از دیرباز، بشر همواره بهدنبال راهکاری بوده است تا بتواند آینده را پیشبینی کند. کفبینی و ستارهخوانی از دیرینهترین نمونههای این تلاش بهشمار میروند. اما در سالهای اخیر، بهمنظور پیشبینی عقلانی آینده، اقدام به پایهریزی و گسترش روشهای کمی و کیفی کردهاند. آنچه آیندهپژوهی را از فالبینی که قدمتی دیرینهتر دارد، متمایز میکند، عقلگرایی است، به این معنی که آیندهپژوه میداند شناخت آینده با قطعیتمطلق ممکن نیست و نیز اذعان دارد که آینده میتواند بسته به تصمیمات مختلف افراد در زمان حال، متغیر باشد. شناسایی و ارزیابی حالات ممکن آینده اصلیترین رکن روشهای مختلف آیندهپژوهی است، اما بهطورکلی، هیچیک از این روشها ادعایی در پیشبینی آینده ندارند، بلکه هدفشان عموما تسهیل شناخت آیندههای ممکن بهمنظور تصمیمگیری معقولانهتر در زمان فعلی است. بهرغم اینکه با آیندهای نامعلوم مواجه هستیم، بسیاری از تصمیمات را باید همین حالا بگیریم. خیلی اوقات، حتی با اینکه از تأثیر تصمیمات امروز خود بر آیندهمان مطمئن نیستیم، ناچاریم تصمیم بگیریم. اینجاست که روشهای آیندهپژوهی با مدیریت عدمقطعیت طی فرآیند زیر موجب
اتخاذ تصمیمات آگاهانهتر میشوند: شفافسازی دانستههای موجود،کنکاش در زوایای ناشناختهای که تا حدودی قابلدرک هستند،شناسایی حالات ممکن آینده، تفکیک مطلوبترین حالات ممکن. آیندهپژوهی، آمیزهای از علم و هنر است. آیندهپژوهی یک علم است؛ چراکه آیندهپژوه باید در تمامی مراحل، از درک مساله و تحلیل دادهها گرفته تا روش تحقیق و استدلال انتقادی، از روی قاعده عمل کند. آیندهپژوهی یک هنر است، چراکه آیندهپژوه باید در همه حال از قدرت تخیل و احساسات خود استفاده کند و هر لحظه در پی فراگیری بینش شهودی باشد. آیندهپژوهی را میتوان متشکل از پنج مرحله دانست. البته، اغلب پروژههای آیندهپژوهی فقط روی یک یا دو مرحله تمرکز میکنند و سایر مراحل را به پروژههای بعدی اختصاص میدهند. این مراحل پنجگانه عبارتند از: 1- شناسایی و نظارت بر تغییرات، 2- نقد و تحلیل تغییرات، 3- حدس حالات جایگزین،
4- تجسم حالت مطلوب و 5- برنامهریزی و پیادهسازی اقدامات اندیشیده شده در راستای تحقق حالت مطلوب. طبق تحقیقات انجام شده، کارشناسان و متخصصان اصل وجود تأثیرات کووید19را برآموزش پذیرفتهاند، همچنین از دیدگاه آنان این تأثیرات بسیط و ساده نبوده و دارای ابعاد وسیع و متنوعی است. در ادامه با توجه به نظر اکثر کارشناسان، رویدادها و روندهایی که بیشترین احتمال وقوع را دارند ذکر میکنیم: آموزشهای مجازی به عنوان مکمل در شرایط اضطراری ادامه مییابند. یادگیری ترکیبی (حضوری و مجازی) توسعه مییابد. محتوتی کتابهای درسی با توجه به شرایط آموزشهای مجازی تغییر میکنند. برنامه مدارس و دانشگاهها در برخی دروس با توجه به آموزشهای مجازی دچار دگرگونی میشوند. اشکال جدیدی از همکاریهای علمی بین معلمان و اساتید در سطح ملی و بینالمللی صورت میپذیرد. دانشگاهها و مدارس با توجه به کمبود بودجهها به سمت بهرهوری بیشتر و انضباط مالی پیش میروند. نقش معلمان، فراگیران و اولیا متفاوت از نقش کنونی خواهد بود. فرهنگها و سنتهای قدیمی دستخوش تغییر میشوند. برخی پارادایمهای منفی(الگووارهها) به پارادایمهای مثبت تبدیل میشوند.
شرکتهای بزرگ فناوری در دنیا آموزشها را مصادره میکنند. برخی از فعالیتهای مرسوم در مدارس و دانشگاهها تعطیل شده و به شیوههای جدید برگزار میشوند. موضوع سلامت اهمیت بیشتری پیدا میکند و متقاضیان رشتههای پزشکی و پیراپزشکی افزایش مییابند. شیوههای ارزشیابی با توجه به نرمافزارهای جدید انجام خواهد شد. شیوههای نظارت بر کلاسهای درس توسط ناظران، اولیاء و مدیران، آنلاین انجام میشود. مدارس و دانشگاهها بیشتر به سلامتی جامعه و توسعه پایدار اهمیت میدهند. توجه به تفاوتهای فردی و روابط عاطفی بین معلم و شاگرد، کاهش مییابد. یادگیری عمیق و معنادار در آموزشهای مجازی کم میشود. زیرساختهای لازم برای آموزشهای مجازی گسترش مییابد. جامعهپذیری و مسئولیتپذیری فراگیران کمرنگ میشود. حکمرانی و مدیریت آموزشها، دموکراتیکتر و مشارکتی میشود. کمتحرکی، چاقی، افسردگی و مشکلات روحی و روانی با گسترش آموزشهای غیرحضوری فزونی مییابد. در وقت و هزینهها صرفهجویی میشود و مصرف انرژی کاهش مییابد. مهاجرت یا مسافرتهای طولانی برای ادامه تحصیل دانشجویان کمتر صورت میگیرد. سیستمها و نرمافزارهای جدیدتر با قابلیتهای بیشتری
جایگزین برنامههای فعلی میشود. نقش اشتغال در بین فراگیران پررنگتر از تحصیل خواهد شد. بیشتر همایشها و کنفرانسها و مسابقات به صورت مجازی برگزار میشوند. شایسته است که مسئولان و تصمیمسازان آموزش با آیندهپژوهی در امر آموزش تغییرات مناسبی را در این برنامهها انجام دهند و از این فرصت پیشآمده در دوران کرونا به صورت بهینه استفاده کنند.