هر ایرانی حداقل یکبار سروکارش به شعبات تامین اجتماعی افتاده است، بهنظرم عده کمی هستند که شانس آورده و کارشان به یک کارمند درست و حسابی افتاده که کارش را بلد است و برای کار خود و زمان مردم دل بسوزاند وگرنه کافی است سری به یکی از شعب تامین اجتماعی بزنید به وضوح مشخص است هیچ نظمی در کارشان وجود ندارد و همه چیز درهم است. مردم بین طبقات و باجهها و اتاق رئیس و معاون مثل توپ پاسکاری میشوند. متاسفانه کارم به یکی از شعب تامین اجتماعی افتاد! شعبه 11 تامین اجتماعی در نازیآباد تهران ساختمانی چهار طبقه بدون آسانسور است که چندین محله اطراف را پوشش میدهد و همین ساختمان چهار طبقه هر روز پر است از آدمهایی که کارشان روی زمین مانده است! از جوان تا میان سال و سالمند در این پلهها بالا و پایین میروند تا بلکه کارشان حل شود اما نه قرار نیست این اتفاق بیافتد چراکه یا برق نیست یا سیستمها قطع شده یا وقت ناهار و نماز است یا ساعت یک شده کارمندان پرتلاش این شعبه باید کرکره را پایین بکشند! هر واحد هم برای خودش کار میکند و کاری به این موضوع ندارد که پرونده متقاضیان کامل شده یا ناقص است! بعد از سه هفته رفت و آمد و انتقال از این شعبه به آن شعبه بالاخره قیمت همین شعبه مخروبه شد. کارمند یکی از واحدها بدون اینکه دقتی در پرونده داشته باشد نگاهی به آن میاندازد و پس از گرفتن توضیحاتم با سرکشیدن یک لیوان چای و خوردن بیسکوییت که جزو علاقهمندیها و امتیازات کارمندی در ایران محسوب میشود، میگوید به واحد دیگری مربوط است. به واحد دیگر که در طبقه دیگری است مراجعه کردم او هم بعد از ملاحظه مختصر پرونده مرا به باجه دیگری در طبقه دیگری فرستاد! بالا و پایین رفتن از این پلهها خود داستان دیگری است و جالب اینکه باجههایی که کار یکسان و مرتبط به هم انجام میدهند نه تنها کنار هم نیستند که به صورت سیستمی هم به هم وصل نیستند و مراجعه کننده باید برای هر امضا، کپی، مهر و ... به واحدی مراجعه کند که در طبقات مختلف قرار دارد و این پروسه برای جوانها که هیچ برای سالمندان و ناتوانان بسیار طاقتفرسا است. در نهایت وقتی کارم انجام نشد و اشتباهات کارمندان باعث سردرگمیام شد به سراغ مدیریت رفته با دادوفریاد او را مجبور به بررسی پرونده کردم و دیدم که همه چیزهایی که کارمندان درباره صدور کد کارگاهی گفتند اشتباه بوده اصلا کدی صادر نشده است! آیا سه هفته زمان برای انجام کار کافی نیست؟