هرچند بسیاری از اصولگرایان تندرو بر این عقیدهاند که دوره تاثیر اصلاحات در جامعه به اتمام رسیده و اصلاحطلبان نیز چندان جایگاهی در جامعه ندارند، اما باید به خاطر داشت که اصلاحات تمام نشده است و اساسا هرگز تمامشدنی نیست. تصور غلطی است که وقتی از یک جناح و افرادی در آن جناح برنامه، سخنان درست یا حتی عملکرد مناسب بهدست نمیآید، آن جریان را تمامشده بدانیم. اگر چنین باشد باید اصولگرایی را نیز در صورت ناکارآمدی اصولگرایان در مناصب خود تمام شده فرض کنیم. پس اگر انتقاد یا ضعفی در جریان اصلاحات وجود دارد، نه به خود جریان بلکه به عملکرد افراد فعال و کنشگر در این جریان برمیگردد که عملکرد آنها به اشتباه به پای جریان اصلاحات نوشته میشود. حال در کنار دولت اصولگرا، حاکمیت یکدست اصولگرایان و باوجود تمام مشکلاتی که در هشت سال اخیر رخ داد، افرادی که خود را مصلح میدانند باید پیوسته به فکر یافتن راهی برای اصلاح باشند تا بتوانند برنامه اصلاحاتی ارائه کنند. از طرف مردم نیز با وجود تمام گلایهها و نارضایتیها حرف درست پذیرفته خواهد شد. اگر هم فردی اصلاحطلب است و خود را اصلاحطلب میداند باید چنین پتانسیلی را در خود ایجاد کند چراکه اصلاحطلبی مهر و برچسبی بر پیشانی افراد نیست، بلکه همین شایستگی و داشتن اندیشه اصلاحطلبی است که این نام را برای افراد حاصل میکند، در غیر اینصورت نمیتوان او را اصلاحطلب به حساب آورد. حال اصلاحات و افراد اصلاحطلب اگر حرفی برای گفتن و راهی برای پیش بردن دارند، باید آنچه که راجع به مملکت مفید است را اعلام کنند تا ارتباطی همافزا حاصل شود. این اعلام کردن نیز باید دائما صورت گیرد و نباید هرگز از آن دست کشید. این کار به معنای انتقاد نیست، بلکه ارائه راه و برنامه است. در زمان آقای حسن روحانی متاسفانه چنین بود که هیچکس راهی را به او نشان نمیداد تا به او بگوید که چه باید کرد، بلکه اصلاحطلبان و اصولگرایان تنها انتقاد و حمله میکردند و این فایده چندانی ندارد. از طرفی نگران اختلافات جناحی نیز نباید بود، چراکه هرکسی وظیفهای دارد؛ اگر کسی حرف درستی میزند، مسئولان وظیفه دارند، رعایت کنند و اگر هم رعایت نکنند در قبال عواقب نامناسب مسیر خود مسئول هستند. وظیفه آنان که نظری دارند نیز اعلامنظر است حتی اگر پذیرفته نشود و مقبول واقع نشود؛ همچنین طبیعی است اگر بین گروهها و افراد مختلف همواره چالشهایی بهوجود آید و حتی احتمال بهوجود آمدن این چالشها نیز نباید مانع از این ارتباط و ارائه راهکار شود. البته برخی از این دست اختلافات به این علت ناشی میشود که افراد دارای مسئولیت اجرایی در کشور، به فکر پیش بردن کارها و امور هستند، اما عدهای دیگر همواره تنها به دنبال فریاد زدن و دشنام دادن بودهاند. بههمین دلیل است که باید از انتقاداتی که راه به جایی نمیبرند و منجر به منازعات میشوند به ارائه دائمی راهکار و پیشنهادات تغییر مسیر و روش داد.