بستن
کد خبر: ۱۰۲۰۷۰۸

ساخت یک میلیون مسکن تورم‌زاست؟

ساخت یک میلیون مسکن تورم‌زاست؟
مهدی سلطان‌محمدی کارشناس اقتصاد مسکن

دولت‌ها به‌طور معمول تصور می‌کنند در مسائلی همچون واردات و تولیدات پیچیده، مشکل داریم، اما مسکن یک امر ساده است، بنابراین می‌توانیم ساخت‌وساز انجام دهیم و مسائل مردم را حل کنیم و اقتصاد را راه بینداریم. واقعیت این است که یکی از مشکلاتی که در سیاستگذاری‌های بخش مسکن وجود دارد، این است که دولت نقش خود را بیش از اندازه جدی می‌گیرد. یعنی تصور می‌کند نقش خیلی مهمی دارد و مردم نیز‌ چنین گمانی دارند که اگر دولت اراده کند، می‌تواند تغییرات مهمی در بازار ایجاد کند. اگر سهم دولت را در تولید مسکن بخواهیم به‌طور مستقیم عنوان کنیم، کمتر از 5 درصد است. بنابراین دولت بیشتر در سیاستگذاری و زیرساخت‌های اصلی اقتصادی نقش دارد. مساله مسکن را نمی‌توانیم مستقل از عوامل کلان اقتصادی مورد بررسی قرار دهیم و به‌طور بخشی نمی‌توانیم به مساله مسکن نگاه کنیم. از سوی دیگر، مسکن راه‌حل کوتاه‌مدت ندارد؛ این را هم جامعه و هم دولت باید بپذیرد. دولت‌ها اهداف کوتاه‌مدت دارند، زیرا در دوره محدودی که بر سر کار هستند، می‌خواهند کار نمایانی انجام داده باشند و بگویند کارنامه درخشانی داشته‌ایم، بنابراین نگاه‌هایشان کوتاه‌مدت است. دولت‌ها اولین چیزی که به ذهن‌شان می‌رسد، این است که زمین‌هایی را که داریم، تقسیم کنیم و سریع بسازیم و تحویل مردم دهیم. ولی وقتی وارد کار می‌شویم، می‌بینیم داستان پیچیده‌تر است و برنامه‌ریزی درازمدت می‌خواهد. در رابطه با همان زمینی که می‌گویند وجود دارد و می‌توانند ساخت‌وساز انجام دهیم، نکته اینجاست که آماده کردن زمین، وقت و سرمایه‌گذاری کلان می‌خواهد و دوره طولانی‌ای را می‌طلبد تا در نهایت واحدهای مسکونی ساخته و تبدیل به شهر شود. اکثر شهرهای اقماری اطراف تهران هنوز یک شهر زنده و محیط اجتماعی درستی برای زندگی نیستند، چهاردیواری‌هایی مثل قوطی کبریت ساخته شده که روح ندارند. تازه ما در اطراف شهرهای بزرگ زمین نداریم و زمین‌هایی که وجود دارد، در بخش‌هایی نیست که تقاضا برای آن‌ها وجود داشته باشد. درست است که ایران وسعت زیادی دارد، ولی زمین‌هایی که قابل‌ساخت شهری است، زمین‌های بسیار محدودی است؛ به اضافه اینکه به زیرساخت‌های شهری نیاز است، بنابراین سرمایه‌گذاری بسیار سنگینی باید اتفاق بیفتد. مساله اصلی اینجاست که 500، 600 میلیون تومان ساخت، با روند تورم، دو سال دیگر حداقل دو برابر خواهد شد. بنابراین فردی که قرار بوده 500، 600 میلیون تومان بیاورد، حداقل به یک میلیارد و 200 میلیون تومان نیاز دارد. در عین حال، با نرخ‌هایی که وجود دارد، مردم نمی‌توانند از پس اقساط برآیند و بیش از 10 میلیون تومان باید اقساط ماهانه پرداخت کنند. گروه‌های هدف ‌چنین توان مالی‌ای ندارند. از سوی دیگر، برای یک میلیون واحد مسکونی، سالانه 400 تا 500 هزار میلیارد تومان منابع بانکی نیاز است، اما سیستم بانکی چنین توانی ندارد. همین الان برای تامین فعالیت‌های جاری اقتصادی مشکل دارد. شاخص تورم تولیدکننده در حال حاضر حدود 80 درصد است، با چنین روندی تولیدکننده نیاز به منابع بسیار بیشتری در سال آینده خواهد داشت. مگر سیستم بانکی چقدر ظرفیت منابع جدید دارد؟ این منابع را از کجا می‌خواهد بیاورد؟ حالا اگر به بانک‌ها این منابع تکلیف شود، باز مشکلات دیگری ایجاد می‌شود که در نهایت به استقراض از بانک مرکزی تبدیل می‌شود و کسری بودجه و تورم بالاتر را به دنبال دارد. اگر وجود داشت، همین الان می‌توانستیم مسکن بیشتری بسازیم. باز هم اگر این کار را انجام دهیم، در تعارض با سایر اهداف دولت خواهد بود. دولت قول داده‌ تورم را کاهش می‌دهد؛ حالا چگونه می‌تواند این قول را بدهد که یک میلیون واحد مسکونی بسازد؟ این دو هدف با یکدیگر در تعارض است. تامین یک میلیون واحد مسکونی در سال؛ یعنی پذیرش تورم بسیار بالاتر. این تفکر ساده‌اندیشانه‌ای است که تصور کنیم مردم بلد نیستند خانه بسازند و ما برویم برای آنها خانه بسازیم. توان ساخت مسکن وجود ندارد. دولت باید ریسک‌ها، موانع، دردسرها و مانع‌ها در حوزه ساخت مسکن بردارد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی