بیراه نیست اگر گفته شــود شــرایط اجتماعی در بیشتر عرصهها، «غیر کارشناسی» است. غیر کارشناسی بدین معنی که درک این امر که چرا کشوری با این همه منابع، ذخایر، امکانات، تاریخ طولانی، انبوهی از کنشگران اجتماعی و سیاسی، شهروندان مهین دوست و تلاشگر، دچار انبوهی از چالشهاست، بسیار دشوار است. چندین دهه است که دولتها میآیند و میروند، اما به گواه شواهد تجربی و عینی چالشهای اجتماعی و ملی، بیتوجه به انبوه «شعارها و ترفندهای» دولتهای گوناگون پیوسته انباشتهتر از دولت قبلی میشوند. بنابراین، طرح این پرسش که چرا دولتها نمیتوانند وظیفه ذاتی خود یعنی ایجاد امید، امنیت، رفاه، آرامش و... اجتماعی محقق کنند؟، نه تنها موجه بلکه ضروری است. از این رو و در راستای فهم شرایط غیر عقلانی اجتماعی و ملی، در این موجز تبیینی کلی و مختصر از «اهداف سیاسی» ارائه میشود. سراسر تاریخ سیاسی جوامع در طول قرون گوناگون تا جوامع معاصر را میتواند در دو مفهوم منافع و قدرت درک کرد. به بیانی، سیاست معطوف به تحقق منافع با ابزار اقتدار است. تا قبل از عصر روشنگری که آغاز درک جدید از انسان، طبیعت و کارکرد سازمان اجتماعی بود، حکومتها سازوکار تحقق منافع گروهی، جناحی و فردی بودند. به عبارتی، قبل از عصر روشنگری، سازمان مدیریت سیاسی یک کشور یا جامعه صرفا ابزاری برای تحقق اهداف برخی گروهها، جناحها و افراد بودند، اما بعد از دستاوردهای عصر روشنگری در عرصههای گوناگون بهویژه علوم انسانی، سازمان و ساختار حکمرانی برای تحقق اهداف جمعی(ملی) درک و تلقی شد. فهم سازمان و ساختار حکمرانی به عنوان ابزاری برای تحقق اهداف جمعی(ملی) بستر توسعه اجتماعی در همه عرصهها بهویژه مدیریت سیاسی در کشورهای توسعه یافته دارای امنیت، رفاه، آرامش و... شد. دموکراسی یه عنوان یک شیوه مدرن حکمرانی نمود کاربردی و کم هزینه تحقق اهداف جمعی در جهان معاصر است. اینکه حکومتها نمود اهداف فردی و جناحی یا اهداف جمعی هستند، کاربردی ترین سنگ محک برای ارزیابی عملکرد مدیریت کلان (نهادها، کارگزاران و صاحب منصبان) کشورها میباشد. اگر تبیین سیاست به عنوان منافع و قدرت منطقی و کاربردی تلقی شود، آنگاه میتوان ادعا کرد که پیگیری اهداف غیرجمعی توسط کارگزاران، حاشیهنشینان سیاسی و صاحب منصبان، منشاء بیشتر چالشها، ناکامیها، دشواری و... در کشورهای در حال توسعه میباشد. «ساختار مدیریت کلان ملی که صادقانه پیگیر تحقق منافع جمعی(ملی) باشد، نمی تواند ناکارآمد باشد». بنابراین، اگر دولت آقایرئیسی و نهادهای بالا دستی می خواهند، از سرنوشت دولتهای قبلی پرهیز کنند، به ضرورت باید تحقق اهداف جمعی(ملی) را وظیفه صادقانه خود تلقی کنند. به عبارتی، کارآمدی دولت جدید بی شک منوط به گزینش و پیگیری صادقانه اهداف جمعی(ملی) می باشد. به گواه تجربیات و شواهد بی شمار، حکمرانی مبتنی بر تحقق اهداف فردی و جناحی منجر به انواع و انبوه تنشهای اجتماعی اجتناب ناپذیر که منجر به تحولات بنیادی در ساختار مدیریت کلان می شود، میباشد.