دلیل اصلی ایران و مصر برای حرکت به سوی کاهش تنش و بهبود روابط، آن است که هم قاهره و هم تهران تحت فشار هستند. ایران بهشدت تحت فشار تحریمهاست و مصر هم مشکلات اقتصادی بسیاری دارد. قاهره در بعضی از جریانات سیاسی منطقه - همانند جنگ یمن - مشارکت داشته که به ضرر مصر تمام شده و به صبغه و تاریخ این کشور ضربه زده است. هم تهران و هم قاهره به این درک رسیدند که باید روندی که در پیش گرفتهاند را اصلاح کنند، به دوستان خود بیفزایند و از دشمنان خود بکاهند. ایران اکنون دریافته که باید دوستان بیشتری در منطقه و جامعه بینالمللی داشته باشد تا اینگونه هم قدرت مانور بیشتری داشته و هم از شدت فشارهای منطقهای از خود بکاهد. اگر روابط دو کشور به اصطلاح جوش نخورد و ایران و مصر نتوانند با یکدیگر درباره کاهش تنش و مدیریت روابط به توافق برسند، این مساله به ضرر تهران و قاهره است. آنچه اهمیت دارد این است که کشورهای جهان اسلام و در حال توسعه از جمله ایران و مصر، باید به این رهیافت برسند که باید با یکدیگر به تفاهم برسند تا تخاصم. گروههای فشار که اقلیت غوغاسالاری هستند و صدای بلندی هم دارند، همچنان حضور دارند. متاسفانه در زمان دولت اصلاحات که ایران و مصر به سمت عادی شدن روابط پیش میرفتند، این گروه مانع از عادیسازی شدند و بعد هم به سفارتهای انگلیس و عربستان سعودی حمله کردند. آمریکا درگیریهای زیادی با روسیه و چین دارد و میخواهد فشار خود را متمرکز بر آنها کند و به همین دلیل، درصدد کاهش دخالت خود در منطقه غرب آسیاست. آنها با چین رقابت تجاری و اقتصادی دارند و با روسیه، رقابتهای سایبری و سیاسی. در این شرایط آمریکا اگر احساس کند تامین منافعاش در بهبود روابط ایران و مصر است، مانع از بهبود روابط دو کشور نمیشود. ریاض اکنون به این واقعیت رسیده است که نمیتواند تهران را نادیده بگیرد. این واقعیتی است که ایران هم باید آن را در نظر بگیرد. این نگاه، فرصتآفرین است و به همین خاطر است که هر دو کشور، همانند آنچه در روابط ایران و مصر رخ داده، طی ماههای گذشته به سمت کاهش تنش و مدیریت روابط حرکت کردهاند. تلاش اسرائیلیها همواره بر این بوده که مصریها روابط نزدیک، دوستانه و بدون تنشی با ایران نداشته باشند. اساسا رویکرد اسرائیل قطبیسازی و روابط سطح پایین کشورهای مختلف دنیا بهویژه کشورهای اسلامی و منطقه با ایران است. بهبود روابط تهران و قاهره، به معنای افزایش نفوذ منطقهای تهران و نزدیک شدن ایران به مرزهای اسرائیل است. تلآویو نمیخواهد ایران بازیگر اثرگذاری در منطقه و کشور مصر باشد و به همین خاطر، آنها حداکثر فشار خود را برای عدم عادیسازی روابط ایران و مصر میآورند. احیای برجام و بهبود روابط منطقهای، هر دو در یک بستر قرار دارند و همسو با یکدیگرند. احیای برجام نیازمند رفع موانع پیش پای توافق است و این موانع چیزی نیستند جز FATF، بهبود مناسبات منطقهای، ایجاد ثبات و آرامش در منطقه و گسترش روابط ایران با کشورهای مختلف دنیا. حل مسائل سیاست خارجی نیازمند اراده سیاسی است. حرکت به سمت عادیسازی روابط و کاهش تنش روابط تهران و قاهره، اگرچه میتوان گامی به خاطر کاستن از فشار و ناشی از عدم رغبت دو کشور دانست، اما بههرحال باید این اقدام را مثبت و گامی به جلو دانست که به منصه ظهور رسیده و در راستای تامین منافع دو ملت و دو کشور است.