در طول تاریخ بخشی از جامعه و افراد بسیاری طرفدار آزادی بودهاند و به آن گرایش داشتهاند. حتی افراد متدین هم بر این مساله تأکید دارند که خدا انسان را آزاد آفریده و ارزش قرار گرفتن در راه راست و درست به این است که انسان آزادانه این راه را انتخاب کند و تنها میتوان انسان را در این راه هدایت کرد و با اجبار چنین اتفاقی رخ نمیدهد وگرنه در صورتی که قرار بود انسان بالاجبار در مسیر درست قرار بگیرد خداوند نیز او را همچون فرشتهها بدونقدرت اختیار خلق میکرد. در قرآن کریم هم به قدرت اختیار انسان تأکید میشود. رسالت انبیا نیز هدایت تشریعی است؛ به این معنا که هدایتکننده انسانها را ملزم به پیروی از قوانین و خواستههایش نمیکند و اجباری در کار نیست و انسان مختار است که راهش را انتخاب کند. در کنار همه این مسائل برخی افراد از آزادی سوءاستفاده میکنند و آزادی هم آفتهای زیادی دارد و بسیاری از افراد ظرفیت آزادی را ندارند. چنین بحرانهایی انکارناپذیر هستند اما باید نظارتی صورت بگیرد و مسدود کردن نمیتواند راهکار نتیجهبخشی باشد. سیاست ایجاد محدودیت هیچگاه نتوانسته موفق باشد. طرح صیانتی که نمایندگان مجلس مطرح کردهاند تداعیکننده محدودیت است و از مصونیت نشانی در این طرح دیده نمیشود؛ اما در دنیا هیچ محدودکنندهای هیچگاه در طول تاریخ با صراحت به اینکه سیاستش محدودکردن است تأکید نکرده است. سیاستهای محدودکننده طی سالهای اخیر اعم از قوانین احزاب، فعالیتهای اینترنتی، ماهوارهها و... نتیجهبخش نبوده و همواره هر دو طرف (چه موافق محدودیت و چه مخالف) در برخی مواقع از شرایط سوءاستفاده کردهاند. وقتی یک گروه با عنوان مصونیت، محدودیت ایجاد میکند قدرت برقراری محدودیت مطلق را ندارد، برای مثال میتوان به ممنوعیت ویدئو و ویاچاس اشاره کرد. زمانی تأکید داشتند که ویدئو عامل ترویج فساد و فحشاست اما در واقع ویدئو یک رسانه بود که همهچیز را میشد توسط آن ترویج داد. اگر کسانی که مشروبات الکلی مصرف میکنند الکل را داخل یخچال خانه نگاه میدارند نمیتوان گفت یخچال عامل فساد و ترویجکننده مصرف مشروبات الکلی است؛ داخل یخچال مواد غذایی هم نگهداری میشود. این سیاستهای محدودکننده موفقیتآمیز نبوده و با این سیاستها حتی مردم تشویق به استفاده از این رسانه شدهاند و بعد موسسه رسانههای تصویری ایجاد و استفاده از ویدئو و ویاچاس مجاز شد. در برخورد با ماهواره هم همینطور بوده و مسئولان ما باید به این نتیجه برسند که چون برنامهریزی نداریم و نمیتوانیم برنامههای مورد پسند مردم را بسازیم، نباید با ایجاد محدودیت مردم را مجبور به دیدن برنامههای خود کنیم. صداوسیما باید با این رسانهها رقابت کند و حذفکردن رسانههای دیگر نمیتواند نتیجهبخش باشد و تاریخ در این چند سال هم نشان داده سیاستهای محدودکننده حاصلی در پی ندارد و در نهایت هزینههای سنگینی برای جامعه و حاکمیت دارد که خیلی ساده به عقبنشینی حاکمیت منجر میشود.