زمانی که از دیپلماسی علم سخن به میان میآوریم دایره بحث تنها محاط به علم نیست، بلکه فواید حاصل از علم و مفاهیمی نظیر فناوری و نوآوری را نیز شامل میشود. این نوع از دیپلماسی موجب شده تا بهجای بهرهمندی مطلق از ابزار مذاکره در حل و فصل مناقشات و تعارضات بینالمللی، سیاستمداران و سیاستگذاران امروزه خود را مجهز به ابزارهایی بیطرف، یاری دهنده و مورد اقبال عمومی نظیر علم، فناوری و نوآوری ببینند تا در راستای تحقق اهداف سیاست خارجی و منافع کنشگران آنها این ابزارها را بهکار ببندد. با افزایش میزان انزجار از جنگ و توسل به شیوههای قهری، نظامی و خشونتبار در جوامع بینالمللی، میزان قدرتمندی و نفوذ کشورها را عوامل و ابزارهایی جز موارد مذکور مشخص نموده است. ابزارهایی نظیر توان اقتصادی، نفوذ فرهنگی، احاطه و کنترل حرکتهای اجتماعی، میزان توانمندی علمی و فناورانه، تجهیز بودن به انواع روشهای نوآوری و... بنابراین برای احصای میزان قدرتمندی یک کشور میبایست به مولفههای تشکیل دهنده قدرت نرم نیز توجه ویژه صورت پذیرد. مفهوم قدرت نرم از جوزف نای دانشمند علوم سیاسی آمریکا به جای مانده و مبین « قدرت همکاری» است، قدرت و توانی که به کمک آن یک کشور میتواند اقدام به نفوذ و متقاعدسازی کشورهای هدف خود کرده و از این طریق، اقتدار خود را در آن کشورها ارتقا دهد. یکی از روشهای توسعه دیپلماسی علم توجیه و اقنا دیگر کشورها به این نکته است که ایشان نیز مانند او بیندیشند و مانند او از راههای حل مسائل بهره بگیرند. در چنین قدرت و اعمال نفوذی کشورهای پیشرو در تلاش هستند تا با اتکا به مواردی چون تصویر عمومی خود، اعتبار، مهارتهای ارتباطی، جذابیتهای فرهنگی، علمی، فناورانه درصدد تامین منافع ملی خود بکوشند و در این راستا محدودیتی را نیز برای حیطه عملیاتی خود متصور نیستند. قدرت نرم، همانند قدرت سخت از منابع مختلفی شکل گرفته است. ژوزف نای علاوهبر سه مقوله مهم فرهنگ، ارزشهاي سیاسي و سیاست خارجي که آنها را از منابع قدرت نرم برمیشمرد، توجهی ویژه به مقوله علم و فناوري در اثرگذاري قدرت نرم دولتها در عرصه بینالمللي دارد. امروزه یکی از تحولات نظام جهانی، ایجاد تغییر در ماهیت و اشکال قدرت و ارتقای تأثیرگذاری قدرت نرم بر قدرت سخت است. در سیاست خارجی، قدرت نرم و سخت هر کدام، بهعنوان یک واحد مجزا، برای حفظ و استمرار قدرت در نظام بینالملل تلقی میشوند. بنابراین استمرار و اصرار بر پیگیری روشهایی که مبتنیبر قدرت سخت هستند بیتردید به تقابل بیشتر و سیاستهای چالشیتر در برابر کشورهای همجوار و متخاصم منجر خواهد شد. همچنین این نکته را نیز باید مد نظر داشت که با بهکارگیری اینگونه روشها، کشورها میبایست هزینهها و مخارج زیادی را به بودجه عمومی خود تحمیل کنند. این درحالی است که قدرت نرم با تأکید بر ارزشهای سیاسی متعارف، استفاده از ابزارهای صلحآمیز برای مدیریت و حلوفصل اختلافات، همکاری اقتصادی بهمنظور دستیابی به راهحلهای مرسوم اشاره دارد که دارای هزینهها و مخارج بسیار کمتری نسبت به استفاده از قدرت سخت و نظامی- تسلیحاتی در روابط بینالملل است. موضوعی که با روی کار آمدن دولت سیزدهم میتواند مورد بررسی جدی قرار گرفته و در بهبود روابط کشورمان با دیگر کشورها، خصوصا با کشورهای جهان اسلام و پیرامون از آن بهرهمند شد. با گسترش فعالان و بازیگران بخشهای خصوصی و غیر دولتی و نیز پر رنگتر شدن نقش شرکتهای چندملیتی، دولتها نمیتوانند تنها با اتکا به ابزارهای قدیمی و سنتی قدرت منافع ملی خود را تامین نمایند. از این روست که جهان به سمت بهرهگیری هر چه بیشتر از مزایا قدرت نرم چرخش نموده است. بنابراین داشتن نگاه قدیمی و کلاسیک به قدرت و اتکا به منابع طبیعی نظیر نفت، گاز، چوب، سنگ آهن و یا شمار جمعیت و مساحت سرزمینی دیگر ملاکهای خوبی برای ارزیابی قدرتمندی کشورها به حساب نمیآیند. در حال حاضر، سلاح اصلی کشورها و زبان رقابت آنها دانش، فناوری و توسعه بازار برای این موارد در قالب بهره گیری از انواع نوآوریهاست. همچنین عناصری نظیر جایگاه و رتبه علمی کشورها، دانش و آگاهی ملی، توان و رتبه نوآوری جهانی، تعداد و رتبه مراکز آموزش عالی و تعداد دانشآموختگان دانشگاهی را نیز از دیگر مصادیق و عناصر قدرت نرم برمیشمرد. مواردی که بیتردید برای بهره گیری هر چه بهتر از آنها همکاریهای عمیق و نزدیک دستگاه دیپلماسی کشور با اکوسیستم نوآوری و لزوم توجه سیاستگذاران کلان کشور را در دوره جدید میطلبد.