در حالــیکه دغدغــه بسواقعی مــردم ایران «بهویژه خوزستان» حل مشکلات بنیادی چهــار عنصر اولیه، آب و هوا، خاک و آتش شده است، دلمشغولی بخشی از وکلای بخشی از مــردم استقرار نظام نظارت و تنبیه بر فضای مجازی و محدودسازی اینترنت است! سودای برقراری این نظام نظارتی- تنبیهی ظاهرا محدودسازی شفافیت اطلاعاتی است که البته خود هدفی مجازی و تخیلی است و به احتمال زیاد به همان سرنوشتی دچار خواهد شد که پارازیت و فیلترینگ و هک و..؛ و البته برای قشری از کارمندان تکنسین که برای هر محدودسازی راه دور زدن تحریم را هم اختراع میکنند، اشتغالزایی میکند و سرانجام محصول همه این تمهیدات تکنوکراتیک اختلال در خطوط مخابراتی و خرد کردن اعصاب مردم است. اشتباهی که هواداران و حامیان میکنند این است که بزرگترین خطر انسداد گردش و تبادل آزاد اطلاعات و «سفیدنمایی» صوری اوضاع این است که ممکن است امر بر خود مسئولان هم مشتبه شود و بدین شیوهها دلخوش کنند که خبری نیست و «بوی بهبود ز اوضاع جهان میشنویم»! برای نمونه، میگویند به مائو تسهتنگ در سالهای آخر عمرش (پس از «انقلاب گنجشک») چنان اطلاعات غلطی از روبهراه بودن اوضاع میدادند که همین جهل خودخواسته و خودمقصر موجب سقوط اقتصادی و دگردیسی سیاسی نظام وی شد. توصیه علمی برای موکلانی که قصد پایداری در برابر خواستها و مطالبات مردم را دارند این است که از خود مخترعان اینترنت، در آغاز نیروی نظامی آمریکا، بیاموزند که با اختراع این زیستجهان مجازی و شبکه آزاد ارتباطی و تبادل اطلاعاتی نظام نظارتی سلطه را نه از طرق قدیمی بگیر و ببند و..، یا حبس و حصر و سایر روشهای حلقوی و خلاصه با به نمایش گذاردن زور بازو و ملاء و مترف و خدم و حشم و..، بلکه بهقول میشل فوکو بهشکل «نامرئی» انجام دهند، یعنی در فضای آزادی مطلق بازار دادوستد اطلاعاتی و ارتباطی و فعالیت خودانگیخته کاربران، تا به درجهای که کنترل از دست سازندگان شبکه هم بهدر رود و حتی توسط دشمنان آن نظام هم به کار گرفته شود. پس «ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز، مست است و در حق او کس این گمان ندارد!» ناسودمندی این طریقهای آزمودهشده هرچند تاکنون و بهویژه در عصر حاضر بارها اثبات شده است اما اگر آقایان همچنان در برابر منطق علم و گذر زمان اصرار بر پایداری داشته باشند، باکی نیست زیرا تجربه نشان داده است که این نیز بگذرد و بهتعبیر شاعر: من جرب المجرب حلت به الندامه. تلخ بودن خبرهای اینچنینی نباید اذهان را از تمرکز روی مبرمترین نیازها و مطالبات جامعه منحرف سازد؛ مگر آنکه نفس شبکه اطلاعرسانی درواقع آماج حمله قرار گیرد. در اینصورت دفاع از آزادی رسانه و در رأس همه حق دسترسی آزاد به شبکه جهانی اینترنت، در صدر مطالبات مردمی قرار خواهد گرفت.