. اما ایران، در بازی جدید افغانستان به باور من در تنگنای تاریخی قرار میگیرد. مرزهای آشفته شرقی، حضور نیروی تقریبا تازهنفسی که حداقل از طرف کشورهای عربی بهخوبی تغذیه میشوند، وجود سلاحهای مدرن و پیشرفته در افغانستان که یادگار سلطه آمریکاییهاست، وضعیت را حساس کرده است. بهنظر میرسد که اگر چنین اشتباهی از ناحیه دولتمردان ایران در رابطه با افغانستان صورت گیرد، باید به خدا پناه برد. وزیر امور خارجه معرفیشده از ناحیه آقای رئیسی یعنی آقای امیرعبداللهیان رابطه خوبی با اعراب ندارند و توان مذاکره همانند آقای دکتر ظریف را هم نداشته و ندارند. انتخاب آقای امیرعبداللهیان قبل از وضعیت فعلی افغانستان صورت گرفته است. چنانچه موقعیت افغانستان یک ماه قبل شرایط امروز را پیدا میکرد، قطعا آقای رئیسی وزیر امور خارجهای معرفی میکردند که نظریاتش در اردوگاه اعراب، حساسیتبرانگیز نباشد. این اواخر اوضاع افغانستان به حدی از نظر نحوه اداره سخت شده که فرماندهان نظامی بنا به گفته فرماندهان آمریکایی سوخت و اسلحه خود را میفروختند تا بتوانند غذای سربازانشان را تامین کنند. کشوری که هزار میلیارد دلار سرمایه بیرونی در آن سرازیر شد، به وضعی گرفتار شدند که سربازان چندین ماه حقوق دریافت نکرده بودند. علت تسلط سریع طالبان در شهرها و مناطق مختلف افغانستان، سربازان و افسران بیانگیزه این کشور بود. بعضی از شهرها به وسیله چند موتورسوار تصرف شدند؛ به طوری که وقتی شنیده میشد که طالبان میآید و خبر ورودش پخش میشد، نیروهای امنیتی و نظامی فرار را بر قرار ترجیح میداد. ولی اکنون وضع در افغانستان بهخصوص در حوزه نظامی کاملا تغییر کرده است. فرماندهانی با انگیزه، سربازانی با حقوق مکفی و سلاحهای پیشرفته و تقابلی که در ذهن آنها با ایران است در آیندهای نهچندان دور اوضاع مرزهای شرقی ما را در هالهای از ابهام فرو خواهد برد. دولمتردان ما باید به این مهم توجه کنند که آتشزیر خاکستری که ظرف 20 سال گذشته در تقابل با آمریکا و همین میزان مدت در تقابل با شوروی سابق در لایههای مختلف افغانستان وجود داشت و امروز به صورت آتشفشان طالبان شعلهور شده است، چه بسا شعلههای آن، همسایگان را هم دربرخواهد گرفت. افغانستان تقابلی با چین ندارد، با هند هم رابطه به شدت حسنهای دارد. طالبان مهر پاکستانی را بر پیشانی خود دارند؛ در مرزهای شمالی افغانستان یعنی تاجیکستان، ترکمنستان و ازبکستان نیز ظرف قرن گذشته تقابلی وجود نداشته و از نظر مذهبی هم با یکدیگر اختلاف ندارند، اما طالبان با ایران از هر نظر در تقابل هستند. آیندهای که باید به خوبی مدیریت شود.