برخی تحلیلگران داخلی و بین المللی بر این عقیدهاند که با توجه به فرسایشی شدن روند مذاکرات وین و عدم تصمیم گیری قاطع و حصول توافق؛ توافق برای احیای برجام احتمالا به بن بست کشیده شود؛ تحلیل شما از این مساله چگونه است و اساسا چه عللی برای بن بست احتمالی بر میشمرید؟
شاید بتوان علل مختلفی را برای این بن بستی که ایجاد شده ذکر کرد. نخست اینکه دولت آقای روحانی در این 6 دور از مذاکرات به یکسری توافقاتی رسیدند که ما دقیقا نمیدانیم این توافقات داری چه محتویاتی بود و در رسانهها نیز اعلام نشد که نکات اصلی این توافق چه چیزهایی است. اما در عین حال برای رایزنی بعد از آخرین دور مذاکرات طرفین به پایتختهای خود بازگشته بودند و بنا بر این بود که پس از رایزنی با مقامات تصمیم گیرنده موضوع خود را اعلام کنند. در ایران آقای روحانی کمتر از یک ماه دیگر از قدرت کنار رفته و جای خود را به رئیس جمهور منتخب جدید میدهد و خواه ناخواه رئیس جمهور و دولت جدید روی کار خواهد آمد. احتمالا نیز با نگرش جدیدی نسبت به مذاکرات یا آنچه که توافق شده است برخورد میشود. لذا شاید یکی از علتها همین باشد. یعنی عدم توافق با آقای روحانی اجازه ندادن به وی که براساس نکات توافق شده این توافق را امضا کند و بخشی از تحریمها را بر دارد و بقیه نیز در آینده حل و فصل شود. بنابراین به نظر میآید که در حال حاضر دیگر مذاکرات جدیدی وجود نخواهد داشت تا زمانی که دولت جدید مستقر شود و موضعش را رسما مشخص کند و لذا با موضع جدیدی
که احتمالا در برگیرنده توافق قبلی خواهد بود احتمالا افراد جدیدی وارد مذاکره با هیأتهای مذاکره کننده در اروپا شوند. لذا یک سر قضیه به ایران مربوط میشود. از طرفی آمریکاییها تحریمها را در اختیار خود دارند و در واقع گلوگاه مسائل مالی، بانکی و فشاری که بر کشورهای دیگر وارد میکنند را در دست دارند. بنابراین در مجموع آنها از این متضرر نمیشوند که مذاکرات سریعتر انجام شود یا به آینده موکول گردد. احتمالا نیز برای دولت جدید و مذاکرات جدید شرایطی نو را به اروپاییها القا کنند. کما اینکه وزیر امور خارجه آمریکا گفته بود که یکی از شرایط ما این است که همه زندانیان ما در ایران آزاد شوند. موضوعی که بارها هم اتفاق افتاده و آنها یکسری زندانیان را آزاد کردند و ایران نیز با تخفیف یکسری زندانیان را آزاد کرده است. حال ممکن است شرایط دیگری هم داشته باشند و بگویند که برای توافقات در آینده بر روی مسائل امنیت منطقهای هم میتوانیم مذاکراتی را انجام دهیم. لذا برای اینکه بدانیم چرا به بن بست خوردیم یکی این است که ایران شاید نتوانست در برههای که باید تصمیمگیری سریع داشته باشد و روی توافقاتی که انجام شده بود پاسخ آری یا خیر بدهد
تا توافق انجام شود. از طرف دیگر دولت آمریکا نیز از این مساله سوء استفاده میکند و ما هم که تحریمها را به عنوان اهرم قدرتمندی در اختیار داریم منتظر میمانیم تا ببینیم دولت جدید ایران چگونه میخواهند پای میز مذاکره بیایند. این مساله نیز به درازا خواهد انجامید چون خواه ناخواه دولت جدید تشکیل میشود و تا زمانی که مستقر شود، تقسیم وظایف و امور شناسایی گردند، وزرا در جای خود قرار بگیرند و مدیران را تعیین کنند و در مورد سیاست خارجی نیز در شورای عالی امنیت ملی و رهبری تصمیم بگیرند مساله به طول خواهد انجامید. در نتیجه به نظر من این بن بست تداوم خواهد داشت. ولی اروپاییها و آمریکاییها خیلی از این مساله متضرر نمیشوند بلکه ضرر اصلی را ایران خواهد دید که دلش میخواست تحریمها برداشته شود، بتواند از منابع مالی خود در دنیا استفاده کند، نفت را بفروشد و در مقابل مصارف دیگری داشته باشد و گشایشهایی ایجاد شود.
با این حساب فکر میکنید همچنان همین روند ساکن و نامعلوم در خصوص احیای توافق برجام ادامه خواهد یافت؟
به نظر من فعلا همه چیز در حالت ابهام و نامشخص قرار دارد و معلوم نیست که چه خواهد شد. ولی خب یک چیز مشخص است؛ اینکه دولت جدیدی که روی کار خواهد آمد دیر یا زود به مسائل حاد اقتصادی و مالی خواه ناخواه پی خواهد برد و به زودی خواهد فهمید که اگر بخواهد کسری بودجه را از بین ببرند و پروژههای در دستور کار را تقویت کنند به منابع مالی نیاز دارند که اگر بخواهند از طریق داخل آن را تامین کنند به تورم بیشتر دامن زده میشود. بنابر این مجبور هستند که تصمیم بگیرند از منابعی که ما در خارج از کشور داریم استفاده کنند. این مساله نیز متضمن این نکته است که به توافق اولیهای دست پیدا کنند و مذاکرات را مرحله به مرحله انجام دهند. البته این مذاکرات نیز به این معنی نیست که ما بخواهیم استقلال سیاسی یا اقتصادی خود را زیر سوال ببریم، بلکه بدین معنا است که به نحوی بیاییم و دست خود را برای مذاکرات مرحله بعدی قویتر کنیم. خصوصا اینکه آمریکاییها که میخواهند با نقشهای شیطانی با مسائلی که در افغانستان ایجاد میکنند توجه ایران را از منطقه خاورمیانه به شرق متوجه کنند.
تاثیر مسائل منطقهای مثل ماجرای افغانستان، عراق، با ارتباط ایران و عربستان چه میزان میتواند در نوع رویکرد آمریکاییها نسبت به توافق با ایران تاثیرگذار باشد؟
البته اینها تحولاتی است که احتمالا بر موضع ایران و مذاکراتی که در زمینه برجام انجام میشود تاثیرگذار است. مثلا آمریکاییها حملات هوایی را در خصوص نیروهای شیعی و جبهه مقاومت انجام دادند که اینها میتواند دور باطلی را بهوجود بیاورد. به این صورت که آمریکاییها این حملات را انجام میدهند و در مقابل گروههای جبهه مقاومت به تلافی علیه نیروهای آمریکا میپردازند و این دور باطل در نهایت به جایی میرسد که آمریکاییها ایران را متهم کنند که آتش بیار معرکه در منطقه هستند تا از این طریق ایران را تهدید به مجازات کنند یا اینکه تنش را میان ایران، آمریکا و اروپا گسترش دهند. البته در قضیه افغانستان ایران تلاش میکند که دیپلماسی را وارد قضیه کند و اختلافات طرفین از طریق گفت و گو حل و فصل شود . هر چند که همه طالبان را همه میشناسند و میخواهد همه افغانستان را تحت سلطه خود بگیرد. البته اینها قابلیت ایجاد یک دولت و حاکمیت مدرن را ندارند اما در عین حال میتوانند در منطقه تنش ایجاد کنند. لذا غربیها سعی دارند که بخشی از توجه ایران را به شرق معطوف کنند و توجه ایران را از منطقه خاورمیانه و خلیج فارس کاهش دهند. آمریکاییها به
دنبال این نیستند که صرفا در برجام مشکل تراشی کنند بلکه درصددند که توان ایران را کاهش دهند.