باید از حادثه کربلا و چندوچون آن آگاه بود. باید تاریخ را آنگونه که اتفاقافتاده خواند و بهخاطر سپرد اما مهمتر از آن، این است که تحلیل و تفکر کنیم در آنچه اتفاق افتاده است. به راستی چه شده که 50 سال پس از رحلت پیامبر(ص) عزیزترین بازمانده او را به فجیعترین شکلممکن به شهادت رساندهاند؟ قاتلان امام حسین(ع) مسلمان بودهاند، قرآن میخواندهاند و حتی برخی از آنها نماز شب بهجا میآوردهاند. بسیاری از آنها پیامبر اسلام(ص) را از نزدیک زیارت کرده و علاقه ایشان به نوه خود را به چشم دیده بودند، اما چه شده که همهچیز را به این سرعت فراموش کردهاند و بزرگترین فاجعه تاریخ را برای عزیزترین بنده خدا در زمان خودشان رقم زدهاند؟ تحلیل این تاریخ راه ما را روشن و سنتهای الهی را آشکار میکند. قوانینی که بر تاریخ حکمفرماست قوانین ثابتی هستند و قرآن در همین زمینه میفرماید این قوانین برای هیچ ملتی تغییر پیدا نخواهد کرد؛ بلکه هر ملتی سرنوشتی مشابه پیدا خواهد کرد. ما باید ببینیم حسین(ع) چه کرده و چرا این کار را کرده است؟ در آن صورت است که ما شیعه حسین(ع) هستیم. امام صادق(ع) فرمود: «لَیْسَ مِنْ شیعَتِنا مَنْ قالَ بِلِسانِه وَ خالَفَنا فی اَعْمالِنا و آثارِنا»؛ یعنی شیعه واقعی ما نیست آن کسی که فقط نام ما را میبرد و شعار ما را میدهد اما در عمل مانند ما رفتار نمیکند و پا جای پای ما نمیگذارد. پس آگاهی از حوادث تاریخی عاشورا برای معرفت پیدا کردن بهدلیل وقوع این حادثه بزرگ است. یک سوال مهم این است که آیا حادثه کربلا یک استثنا بوده یا یک قاعده؟ اتفاقی بوده استثنایی که بهخواست خدا باید واقع میشده و شده و دیگر تکرار نمیشود یا نه، حادثهای بوده با علتهای مشخصی که در صورت تکرار آن علتها، چنان حادثهای باز هم ممکن است اتفاق بیفتد؟ متأسفانه برخی تعابیر و گفتارهای ما رنگی بهحادثه کربلا میزند که آن را از یک قاعده خارج میکند؛ در حالی که آنچه امام حسین(ع) انجام داده یک قاعده و فرمول بوده است. برای همین است که امام حسین(ع) فرمودند در آنچه من انجام دادهام برای شما الگوی دائمی است؛ الگو یعنی کسی که باید همیشه مانند او رفتار کرد. «کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا» بهچه معناست؟ چگونه میتوان ادعا کرد هر روز عاشورا و هر سرزمینی کربلاست؟ این جمله گرچه روایت نیست؛ اما درایت و حکمت است و معنایش آن است که هر یک از ما در هر کجای این زمین پهناور زندگی میکنیم و در هر زمانی که نفس میکشیم در حقیقت در صحرای کربلای خاص خودمان هستیم. ما هم همیشه و هر جا بر سر دو راهی هستیم که یا در لشکر حسین(ع) قرار بگیریم و پیرو حق باشیم یا خدای ناخواسته به سوی لشکر عمر سعد برویم و یاور ستمگران باشیم. آنچه از ما خواستهاند این است که در جبهه حسین(ع) قرار بگیرید و دشمنان ظالمان و یاوران مظلومان باشید.