بستن
کد خبر: ۱۰۱۷۹۵۷

اقتصاد نفتی از وابستگی خارجی تا تشدید فشارها

اقتصاد نفتی
 از وابستگی خارجی تا تشدید فشارها
دکتر سیدمرتضی افقه استاد اقتصاد دانشگاه

آنچه باعث شود درآمدهای نفتی ما دچار تزلزل و تنزل شود به طور مستقیم بر معیشت مردم تاثیر گذاشته و این وضعیت فقط مربوط به دوران تحریم نیست. سال ۱۳۶۵ در اوج جنگ شاهد افت شدید قیمت جهانی نفت بوده‌ایم. مشابه آن این مساله در سال ۷۷ هم رخ داد و اگر طولانی می‌شد این بحران اقتصادی گریبان کشور و معیشت مردم را می‌گرفت. اما در دوره احمدی‌نژاد بیشترین درآمد نفتی را داشته‌ایم که با بی‌تدبیری، فرصت‌سوزی شد و از آن شرایط برای کاهش وابستگی، هیچ بهره‌ای گرفته نشد و حاصل آن شد که با نخستین رگه‌های تهدید جدی آمریکا و تحریم دوباره نفتی در اواخر دوره احمدی‌نژاد علیه کشور، رشد اقتصادی به منفی هفت درصد و تورم ۴۳ درصدی رسید که اگر تحریم شورای امنیت، قطعنامه‌ها و تهدیدهای آنها ادامه می‌یافت شرایط به مراتب بدتر می‌شد. آمدن روحانی و ایجاد خوش‌بینی و وعده‌های داده شده برای حل مشکل قطعنامه‌ها به شورای امنیت، موجب شد این وضعیت تعدیل شود و با انجام مذاکرات و توافق برجام، خوش‌بینی برگشت و رشد اقتصادی دو رقمی شد و تورم کاهش یافت اما ترامپ تحریم‌ها را دوباره برگرداند و از ابتدای سال ۹۷ وضعیت رو به وخامت گذاشت و درآمدهای نفتی کشور به شدت افت کرد و این‌بار چون دشمن تجربه گذشته را داشت، راه‌های دور زدن این تحریم‌ها را به‌شدت محدود کرد و دولت به ناچار از ذخایر، استفاده می‌کرد تا کمترین لطمه به مردم وارد شود. رئیس کل بانک مرکزی هم درآمد ارزی کشور را در ۲ سال اخیر۵ میلیارد دلار بیان کرده بود، در حالی که نیاز اقتصاد کشور در شرایط عادی از درآمدهای نفتی بالای ۵۰ میلیارد است و در دوره احمدی‌نژاد این میزان به ۱۱۰ میلیارد دلار هم رسیده بود، دولت به ناچار از ذخایر ارزی استفاده کرد و حتی ناچار به فروش اموال شد، از مردم استقراض کرد و مشکل بورس ایجاد شد؛ در واقع دولت بعدی باید بدهی‌های دولت به مردم و اوراق مشارکت را بازگرداند. کشورمان سه سال است که در شدیدترین تحریم‌هاست که حتی در دوره جنگ هم به این شدت نبوده است؛ ضمن آنکه مشکل اف‌ای‌تی‌اف و عدم امکان مروارده پولی و بانکی را هم داریم که خود به نوعی به فلج شدن اقتصاد و تولید منجر شده است. امروز پس از سه سال تحریم شدید، مصرف ذخایر ارزی و ظرفیت‌های استقراضی دولت در بدترین وضعیت تاریخ کشور بعد انقلاب است، از این رو تحقق بسیاری از وعده‌ها دشوار خواهد بود. با این حال،‌ بسیاری از این وعده‌ها در صورت احیای دوباره برجام در کوتاه‌مدت قابلیت اجرا دارند، زیرا با این امر ۵۰ میلیارد دلار از پول‌های بلوکه‌شده کشور آزاد می‌شود. حتی با فرض آزادسازی پول‌ها و عادی‌شدن روابط، تازه برمی‌گردیم به شرایط ۳۰، ۴۰ ساله گذشته تا با درآمد نفتی و ناکارآمدترین شیوه‌های اداری، مدیریتی و اجرایی، کشور را اداره کنیم و عملا با این وضعیت، خیلی نمی‌توان خوش‌بین بود که با وجود درآمدهای نفتی، مشکلات اصلی اقتصادی کشور حل شود و اصلاح این وضعیت ضرورت دولت آینده است. مشکلات اصلی اقتصاد ربطی به سیاست خارجی ندارد؛ بلکه عموما ناشی از بی‌تدبیری‌ها در سه دهه گذشته است که اقتصاد کشور را تا این حد وابسته به سیاست خارجی نگه داشته است. اگر اصلاحات ساختاری انجام نشود همواره این وابستگی نفتی باقی می‌ماند و با هر کاهش قیمت یا تحریم به نقط صفر برمی‌گردیم. پایه توسعه هر کشور، نیروی انسانی توانمند، متخصص و پرورش یافته است، اما امروز با توجه به نگرش توسعه‌ای، ما در مسیر توسعه نیستیم چون نگرش حاکم بر تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان کشور در طول این دهه‌ها نگاه نفتی بوده و کشور را از منظر داشتن نفت، ثروتمند تلقی کرده‌اند در حالی که برای توسعه کشور باید عقل، اندیشه، فکر و ابداع انسان‌ها تقویت و توسعه یابد و مبنا قرار گیرد. ضمن آنکه همان تفکر نفتی موجب شده نیروهای نخبه به خارج بروند یا در داخل با تنگ‌نظری‌ها منزوی شوند و حاصل آن نظام مدیریتی به شدت ناکارآمد و در پی آن ساختار اداری و بروکراسی به شدت ناکارآمد امروز است. معتقدم در دولت، عدالت ایجاد خواهیم کرد؛ چون دولت ما قرار است عدالت را اجرا کند و یکی از جلوه‌های عدالت، استفاده از همه ظرفیت‌های کشور است و هر کسی که قابلیت داشته باشد از آن استفاده خواهیم کرد و نباید نگاه کنیم که این برای این قبیله است یا آن دسته یا اهل این شهر است یا آن منطقه. اگر ساختار تغییر نکند همیشه وابسته نفت خواهیم بود. تغییر این ساختارها ممکن است اما در کوتاه‌مدت نه. باید تفکری شکل گیرد که به مفهوم واقعی، شایسته‌ها را در نظام اداری و مدیریتی بپذیرد؛ حال آنکه امروز در پذیرش‌ها، شایسته‌سالاری حاکم نیست. از ابتدای انقلاب بیش از هزار میلیارد دلار درآمد نفتی داشته‌ایم که نصف آن کافی بوده تا کشور از سال‌ها پیش در مسیر توسعه قرار گیرد اما اگر نشده، ریشه آن در نگرش‌هاست، چنانکه نظام ارزشی حاکم بر تصمیم‌گیران و تصمیم‌سازان ضد‌توسعه است و باید بپذیریم تنها ثروت، انسان‌های توانمند هستند و تلاش کنیم نیروهای نخبه ما ماندگار شده و نخبگان وارد عرصه شوند که این خود شروع توسعه است. سه دهه است همه سطوح کشور اذعان دارند فضای کسب‌وکار دارای مشکلات جدی است؛ اما چرا تا‌کنون حل نشده؟ علت آن است که اصلا نمی‌خواهیم ریشه‌ها را حل کنیم. از سویی، این اقدام هزینه‌بر است و جمعیت ناکارآمد زیادی باید اخراج شوند که عده زیادی از آنان ذی‌نفع و ذی‌نفوذ هستند و مقاومت می‌کنند. ما با دوپینگ نفت تا امروز ادامه داده‌ایم. از سال ۹۷ که این درآمدها حذف شده، وضعیت به شدت دشوار و تبدیل به بحران شده است. اگر مشکل تحریم حل نشود در کوتاه‌مدت هم هیچ‌کدام از آن وعده‌ها قادر به عملیاتی شدن نیست؛ اما اگر حل شود به دلیل آمدن مبالغ پول در کوتاه‌مدت، دست دولت برای توزیع یارانه و کمک‌ها به اقشار کم‌درآمد که اقدام خوبی هم هست باز می‌شود. وقتی ۶۰ میلیون نفر نیازمند سبد حمایتی و در واقع زیرخط فقر هستند باید کمک شوند تا بعد شروع به برنامه‌ریزی و پیاده‌سازی برنامه‌های میان مدت و بلندمدت شود.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی