انتشار عکسی تاریخی و در عین حال بازسازیشده توسط «لوان جاگاریان»، سفیر روسیه در ایران، برخی از موضعگیریهایِ سیاسی را در کشور و از سطوح عالی تا فضای کاربران مجازی سبب شده است. فارغ از نگاه احساسی و هیجانیِ ایرانیان در چنین موقعیتهایی، باید با نگاهی منطقی و واقعی و به نظر راقم این سطور، نیکبینانه به مساله نگریست. عکس بازانتشاریافته، عکسی تاریخی از «کنفرانس تهران» در بحبوحه جنگ جهانی دوم بوده است. این عکس یادگاری، در محل سفارت روسیه در تهران و با حضور «استالین، روزولت و چرچیل» سران کشورهای متفقین (اتحاد جماهیر شوروی، ایالات متحده آمریکا و بریتانیای کبیر) گرفته شده است. بهرغم اینکه ایران در این جنگ، اعلام بیطرفی کرده بود با این حال از شمال و جنوبِ کشور، توسط همین کشورها اشغال شد و تاوان و تبعات سخت آن را مردم ایران پرداختند. سران این کشورها بدونکسب اجازه از ایران و نقض حاکمیت ملی ایران و بدونبازی دادنِ ایران و شخصِ اول مملکت (محمدرضا شاه) هماهنگیها و تدبیرهای لازم را برای سیاست جهانی و روابط فیمابین خود اخذ کردند. در عکس بازسازیشده، در همان مکان و کنار دو ستون در حیاط سفارت روسیه، تصویر سفیر انگلستان و عکس سفیر روسیه (که دستها و پاهایش به نسبت عکسِ قدیمیِ استالین بازتر هم شده است) دیده میشود. گویا البته صندلی خالی ایالات متحده هم بدونحضور نمایندهاش، هنوز توسط سفارت روسیه حفظ و حراست شده است. کنار هم قرار گرفتن این عکس توسط سفیر روسیه، پیوند تاریخ و سیاست و دلالتها و معناهای نهفته در متن و فرامتنِ تاریخ را برای هوشیاران و آگاهان حکایت میکند. باید از آقای سفیر روسیه ممنون و متشکر بود که با زبانِ بیزبانی و با عکس، تاریخ و رسانه به صورت دقیق و آشکارا، حقایقی را برایمان خاطرنشان میکند که از آن غفلت کردهایم یا دوست داریم غفلت کنیم. تاریخ و بینش تاریخی، صرفا مطالعه رخدادهای گذشته نیست. به قول «ابن خلدون» بیانِ رخدادها و حوادث گذشته، بهره عوام از تاریخ است و حال آنکه بهره خواص از تاریخ، فهم و تحلیلِ یکسری قواعد، اصول، سنن و حقایق ماندگاری است که زمان و مکان نمیشناسند. حقایقی که حتی در مرداد ماه سال ۱۴۰۰ شمسی و با گذشت ۸۰ سال از آذر ماه ۱۳۲۰شمسی صادق، جاری و ساری است. همان حقایقی که «توسیدید»، مورخ شهیر یونانی در روایتِ جنگهای «پلوپونزی» در یونان، «رئالیسم سیاسی» را در عرصه سیاست و روابطِ بینالملل و دولتها به یادگار گذاشته است. معنا و دلالتهای تاریخی این عکس آن است که قدرتهای بزرگ نظیر روسیه با سایر قدرتها نظیر ایالات متحده آمریکا، انگلستان، فرانسه، چین و... روابط استراتژیک داشته و منافعِ خود را قربانیِ کشورهای ضعیفتر نخواهند کرد. در عین حال این قدرتها حاضرند با طعمه قراردادن، بهرهکشی و قربانیکردن کشورهای ضعیف، به هر شکلِ ممکن منافع ملی و قدرت خود را تامین کنند. سفیر روسیه به ما نشان داده است چه حضورِ پررنگِ آمریکا در ایران (در عصر پهلوی) و ایضا حضور روسیه (در عصر جمهوری اسلامی) فرقی در پیمانهای استراتژیک قدرتهای بزرگ و منطقِ روابطشان با همدیگر و ایران نخواهد داشت. لایههای پنهان و مستورِ این عکس در زمانی که ایران در پرونده هستهای و برجام با همین کشورها درگیر است، نشان میدهد صندلی و منافع آمریکا توسط روسیه و انگلیس حفظ و حراست خواهد شد یا از کارت آمریکا و از حضور یا عدمحضور آن برای منافع بلندمدت روسیه بهره گرفته خواهد شد. پیام عکس سفیر روسیه به سیاستگذاران و مسئولان جمهوری اسلامی آن است که اگرچه در ۸۰ سال خیلی مسائل تغییر پیدا کرده ولی در منطق قدرت و رئالیسم سیاسی، سرسپردگی و گرهزدن منافع کشورمان به یک بازیگر خاص، و ناتوانی در تعامل با همه جهان و از آن جمله همه قدرتهای بزرگ، اشتباهی تاریخی و گناهی نابخشودنی است. عکسِ انتشاریافته از سفیر روسیه را باید به فالنیک گرفت که به مسئولان جمهوری اسلامی ایران (البته به صورت ناخودآگاه) گوشزد میکند منافع ملی و ثروت و اعتبار کشور را نباید زیر پای قدرتهای بزرگ قربانی کرد. حال این قدرت چه آمریکا باشد، چه روسیه و انگلستان یا چین! سراسر تاریخ دوره قاجار و پهلوی حاکی از چنین درسها و عبرتهای تاریخی است. آیا معنای عکس سفیر روسی این است که روسیه در نبودِ آمریکا، ایران را تصاحب کرده و منافع خود را به صورت یکهتاز تامین میکند؟ یا اینکه به آمریکا، این پیام و پالس را میفرستد که بهصورت سنتی و تاریخی، ایران، از آنِ روسیه و انگلستان بوده و البته منافع آمریکا هم ولو در عدمحضورش، مورد توجه قرار خواهد گرفت؟ چرا نمیخواهیم یا نمیتوانیم تاریخ و دلالتها و معناهای تاریخ را بفهمیم و درک کنیم؟