لیست کابینه مانند لیست تیم ملی فوتبال، که سرمربی آن را اعلام میکند؛ همیشه عدهای معتقدند افرادی باید و نباید به آن دعوت میشدند و این طبیعی است، اما همان جوابی که برای سرمربیها وجود دارد در مورد رئیس دولتها هم صدق میکند و این سلیقه است! امیدوارم این کابینه براساس فشارهای جناحی بسته نشده باشد، اما همانطور که وقتی تیمی شکست میخورد بازیکنها مقصر نیستند و سرمربی مقصر است؛ اگر کابینهای هم ضعیف باشد رئیس دولت مسئول ناتوانیها و ضعف آنها است. کابینه باید یکدست باشد تا بتواند در صحنه سیاست و اقتصاد بازی خوبی داشته باشند و ما به این امیدواریم؛ ولی اینکه چقدر این امید محقق شود، بستگی به رای مجلس دارد که کدام را انتخاب کنند. باید برنامههای وزرا منتشر شود تا بتوان نکات مثبت و منفی برنامههای آنها را دید، باید دید بعد از اینکه سرکار آمدند چقدر به اجرای برنامههای خود وفادارند و چقدر به نقدها در جریان اجرا توجه میکنند. پیشبینی از حالا صحیح نیست؛ ولی بهنظر میرسد بازی یکی دو نفر در لیست بسیار ضعیف است و میتواند منجر به ضعیفشدن همه تیم شوند. البته نقاط قوتی هم وجود دارد که میتوان به آن نقاط قوت تکیه کرد. تنها کاری که از ما برمیآید این است که امیدوار باشیم این کابینه بتواند هماهنگ و منسجم عمل کند. حوزه اقتصاد این روزها منجر به این مساله نمیشود که تیم اقتصادی دولت را شامل وزیر صمت و اقتصاد و سازمان برنامهوبودجه و بانک مرکزی ببینیم. به این دلیل که بهقدری مسائل اقتصادی ما در صحنه بینالمللی به سیاست خارجیمان گره خورده است که قاعدتا باید وزیر خارجه را هم جزو تیم اقتصادی حساب کرد؛ چراکه تصمیمات وزیر خارجه هم تبعات اقتصادی مثبت و منفی دارد. در زمان دو رئیسجمهور قبلی دیدیم که بیشترین ضربات مهلک اقتصادی را در شروع کارشان از جانب وزارتخانههایی خوردهایم که معروف به وزارتخانه اقتصادی نیستند.
بهعنوان مثال در دوره محمود احمدینژاد موضوع مسکن مهر بحران اقتصادی عظیمی برای کشور ایجاد کرده که نتیجه سیاستگذاری یک وزارتخانه غیراقتصادی بوده است. همچنین در دوره اول حسن روحانی وزارت بهداشت با بیمه سلامت یک بحران اقتصادی ایجاد کرده است. این بحرانها در زمانی رخ داده که درآمد دولتها خیلی خوب بوده و بههمین دلیل هم اثرات آن در همان زمان خودش را نشان نداده است، ولی هر کدام از این اثرات منجر به تزریق نقدینگی و عدد تورمی شدید شده بود. بهتبع آن، الان که وضعیت اقتصادی خراب است، تصمیمات وزارتخانههای غیراقتصادی هم در اقتصاد اثر میگذارد و از این رو نباید درباره تیم اقتصادی که مجموع تصمیمگیریها صحبت کنیم. مهمترین نکتهای که پیشروی کابینه فعلی قرار دارد، این است که چه سوالی مهمترین سوال و پاسخ آن چیست؟ فکر میکنم مهمترین سوالی که از منظر اقتصادی میتوان پیشروی این کابینه قرار دارد این است که اقدامات این کابینه برای کاهش تورم چه خواهد بود. اولین اقدامات دولت باید منجر به کاهش تورم شود. تمام کابینه از رئیسجمهوری گرفته تا معاون اقتصادی و سازمان برنامه و بودجه و سایر وزارتخانهها بهویژه وزارت اقتصاد باید در کنار هر اقدامی طرح توجیحی داشته باشند. درواقع در کنار هر تصمیمی باید این سوال پرسیده شود که اثر این تصمیم در کاهش نرخ تورم چیست؟ هر اقدامی که باعث افزایش تورم شود، عواقب بسیار وخیمی برای کشور در پی خواهد داشت؛ چراکه با دو جهش دیگر به تورم سه رقمی خواهیم رسید. با گذشت چهار ماه از سال 1400 مشخص شده با ادامه این شرایط 50 درصد بودجه تحققناپذیر است و این کسری بودجه بیش از 50 درصدی حتما میتواند در نیمه دوم سال کشور را وارد تورم 60 درصدی کند و اگر وارد این کانال شویم با عواقب اجتماعی، سیاسی و اقتصادی عظیمی مواجه خواهیم شد.